کد خبر: ۲۵۱۴۵
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۳۹۶ - ۱۴:۳۳
در بهار سال 2012، دو فرزند ارشد دونالد ترامپ، یعنی ایوانکا ترامپ و دونالد ترامپ جونیور، خود را در موقعیتی پر مخاطره به لحاظ قانونی یافتند. به مدت دو سال، دادستان ها در دفتر قضایی حوزه منهتن مشغول به فعالیت بر روی پرونده ای بر علیه آنها بودند.
چطور فرزندان ترامپ از مهلکه گریختند؟
در بهار سال ۲۰۱۲، دو فرزند ارشد دونالد ترامپ، یعنی ایوانکا و دونالد جونیور، خود را در موقعیتی پر مخاطره به لحاظ قانونی یافتند. به مدت دو سال، دادستان‌ها در دفتر قضایی حوزه منهتن مشغول به فعالیت بر روی پرونده‌ای علیه آن‌ها بودند. در این پرونده، آن‌ها متهم به گمراه کردن خریداران واحد‌های پیش فروش ترامپ در منطقه سوهو بودند که شامل یک هتل و ساختمان می‌شدند که به فروش نمی‌رفتند. با وجود تلاش‌های زیاد وکلای مدافع این خواهر و برادر، پرونده همچنان مفتوح مانده بود. محکومیت آن‌ها در این پرونده تقریبا محتمل شده بود. مدارک موجود شامل ایمیل هایی از طرف خواهر و برادر ترامپ می‌شد که به روشنی آشکار می‌ساخت آن‌ها عامدانه به فریب خریداران پرداخته بودند.

به گزارش تجارت امروز به نقل از نیویورکر، در یکی از ایمیل‌ها، بر اساس گفته چهار نفر که شاهد آن بوده اند، خواهر و برادر ترامپ در رابطه با دادن اطلاعات غلط به خریداران آتی با یکدیگر به مشورت پرداخته بودند. در ایمیلی دیگر، بر اساس گفته شخصی که آن ایمیل را خوانده است، آن‌ها نگران بودند که مبادا یک خبرنگار در میان خریداران باشد. همینطور در ایمیلی دیگر، بر اساس گفته کسی که ایمیل را خوانده است، دونالد جونیور، به یک دلال که نگران از ارائه اطلاعات غلط بود، اطمینان می‌داد که هیچ کس از این موضوع اطلاع نخواهد یافت، زیرا تنها اعضای بنیاد ترامپ یا کسانی که به ایمیل‌ها دسترسی دارند از این فریبکاری اطلاع دارند.
 
هیچ شکی نیست که فرزندان ترامپ این فربیکاری را "تایید کردند، و از آن مطلع بودند، و به موافقت با آن پرداختند و همینطور عامدانه با افزایش ارقام، سعی در فروش‌های بیشتری داشتند، " این را یکی از اشخاصی که شاهد ایمیل‌ها بوده است می‌گوید. "آن‌ها می‌دانستند که این کار خلاف است. "

در سال ۲۰۱۰، زمانیکه شعبه مرکزی جرایم اقتصادی در مجتمع قضایی، به شروع تحقیقاتی از این خواهر و برادر پرداخت، بنیاد ترامپ با استخدام چندین وکیل کار کشته نیویورکی به دفاع از دونالد جونیور و ایوانکا پرداخت. وکلای انتخاب شده در چندین مرحله با دادستان‌ها دیدار داشتند. آن‌ها تصدیق نمودند که موکلانشان اغراق کرده‌اند، اما بیان داشتند که این اغراق‌گویی‌ها در حد یک جرم نبوده است. با این وجود، کماکان این پرونده مفتوح مانده بود. دونالد ترامپ پدر، در ملاقاتی که با تیم وکلای مدافع داشت، ناراحتی خود را از بسته نشدن این تحقیقات ابراز داشت. کمی پس از این ملاقات، مارک کازویتس، وکیل شخصی و دیرین ترامپ به پرونده ورود پیدا کرد.

کازویتس که در آن زمان، به مدت ۱۰ سال بود که وکالت کارهای دونالد ترامپ پدر را عهده دار بود، به طور مشخص یک وکیل مدنی بود که در رابطه با امور کیفری از تجربه کمی برخوردار بود. اما در سال ۲۰۱۲، کازویتس برای انتخاب مجدد وکیل حوزه منهتن، سایروس ونس جونیور، ۲۵ هزار دلار به کمپین انتخاباتی ونس کمک مالی کرد که او را در ردیف یکی از بزرگترین کمک‌دهندگان مالی برای انتخاب مجدد ونس قرار داد. کازویتس تصمیم گرفت که دادستان‌های سطح پایین را دور زده و مستقیما به سراغ ونس رفته و از او بخواهد که تحقیقات را متوقف کند.

در ۱۶ مه ۲۰۱۲، کازویتس به ملاقات ونس در دفترش در خیابان وان هوگان پلیس در مرکز منهتن رفت - عمارتی رنگ و رو رفته که به واسط برنامه تلویزیونی "نظم و قانون" به شهرت رسید. دان آلونسو، دستیار ارشد مجتمع قضایی، و آدام کافمن، رئیس بخش تحقیقات نیز در این جلسه حضور داشتند، اما هیچ فردی از شعبه مرکزی جرایم اقتصادی در این جلسه حضور نداشت. کازویتس در این جلسه هیچ حرف جدیدی برای گفتن نداشت. او تنها به تکرار ادعاهایی پرداخت که وکلای پیشین ماه‌ها بود که مطرح نموده بودند.

در نهایت، ونس نظر دادستان‌هایش را رد کرد. ۳ ماه پس از این ملاقات، او به آن‌ها گفت که پرونده را مختومه اعلام کنند. بر اساس گفته دو نفر، به دنبال صدور این حکم، کازویتس در مقابل همکارانش با افتخار از دفاع خود در پرونده فرزندان ترامپ یاد می‌کرد. فردی می‌گوید: "کازویتس می‌گفت که این پرونده واقعا خطرناک بود و حیرت آور بود که توانستم آن‌ها را نجات دهم. " (هر چند کازویتس، گفتن چنین جمله‌ای را انکار کرد.)

ونس نیز به دفاع از تصمیم خود پرداخت. او به ما گفت: "من در آن زمان بدون شک معتقد بودم که جرمی مرتکب نشده است. می‌بایست که یک تماس تلفنی می‌گرفتم و این تماس را گرفتم، و فکر می‌کنم که تماس درستی گرفتم. "

دقیقا پیش از ملاقات سال ۲۰۱۲، کمپین انتخاباتی ونس، مبلغ ۲۵ هزار دلاری را که کازویتس پیش از این کمک کرده بود، به او بازگرداند، امری که به گفته ونس در مورد تمامی کمک دهندگان مالی که در شرف ورود پرونده‌ای با او هستند، صدق می‌کند. ونس گفت: "کازویتس هیچ تاثیری روی تصمیم من در این پرونده نداشت و همینطور کمک مالی او نیز هیچ دخلی در این زمینه نداشت."

اما، کمتر از ۶ ماه پس از بسته شدن پرونده توسط دفتر مجتمع قضایی، کازویتس دست به یک کمک مالی بزرگتر به کمپین ونس کرد و بیشتر از دیگران سعی در بالا بردن او کرد - رقمی بیش از ۵۰ هزار دلار. پس از آنکه برای نگارش این مقاله درباره این کمک‌ها از ونس سوال کردیم - چهار سال پس از انجام این واقعیت - او گفت که در حال حاضر بنا دارد که کمک‌های مالی کازویتس در مرتبه دوم را نیز باز پس دهد. او گفت: "من نمی‌خواهم که این پول‌ها به عنوان یک دستاویز دور گردن هیچ کسی، اعم از دفتر قضایی پیچیده باشند. "

کازویتس به ما گفت که کمک‌های مالی او به ونس، هیچ ارتباطی با پرونده نداشته است. او در یک بیانیه به صورت ایمیل برای ما نوشت: "من به کمپین سایروس ونس کمک مالی کردم، زیرا چه در آن زمان و چه اکنون، بسیار تحت تاثیر صداقت بی حد و حصر او بوده و هستم. او وکیلی باهوش و یک مامور دولت با ایده‌های مبتکرانه و توانایی‌های خارق العاده است. من هیچ گاه به عنوان "بده بستان" به هیچ کمپینی، اعم از کمپین سایروس ونس کمکی انجام نداده ام. "

سال گذشته، تایمز گزارش داد که تحقیقات کیفری در رابطه با پروژه سوهوی ترامپ در جریان است. اما تمرکز دادستان‌ها بر روی ایوانکا و دونالد جونیور، و مدارک ایمیلی علیه آنها، به همراه دخالت‌های کازویتس، و تصمیم ونس مبنی بر رد نظر دادستان‌هایش، پیش از این به صورت عمومی بازگو نشده بود. این گزارش بر مبنای بیست منبع که در جریان تحقیقات، پرونده‌های دادگاه، و دیگر اسناد عمومی بوده اند، تبیین شده است. ما به شخصه نتوانستیم که کپی ایمیل‌هایی که به عنوان بخش مهم این پرس و جو شناخته می‌شوند را مرور کنیم. در این گزارش ما بر اساس گفته‌های افرادی هستیم که شاهد ایمیل‌ها بوده‌اند.

درخواست ما برای مصاحبه با ایوانکا ترامپ و دونالد ترامپ جونیور به آلن گارتن، مشاور ارشد بنیاد ترامپ ارجاع داده شد. در یک پاسخ ایمیلی، گارتن هیچ اشاره‌ای به سوالات ما در قبال پرونده کیفری نکرد. به جای آن، همان جمله به کار رفته شرکت در دادگستری مدنی در رابطه با پروژه سوهوی ترامپ را نقل قول کرد که این شکایات را "یک پرونده ساده از پشیمان شدن خریداران" توصیف کرده است. 

اما حتی یک وکیل طرفدار ترامپ نیز قبول دارد که شیوه رسیدگی به این پرونده غیر معمول بوده است. پاول گرند، از وکلای مدافع پرونده سوهوی ترامپ، گفت: "بسته شدن پرونده معقول بود. اما شیوه‌ای که پرونده به سرانجام رسید، عجیب بود. "

گرند که زمانی شریک ونس نیز بوده است، گفت که به عقیده او مجتمع قضایی هیچ مدرکی مبنی بر اقدامات گمراه کننده توسط فرزندان ترامپ نداشته است. اما او می‌گوید: "جلسه ملاقات بین ونس و کازویتس صورت جالبی نداشته است. اگر شما از اعضای مجتمع قضایی باشید و از یک پرونده در جریان اطلاع داشته باشید، و به ناگهان وکیل آن پرونده که از قضا به کمپین شما نیز کمک مالی کرده است، در پشت درب اتاق شما ظاهر شود و اتفاقا دادستان‌های درگیر در آن پرونده در آن اطراف نباشند، دیگر می‌توان حدس زد که دیگران چه برداشتی از این موضوع می‌کنند. "

در ژوئن ۲۰۰۶، دونالد ترامپ جونیور، از سوهوی ترامپ به عنوان پروژه‌ای در پیش رو پرده برداری کرد. این پروژه در دست ساخت بسیار لوکس، هدفی جز ارتقای ایوانکا و دونالد جونیور – که در آن زمان به ترتیب بیست و چهار و بیست و هشت ساله بودند – به عنوان بازیگران اصلی امپراطوری ترامپ نداشت. آن‌ها به همراه پدر خود به امضای قرارداد پرداختند، و عکس‌های ایوانکا نیز بر روی تبلیغات سوهوی ترامپ نقش بستند، و این در حالی بود که شعاری در زیر آن نوشته بود که "صاحب سوهوی خود باشید."

شرکای آن‌ها در این پروژه شامل دو تاجر روسی الاصل، فلیکس ساتر و توفیق عارف، بودند که صاحبان یک شرکت توسعه املاک به نام گروه بیراک بودند. ساتر فردی سابقه دار بود. در سال ۱۹۹۳، او به جرم حمله به یک مرد به وسیله یک لیوان در یک میخانه مجرم شناخته شده و به یک سال زندان محکوم شده بود. در سال ۱۹۹۸، او به جرم کلاهبرداری به واسطه نقشی که در یک برنامه تقلب امنیتی ۴۰ میلیون دلاری داشت، مجرم شناخته شده بود. 

پروژه سوهوی ترامپ از همان ابتدا با مشکلات مختلف محاصره شده بود: با اینکه این پروژه، نام یکی از محلات پر طرفدار منهتن را با خود به یدک می‌کشد، اما در واقع در سوهو واقع نیست و دقیقا در غرب آن و در نزدیکی راه ورودی به تونل هلند قرار دارد. قوانین منطقه بندی اجازه نمی‌دهند که یک برج مسکونی در آن منطقه ساخته شود، بر این اساس خانواده ترامپ به سراغ راه حل جایگزین رفتند: یک هتل که خریداران به جای خرید یک واحد آپارتمان، یکی از اتاق‌های هتل را می‌خریدند، و قانونا نمی‌توانستند که بیش از ۱۲۰ شب در سال در آنجا اقامت داشته باشند. بدتر از همه این‌ها، قیمت‌های بالای اتاق‌های این هتل بودند که درست در سپتامبر ۲۰۰۷ وارد بازار شدند. این دقیقا مصادف با زمانی بود که اقتصاد جهانی با یک بحران کم سابقه مواجه شده بود. 

تجارت به کندی پیش می‌رفت، اما خانواده ترامپ ادعایی دیگر داشتند. در آوریل ۲۰۰۸، آن‌ها بیان داشتند که ۳۱ درصد از اتاق‌های هتل پیش فروش شده اند. دونالد جونیور، در مصاحبه با مجله ریل دیل حتی این رقم را افزایش داد و گفت که ۵۵ درصد از واحد‌ها به فروش رفته اند. در ژوئن ۲۰۰۸، دونالد جونیور و ایوانکا به همراه برادر خود، اریک، یک نشست مطبوعاتی در برج ترامپ در منهتن ترتیب داده و ایوانکا به طور رسمی بیان داشت که ۶۰ درصد از واحد‌ها پیش فروش شده اند. او گفت: "ما در موقعیت بسیار خوبی قرار داریم، چرا که به اندازه کافی فروش داشته ایم، و حالا تن‌ها بر روی خریدارن خاص متمرکز خواهیم شد." 

هیچ کدام از این اظهارات درست نبودند. بر اساس استشهاد نامه‌ای که توسط شریک ترامپ در دفتر رئیس مجتمع قضایی به امضا رسید، در مارس ۲۰۱۰، یعنی تقریبا ۲ سال پس از آن نشست مطبوعاتی، تنها ۱۵. ۸ درصد از واحد‌ها به فروش رفته بودند.

این مساله فراتر از یک مشکل بازاریابی بود. این قرارداد وابسته به فروش حداقل ۱۵ درصد از واحد‌ها بود. بر اساس قانون، دیگر دلیلی برای فروش این واحد‌ها وجود نداشت. در این راستا، خانواده ترامپ و شرکای آن‌ها می‌بایست که پول‌های خریداران را به آن‌ها باز می‌گرداندند.

برخی از خریداران به این نتیجه رسیده بودند که فریب خورده‌اند. در اوت ۲۰۱۰، عده‌ای از بنیاد ترامپ و افراد دخیل در پروژه به دادگاه فدرال نیویورک شکایت کردند. در شکایت آن‌ها قید شده بود که "هدف آن‌ها از این کارها، باز پس گرفتن سرمایه خود، و همینطور مقابله با اقدامات کلاهبرداری و شیوه‌های فریب برای فروش املاک توسط خانواده ترامپ و شرکایش است. " شاکیان بیان می‌کردند که تفاوت فراوانی بین ارزش مالی واحدی در یک ساختمان که تنها ۱۵ درصد آن به فروش رفته با ارزش مالی واحدی در یک ساختمان که ۶۰ درصد آن به فروش رفته وجود دارد. آن‌ها از فروشندگان این واحد ها، از جمله خانواده ترامپ شکایت می‌کردند که "به صورت ثابت و به شیوه‌ای عامدانه، به بیان دروغ‌های بزرگ پرداخته اند. "

