کد خبر: ۱۸۸۹۹
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۵ - ۰۷:۰۰
در قسمت قبل تعریف های مختلفی از تجربه کاربری (UX) را براتون آوردم تا با این اصطلاح تازه به دوران رسیده قدیمی کمی آشنا بشیم . الان در اینجا کمی بیشتر تجربیات خودم را اضافه میکنم تا به قول معروف عامه فهم بشه.

بزارید اینجوری بگم! توی سرتاسر دنیا همه شرکت‌های بزرگ دارن محصولاتی رو طراحی می‌کنن که در نهایت به دست من و شما می‌رسه و ازشون استفاده می‌کنیم. وقتی برای اولین بار حدود بیست و اندی سال پیش یه موبایل خریدم حس عجیبی داشتم.حسی که همه شما اغلب تجربه کردید. در مورد اینکه می‌تونستم گوشی تلفنم رو توی جیبم بزارم و هرجایی دور از خونه به تماس بگیرم و به هر کسی جواب بدم . شما چه فکری می‌کردید؟ آیا داشتن یه گوشی تلفن با قابلیت حمل، باعث نمی‌شد در مقابل دوستان و نزدیکان‌تون یه حس خاص داشته باشید؟ حس برتری و قدرت در خودتون نمی‌دیدید؟

بله میدونم الان دیگه همه یه گوشی موبایل دارن و کسی به خاطر موبایلش احساس غرور نمی‌کنه. اما این موضوع رو همین الان هم می‌شه به شکل های دیگه‌ایی دید. فکر می‌کنید حس داشتن یه iPhone7 برای کسی که یه گوشی کلاسیک Nokia 6700 داره چه جوریه؟

مثلا قدیم وقتی می‌خواستیم ایمیل‌مون رو چک کنیم، اگه خودمون یه کامپیوتر‌ شخصی داشتیم، باید منتظر یه فرصتی می‌شدیم تا بریم پشت کامپیوتر و ایمیل رو باز کنیم. اگه کامپیوتر هم نداشتیم که دیگه وضع بدتر بود و باید دنبال یه زمان آزاد و یه کافی‌نت می‌گشتیم. اما حالا ما داریم با گوشی های هوشمند موبایل‌این تجربه را داریم که خیلی راحت هرجایی که هستیم می‌تونیم گوشی رو از جیب‌مون دربیاریم و ایمیل‌ها رو چک کنیم. فرقی نمی‌کنه در حال راه رفتن توی خیابون، توی مترو ، در حال مسافرت، یا حتی موقع استراحت.

یه روزایی هم میرسه که این تجربه‌ها بد باشن. مثلا بعضی گوشی ها حافظه RAM خیلی پایینی داره. کاربر هرموقع که می‌خواد بعضی برنامه ها مثل فیس‌بوک بازکنه، باید همه برنامه‌های جانبی رو ببنده تا گوشی هنگ نکنه!

تجربه‌های خوب و بدی که ما کاربرها در استفاده از محصولات داریم باعث میشه که اونها رو بخریم یا نخریم.

طبیعتا وقتی این تجربه‌ها تا این حد مهم هستن که روی تصمیم‌گیری‌های ما تاثیر مستقیم دارن، یک صعنتی هم بوجود میاد که تمرکزش روی خلق تجربه‌های شیرین‌تر برای کاربران باشه. به این صنعت میگن صنعت تجربه‌کاربری.

تجربه‌کاربری یعنی نگاه به کاربرد محصول از بیرون. یعنی از همون سمتی که مردم به نحوه عملکردش نگاه می‌کنن.

توی دنیای تجربه‌کاربری یکی از مهمترین موضوعاتی که همیشه باهاش در ارتباط هستیم اینه که بدونیم الان کاربران ما چه چیزی رو دارن تجربه میکنن. کاربران مختلف تجربه‌های متفاوتی در استفاده از یک محصول دارن. یعنی تجربه من در استفاده از iPhone7 با تجربه شما متفاوت باشه. پس لازمه که نیاز‌های کاربر رو شناسایی کرده باشیم و بدونیم که با چه مسائلی روبرو هستند. طراحی اینجا یعنی پیدا کردن راه حل برای این مسائل. بنابر این طراحی‌تجربه‌کاربری یعنی پیدا کردن راه حلی برای بهتر کردن تجربه‌های کاربر.

مثلا بوش و سامسونگ هر دو از شرکتهای لوازم خانگی بزرگ هستن که سرویس‌های زیادی رو برای کاربراشون دارن. برای این دو شرکت یکی از مهمترین دغدغه‌ها اینه که همه سرویس و خدمات شون در دسترس کاربر باشه. بوش می‌خواد همه سرویس‌های نویی که محصولاتش در اختیار کاربر قرار می دهند را پایدار و حرفه ای باشد، اما سامسونگ رویکرد متفاوتی داره. اینکه چطور همه سرویس‌ها نو و در دسترس کاربر قرار بگیره بدون اینکه باعث سردرگمیش بشیم به کارش بیاد مسئله مهمیه.

حالا یه طراح تجربه‌کاربری باید طرحی ارائه بده که این مشکل رو حل کنه. یعنی دو هدف رو دنبال کنه: اول اینکه کاربر بتونه به همه این سرویس‌ها دسترسی داشته باشه و دوم اینکه شرکت‌های بوش و سامسونگ بتونن به اهداف تجاریشون برسن. می‌بینید که طراحان تجربه‌کاربری این دو شرکت بزرگ رویکرد‌های کاملا متفاوتی رو هم در پیش گرفتن.

در بخش بعدی با طراحی تجربه کاربری شما را بیشتر آشنا می کنم.

نویسنده: رضا محمدی-پایگاه خبری تجارت امروز

تجربه‌کاربری (UX) چیست؟




مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر: