کد خبر: ۱۹۹۹
تاریخ انتشار: ۲۹ اسفند ۱۳۹۳ - ۲۲:۴۹
در انتهای هر سال روزی برای ما ایرانیان نفتی شده است. 29 اسفند روز ملی شدن صنعت نفت نام گرفته است اما آیا نفت واقعا در ایران ملی شد؟ ملی شدن صنعت نفت چه مفهومی دارد و چه تاثیری در زندگی ایرانیان می گذارد؟
به گزارش تجارت امروز، مهرداد خدیر در یادداشت خود در عصر ایران در این باره می نویسد:یکی از عبارات رایج و بعضا تکرار شده در سال های اخیر که در شبکه های مجازی و برخی رسانه ها و نیز گاه از زبان کارشناسان سیاسی یا اقتصادی می خوانیم و می شنویم این است که نهضت ملی شدن صنعت نفت در ایران که در 29 اسفند 1329 به ثمر نشست و نفت را ملی کرد نفت را در واقع «دولتی» کرد نه «ملی» زیرا این ثروت به جای این که در اختیار مردم قرار گیرد در انحصار دولت درآمد.

اینان می خواهند «ملی شدن صنعت نفت» را به «دولتی شدن صنعت نفت» ترجمه و تفسیر و با توجه به گسست تاریخی دولت – ملت، تجهیز دولت ها و حکومت ها به ثروت سرشار نفت را نه یک موهبت و فرصت که مانعی برسر نیل به توسعه و دموکراسی قلمداد کنند.

با این نگاه ملی شدن صنعت نفت انگار«شب شراب»ی بوده که به «بامداد خمار» انجامیده و این خماری و اعتیاد به نفت همچنان ادامه دارد چون دولت ها را به جای اتکا به درآمدهای مالیاتی و نیاز به مردم، یارانه دهنده و منت گذارنده و تحمیل کننده کرده و مردمان را به جای تولید ثروت، یارانه بگیر و در استخدام دولت ها و نیازمند و چون دولت نفتی، رانتیر است و متکی به رانت نفت از مردم احساس بی نیازی می کند و همین بزرگ ترین مانع دموکراسی است و مثال هم می آورند که هر گاه بهای نفت بالا رفته دولت ها بلندپروازانه تر سخن گفته و گام برداشته اند و به عکس هر زمانی که نفت ارزان شده به مردم احساس نیاز کرده و نرم تر شده اند.

این گزاره ها البته تا اندازه ای درست است اما موضوع این گفتار، دیگر است. چون این نوشتار می خواهد تنها به این پرسش پاسخ دهد که آیا 29 اسفند روز «ملی شدن» صنعت نفت است یا روز «دولتی شدن» آن؟

عکس هوایی قدیمی از پالایشگاه نفت آبادان

نفت، ملی شد یا دولتی؟


خواننده این سطور نیز به احتمال پاسخ می دهد: آری، معلوم است که نفت، دولتی شد و نه ملی چرا که اگر ملی شده بود هر ایرانی سهم مشخص و تعریف شده ای از آن داشت و ایرانیان طی این 60 سال به سهام داران شرکت سهامی نفت تبدیل می شدند. البته کسی در نیت خیر و خدمت دکتر مصدق تردید ندارد و این سخن را معطوف به بعد از آن و طی 60 سالی می دانند که نفت به صورت انحصاری در اختیار دولت ها قرار داشته است.

این سوء تفاهم واختلاف اما در وهله نخست از نوع نام گذاری ریشه می گیرد. زیرا «ملی» را در اینجا نباید به معنی «غیر دولتی» دانست.

واژه «ملی» در فرهنگ سیاسی و اقتصادی معاصر ایران بیش از آن که در مقابل «دولتی» قرار گیرد به معنی «خلع ید» است. اگر به جای روز ملی شدن صنعت نفت گفته می شد روز خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس و واگذاری صنعت نفت به ایرانیان، چه بسا این سوء تفاهم برنمی خاست و این اختلاف ها هم در نمی گرفت.

پس، ملی کردن در اینجا به معنی خلع ید است و این که بعد از خلع ید باید در اختیار دولت قرار می گرفته یا ملت موضوعی ثانوی است.

بانک «ملی» ایران هم بعد از خلع ید و برچیدن بانک ایران و انگلیس تاسیس شد وهیچ کس خرده نگرفت که چرا نام آن را بانک دولتی ایران نگذاشتند در حالی در اختیار دولت است. یا در تابستان 1358 که شماری از بانک ها و صنایع در اختیار دولت قرار گرفت حتی یک سطر نوشته یا یک جمله مصاحبه در نشریات آن زمان پیدا نمی کنید که یادآور شوند چرا می گویید صنایع و بانک ها ملی شدند در حالی که دولتی شده اند یا خرده بگیرند چرا نام سازمان تحت پوشش وزارت صنایع وقت «صنایع ملی» است زیرا روشن بود صنعت ملی یعنی صنعتی که از مالک یا مدعی مالکیت قبلی خلع ید شده است.

نفت، ملی شد یا دولتی؟


با این توضیح روشن می شود که هر قدر بر اصطلاح «خلع ید» تاکید شود موضوع روشن تر خواهد شد و ابهام و تعارض آن با «دولتی» هم فرو می نشیند.

با این همه و با تاکید بر این که دکتر محمد مصدق تنها در پی ملی کردن صنعت نفت نبود و همزمان پروژه انتخابات آزاد را نیز پیش می بُرد و می دانست که نفت ملی با دولت ملی معنی دارد و نه با دولت غیر ملی و غیر دموکراتیک، این واقعیت را نیز نباید از نظر دور بداریم که در دنیای متحول شده امروز جذب سرمایه گذاری خارجی در منابع نفتی یک امر پذیرفته شده است و ملی شدن به مفهوم گذشته جایگاه خود را از دست داده و در دنیای امروز جلب مشارکت و همکاری امتیاز است و قطعا اگر امروز دکتر مصدق در قید حیات بود می کوشید پای شرکت های خارجی را باز کند.

تجربه امتیاز دهی در عصر قاجار، ملی کردن را به یک ارزش بدل ساخته بود ولی امروز ارزش جهانی و غالب این است که از امکانات فنی و نرم افزاری و سرمایه ای دیگران به سود منابع ملی بهره ببریم. جالب این که آخرین نشانه های ملی شدن در دنیای صنعتی در کشوری چون فرانسه با ریاست جمهوری فرانسوا میتران از حزب سوسیالیست از بین رفت تا نشان دهند سوسیالیست های اروپاییی نیز دیگر در پی ملی شدن به این مفهوم نیستند.

اگر در بهمن 1331 جمهوری خواهان در آمریکا روی کار نمی آمدند و در اسفند همان سال استالین رهبر وقت اتحاد شوروی درنمی گذشت و اتحاد نیروهای مذهبی و ملی نمی گسست و حمایت آیت الله کاشانی ادامه می یافت و کسانی درصدد توطئه و دسیسه برنمی آمدند، چه بسا آمریکا و انگلستان جرات دخالت و ساقط کردن دولت ملی را پیدا نمی کردند و دکتر مصدق نیز در مقام رییس یک دولت ملی فرصت بیشتری می یافت و پای سرمایه گذاران خارجی را باز می کرد منتها او ابتدا باید «خلع ید» می کرد و بعد از انحلال مجلس با همه پرسی مردم پارلمانی ملی و دموکراتیک تشکیل می داد تا فصل تازه ای شکل گیرد اما این مجال را به او ندادند و حال، پس از ده ها سال برخی بی توجه به پروژه موازی مصدق که انتخابات آزاد برای تشکیل مجلسی واقعی بود تنها می گویند که نفت را ملی نکرد دولتی کرد. در صورتی که با یک نگاه هم می توان گفت وقتی دولت، ملی است نفت هم ملی است و مشکل از وقتی شروع شد که دولت ملی را ساقط کردند.

اما این گزاره هم خدشه دار است چون همان گونه که تصریح شد مراد از ملی شدن صنعت نفت خلع ید از انگلیسی هاست. کما این که عنوان رسمی هیاتی که به سرپرستی مهندس مهدی بازرگان روانه آبادان شد تا صنعت نفت را تحویل بگیرد نیز«هیات خلع ید» بود.

سالروز خلع ید بیگانگان از صنعت نفت ایران را در حالی گرامی می داریم که امیدواریم با توافق هسته ای پای سرمایه گذاران خارجی به صنعت نفت ایران دوباره باز شود و با شراکتی عادلانه زمینه های رشد اقتصادی را فراهم آوریم
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش تصویری
دریاچه ارومیه به لطف باران های اردیبهشتی نفس کشید
دریاچه ارومیه که سالیانی است با مرگ دست و پنجه نرم می کند به لطف بارش های خاص اردیبهشت امسال نفسی تازه یافته است البته اگر مسئولان بدانند که این شرایط نتیجه عملکرد آنها نیست شاید باعث شود که در برنامه های خود تجدید نظر کنند و فرصت به دست آمده برای احیای این دریاچه را از کف ندهند.
پربحث ترین