پس از ثبت این اتهام مدنی، دفتر مجتمع قضایی منهتن تحقیقات کیفری خود در این زمینه را آغاز نمود. دادستان‌ها اغلب مراقب هستند تا خود را درگیر جدال با افراد سرمایه دار نکنند. اما در این پرونده، بر اساس گفته شخصی که آشنا به تفکرات آنهاست، وکلای موجود در شعبه مرکزی جرایم اقتصادی به این نتیجه رسیده بودند که مدارک کافی برای تضمین این تحقیقات وجود دارند. آن‌ها معتقد بودند که ایوانکا و دونالد جونیور بر خلاف قانون مارتین – قانونی در نیویورک که بیان هر گونه اظهار نظر نادرستی را در قبال فروش املاک ممنوع می‌کند – عمل کرده اند. دادستان‌ها همچنین شاهد تخلفات مالی بالقوه در این پرونده نیز بودند، مبنی بر اینکه خانواده ترامپ با ارائه اطلاعات دروغ که حاکی از فروش بالای واحد‌ها بودند، قیمت‌ها را افزایش می‌دادند و با اینکار بر سر خریداران از همه جا بی خبر کلاه می‌گذاشتند.

پیرس موزر، از دستیاران مجتمع قضایی که به واسط تحقیقات جامع و اصولی اش شناخته شده است، این پرونده را در دست گرفت. مارک شول، که به مدت تقریبا ۴۰ سال به عنوان دادستان در دفتر مجتمع قضایی مشغول به کار بوده است، گفت: "او یک گاوچران نیست. او قطعا به دنبال چهره کردن خود یا استفاده از این پرونده برای ارتقای خود نبوده است. "

در آن سو نیز، تیم وکلای مدافع ترامپ شامل گری نفتالیس و دیوید فرنکل از شرکت حقوقی کرامر لوین، و پاول گراند – یک دلال املاک که پیش از این نیز با خانواده ترامپ کار کرده بود – می‌شدند.

در جریان تحقیقات، ونس درگیر یک پرونده بسیار شرم آور شد که تمرکز او را از روی پرونده خانواده ترامپ برداشت. در تابستان ۲۰۱۱، دفتر او پرونده مربوط به جرائم جنسی مدیر سابق صندوق بین المللی پول، دومینیک استروس-کان را ر‌ها کرده بود. ونس که در مصاحبه مطبوعاتی پس از آن به شدت زیر فشار رسانه‌ها قرار گرفته بود، در مصاحبه با ما این موضوع را انکار کرد که پرونده دومینیک استروس-کان باعث عدم تمرکز او بر روی دیگر پرونده‌های شاخص شده است. 

چند ماه بعد در ۱۱ ژانویه ۲۰۱۲، مارک کازویتس ۲۵ هزار دلار به کمپین ونس کمک مالی نمود، و این در حالی بود که دادستان‌های شعبه مرکزی جرائم اقتصادی که مشغول به کار خود بودند، از این قضیه بی خبر بودند. بر اساس گفته هفت نفر از افراد آگاه به پرونده، موزر به صورت ویژه بر روی مکاتبات ایمیلی تمرکز کرده بود.

بر اساس گفته فردی آگاه به پرونده، موزر در صدد انتخاب یه هیئت منصفه شاخص برای این پرونده بود. این مساله می‌توانست شاهد پیشرفت بزرگی در این پرونده باشد، چرا که معمولا مقدمه‌ای برای محکومیت بود. با وجود یک هیئت منصفه شاخص، وکلای مدافع می‌دانستند که احتمال محکومیت بالا است.

با شروع پیشرفت هایی در پرونده، نفتالیس و گرند، که تا آن زمان دو مرتبه به ملاقات دادستان‌ها رفته بودند، کارزاری را علیه این پرونده آغاز کردند. گرند از آن با عنوان "فرآیند استیناف داخلی" نام می‌برد. به طور مشخص، زمانیکه افراد مطرح یا سرمایه دار درگیر پرونده‌ای هستند، فرآیند دفاع به کندی پیش می‌رود و چندین ماه بطول می‌انجامد، زیرا بایستی که در سلسله مراتب دفتر مجتمع قضایی منهتن بررسی شود.

گرند و نفتالیس تصمیم گرفتند که تلاش برای عبور از دادستان‌ها کاری عقلانی نیست. به جای اینکار، در ۱۸ آوریل ۲۰۱۲، آن‌ها با ارسال نامه‌ای به آدام کافمن، رئیس بخش تحقیقات، به بیان اظهارات خود پرداختند. روز بعد، وکلای مدافع به دیدار موزر، کافمن، و دیگر اعضای تیم دادستان‌ها رفتند. وکلای مدافع تایید کردند که خانواده ترامپ جهت فروش واحدها، دست به بیانیه‌های مبالغه آمیزی زده‌اند. اما این‌ها بیشتر تبلیغات پر سر و صدا بوده اند – که آسیبی به کسی نرسانده‌اند. این گونه بیانات حکایت از آن داشتند که جرمی مرتکب نشده است. اما حقیقت این بود که خانواده ترامپ زمین‌های بی مصرف باتلاقی در فلوریدا را نفروخته بودند. واحد‌های فروخته شده آن‌ها وجود خارجی داشتند؛ و پول خریداران در کل این زمان به عنوان سپرده نزد آن‌ها بود.

وکلای مدافع بر این باور بودند که آوردن چنین پرونده‌ای به دادگاه بی فایده است و منابعی که صرف این پرونده می‌شوند بهتر است که در یک پرونده جدی‌تر مورد استفاده قرار گیرند. این مساله‌ای بود که گرند در مصاحبه اخیر با ما مطرح نمود، "حدس می‌زنم که در یک دنیای کاملا پاک که هیچ اختلافی میان نزاکت و قانون وجود ندارد، این گونه مبالغه‌ها و اغراق‌گویی‌های متعمدانه قابل پیگیری هستند. اما آیا میزان جرم آن‌ها در حدی است که مجتمع قضایی به آن‌ها رسیدگی کند؟ "

جواب موزر در این رابطه به نظر مثبت می‌آمد و همینطور ناظرانی وجود داشتند که با او هم عقیده بودند. موزر در این راستا، مستنداتش را در قالب یک پاور پوینت ارائه داد که شامل ده‌ها ایمیلی می‌شدند که دادستان‌ها بر مبنای آن‌ها باور داشتند که ایوانکا و دونالد جونیور به صورت مکرر به خریداران دروغ گفته‌اند. یک فرد آگاه به پرونده به ما گفت: "هیچ سندی بهتر از آن ایمیل‌ها نمی‌توانستید پیدا کنید. "

در آن جلسه، کافمن تیم وکلای مدافع را سوال باران کرد، و بر اساس گفته یکی از حاضران در جلسه، به ناگهان صدای خود را بالا برد. کافمن در جلسه گفت که تمایلی به بحث درباره شواهد ندارد اگر چه او گفت: "من در رابطه با این پرونده به باور رسیده ام، اما باور داشتن به این پرونده به معنای رسیدن به آن نقطه‌ای نیست که من موافق به اجرای حکم در رابطه با آن باشم. "

پرونده‌های مجرمانه یقه سفیدها، معمولا به خاطر پیچیدگی‌های آنها، همراه با چالش هستند؛ و در زمان ملاقات ماه آوریل، دادستان‌ها می‌دانستند که با یک مانع دیگر نیز مواجه هستند. پنج ماه پیش از آن، خانواده ترامپ و شرکای آن‌ها با خریداران ناراضی به یک توافق رسیده بودند. آن‌ها قبول کرده بودند که نود درصد از سپرده خریداران به اضافه هزینه انجام شده آن‌ها برای گرفتن وکیل را باز پس دهند. اما آن‌ها در جواب یک امتیاز عجیب به دست آورده بودند: موافقت شاکیان مبنی بر اینکه تا زمانیکه احضار نشده اند، با دادستان‌ها همکاری نکنند. (گارتن، مشاور ارشد بنیاد ترامپ، اشاره کرد که مفاد توافقنامه محرمانه هستند و از ارائه هر گونه اظهار نظری در این باره خودداری کرد.)

