کد خبر: ۳۸۰۰۸
تاریخ انتشار: ۰۶ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۸:۵۹
داستان زندگی ناصر ملک مطیعی روایت دردناک ستاره‌ای بی‌بدیل است که چهار دهه امیدوار بود در سرزمینش پذیرفته شود. توقع عجیبی هم نداشت؛ هنرمند بود و می‌خواست به کار هنری‌اش ادامه دهد. خطایی هم نکرده بود، تنها جرمش این بود که می‌خواست بماند و در سرزمینش کار کند.
خبر مرگ ناصر ملک مطیعی برای منی که در آخرین ساعات زندگی ناصرخان کنارش بودم؛ باورکردنی نبود. نه برای من که برای هیچ کس دیگر. قرار بود را درباره کتاب خاطراتش حرف بزنیم. وقتی دیدم حالش خوب است؛ خیالم راحت شد. با این که محیط و فضای بیمارستان خود مانعی بود برای حرف زدن از کار و این جور چیزها.

اخباری که در رسانه ها چاپ شده بود و گفته بودند حالش وخیم است، هر آن کسی را که کمترین انس و الفتی با ایشان داشت، نگران می کرد. اما حالش از اخباری که در موردش درج شده بود، خیلی خیلی بهتر بود. برای همین هم بود که وقتی اول صبح شنیدم آخر شب جمعه تمام کرده، باورم نشد. شب قبل به نظر نمی آمد که رفتنی باشد.

حتی پسرش که تمام زندگی‌اش را در سال های اخیر وقف پدر کرده بود با امیدواری حرف می زد و می گفت قرار است تا دو سه روز دیگر از بیمارستان مرخص شود و برگردد به آپارتمانش در ناحیه خوش آب و هوای مهرشهر؛ که از آن جا خوشش می آمد و می‌گفت که جایی است که آدم می‌تواند نفس بکشد...

می گفتند قرار است مسعود کیمیایی بیاید به دیدار ناصرخان. این دو در کنار هم در قیصر یکی از قله های سینما را پایه ریخته بودند- در کنار چند نفر دیگر البته؛ اما ناصر ملک مطیعی با آن تواضعی که داشت هیچ گاه دنبال سهمی از افتخارات آن فیلم و هیچ فیلمی نبوده. خبر ملاقات مسعود کیمیایی استاد را خوشحال کرد. معلوم بود خونی زیر پوستش دویده. ملک مطیعی را می گویند که خراب رفاقت بوده پس بعید نیست اگر از آمدن یک رفیق جان گرفته باشد...

باید می رفتم. ملاقات رفیقانه‌ای در پیش بود. قرارمان با ناصر ملک مطیعی شد یکشنبه هفته آینده در آپارتمان ایشان در مهرشهر. قرار بود آخرین نسخه کتاب را ببرم پیشش و تایید نهایی را بگیرم. امیدوار بود که سر قرار خواهد رسید. همه امیدوار بودیم. باور کنید یک درصد هم به دلش نبود که شاید به فردا نرسد. اما نرسید و قرارمان ماند برای قیامت.

نوشته امین فرج پور در روزنامه شرق

مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش تصویری
تصاویری زیبا از چهارگوشه جهان
برخی این نقد را به ایرانیان دارند که کمتر به مسافرت می روند و از احوال مردمان دیگر دنیا و فرهنگ هایشان اطلاع دارند. ما قصد قضاوت در این باره نداریم اما گاهی تصاویری از سایر نقاط جهان بسیار جذاب و دیدنی است.
پربحث ترین