آدام لیتمن بیلی، وکیل خریداران، در این مدت به دادستان‌ها کمک زیادی کرده بود. حال پس از این ماجرا، با نگارش نامه‌ای به مجتمع قضایی، سعی در کمک به خانواده ترامپ نمود. او در این نامه بیان داشت: "ما تصدیق می‌کنیم که متهمان بر خلاف قوانین ایالتی نیویورک یا کشور آمریکا عمل نکرده اند. " ونس در مصاحبه با ما بیان داشت که او پیش از این، هیچ گاه شاهد چنین موردی نبوده است که شاکیان در یک پرونده مدنی با نگارش نامه‌ای ادعا کنند که متهم هیچ گونه جرمی مرتکب نشده است. ونس گفت: "فکر می‌کنم که اولین بار است که شاهد چنین نامه‌ای بوده ام. " او از آن با عنوان مکاتباتی "قابل توجه و مهم" یاد می‌کند.

به طور قطع، دادستان‌ها می‌توانستند که خریداران واحد‌های ترامپ را احضار کنند. اما هراسی که آن‌ها در خریداران ایجاد کرده بودند باعث می‌شد که آن‌ها حتی در صورت احضار، خود را قربانی یک تخلف معرفی نکنند.

کماکان، موزر، که توسط ناظرانش حمایت می‌شد، مصر به پیگیری پرونده بود. گرند گفت: "پیرس به پرونده اش باور داشت. در این مدت، ما موفق نشدیم که او را از پیگیری این پرونده منصرف کنیم و در عین حال نتوانستیم که با مقامات یک یا دو سطح بالاتر از او مبنی بر بسته شدن پرونده نیز صحبت کنیم. "

سر انجام، در بهار سال ۲۰۱۲، کازویتس به پرونده ورود کرد. گرند به ما گفت: "حضور او در این پرونده به هیچ عنوان پیش بینی نمی‌شد. " او و دیگر وکلا بر این فرض بودند که کازویتس به در خواست دونالد ترامپ پدر، به این پرونده ورود کرده است.

در اوایل ماه مه ۲۰۱۲، کازویتس درخواستی مبنی بر ملاقات با مجتمع قضایی نمود. ونس به ما گفت که این گونه ملاقات‌ها غیر معمول نیستند –، اما کافمن، رئیس تحقیقات در آن زمان، درخواست کازویتس را کمی پیش از موعد مقرر می‌دانست. وکیل ترامپ در حال عبور از تمام کسانی بود که پیش از این بر روی این پرونده کار کرده بودند. بر اساس گفته ونس، نشست روز ۱۶ مه، بیست تا سی دقیقه به طول انجامید. در این نشست، کازویتس همان ادعاهایی را مطرح کرد که پیش از این تیم وکلای مدافع مطرح نموده بودند.

پس از آن، به نظر می‌رسید که کازویتس فکر می‌کرد که موکلانش دیگر در معرض خطر نیستند. در روز ۱ اوت، او موافقتنامه‌ای را مطرح نمود که بر طبق آن بنیاد ترامپ انجام هر گونه عمل خلافی را انکار می‌کردند، ولی در عین حال موافقت می‌کردند که در آینده، افراد را گمراه نکنند و همینطور وجود یک نظارت خارج از بنیاد را نیز تایید می‌کردند. اما در عمل، این پیشنهاد ضرورتی نداشت. دو روز پس از آن، یعنی در ۳ اوت ۲۰۱۲، موزر وکلای مدافع خانواده ترامپ را فرا خواند و به آن‌ها گفت که دادستان‌ها در حال بستن پرونده هستند. (موزر که کماکان برای ونس کار می‌کند و حال در پست مشاور ارشد تحقیقات مشغول به کار است، در طی چندین ماه گذشته به درخواست‌های ما مبنی بر مصاحبه هیچ گونه پاسخی نداد. اما اندکی پیش از انتشار این مقاله، او با ارسال ایمیلی بیان داشت که تصمیم نهایی ونس در این پرونده "منطقی" بوده و مجتمع قضایی در طی این پرونده "سوالاتی هوشمندانه" و "تردید هایی منطقی" را مطرح نموده است.)

ونس در مصاحبه، از تصمیمش مبنی بر بستن پرونده بدون هیچ پیش شرطی، حتی پس از مطرح شدن پیشنهاد کازویتس، دفاع کرد. ونس گفت: "این پرونده به عنوان یک پرونده مدنی شروع شد. در این پرونده، خریداران واحد‌های لوکس طی توافقی با یکدیگر بیان داشته بودند که آن‌ها قربانی نیستند؛ و در پایان روز، من احساس کردم که چنانچه ما نمی‌خواهیم که از لحاظ کیفری آن را مورد بررسی قرار دهیم، بهتر است که به همان شکلی که در ابتدا شروع شده است، یعنی یک پرونده مدنی، به رسیدگی آن بپردازیم. "

در سپتامبر ۲۰۱۲، ظرف چند هفته پس از بسته شدن پرونده، بر اساس گفته یکی از سخنگویان کمپین، کازویتس طی تماسی با کمپین ونس، خواستار میزبانی مراسمی برای کمک مالی به آن‌ها شد. به متعاقب آن در ماه ژانویه، کازویتیس این مراسم را برگزار نمود. او شخصا رقمی در حدود ۳۲ هزار دلار به کمپین ونس کمک کرد، و این در حالی بود که بیست شرکت قضایی شریک با او به همراه کارمندان آنها، حداقل ۹ هزار دلار دیگر نیز به این کمپین کمک مالی نمودند. سپس، در اکتبر سال ۲۰۱۳، با نزدیکی به روز انتخابات، با برگزاری یک میهمانی صبحانه برای جمهوری خواهان، موفق به جمع آوری ۹ هزار دلار دیگر در جهت کمک به سایروس ونس شد.
 
ونس از تصمیم خود مبنی بر قبول پول‌های فرستاده شده از سوی کازویتس، دفاع می‌کند. او با اشاره به موضوع بسته شدن پرونده گفت: "ما کار درستی انجام دادیم. پنج ماه و نیم از آن موضوع (بسته شدن پرونده) گذشته بود. مارک کازویتس بر روی هیچ پرونده ای، چه برای خانواده ترامپ و چه برای هر کس دیگری، کار نمی‌کرد. حال در سال ۲۰۱۳ که سال انتخابات نیز بود، من از کمک‌های او استقبال می‌کردم. " ونس اشاره می‌کند که قوانین نیویورک به او اجازه می‌دهند که چنین مشارکت هایی را قبول کند. با این حال، او قصد دارد که این پول‌ها را به کازویتس باز پس دهد.

ایوانکا ترامپ، در حال حاضر مشاور رئیس جمهور است و دفتری در وست وینگ دارد. دونالد جونیور، بیشتر کارهای مربوط به امپراطوری این خانواده را در دست دارد و این در حالی است که پدرش در کاخ سفید است. کازویتس به عنوان یک چهره ملی شناخته شده است، چرا که در جریان تحقیقات مربوط به روسیه، او به عنوان مشاور ارشد به دفاع از رئیس جمهور پرداخت. ونس در حالی خود را برای انتخاب مجدد در ماه نوامبر آماده می‌کند که هیچ رقیبی را در کنار خود نمی‌بیند. سوهوی ترامپ نیز در سال ۲۰۱۴ از خریداران به علت بدهی باز پس گرفته شد. در کل تنها ۱۲۸ واحد از مجموع ۳۹۱ واحد ساختمان به فروش رفته اند. این یعنی چیزی در حدود ۳۳ درصد از کل واحدها.
 

نویسندگان: Andrea Bernstein؛ نویسنده ارشد سیاسی WNYC

Jesse Eisinger                ؛ نویسنده و خبرنگار ارشد ProPublica

Justin Elliott                ؛ خبرنگار ProPublica

Ilya Marritz                ؛ پوشش دهنده مقالات اقتصادی WNYC

دیگر مشارکت کنندگان: Derek Kravitz، Leora Smith، Keenan Chen، Alex Mierjeski، Inti Pacheco،Manuela Andreoni

مترجم: امیر درودیان

فرادید

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش تصویری
مردن در تهران با سبک عمودی
قد و قامت برافراشته‌ی برخی‌شان سر به آسمان می‌ساید، بقیه هم آن اندازه قد کشیده‌اند که سایه‌ای بر سر دیگری باشند؛ متر به متر، وجب به وجب، آجر به آجر. خوراک‌شان چندصد میلیون تومان پول بی‌زبان بوده است که به آن‌ها پروانه‌ی قد کشیدن داده است.