کد خبر: ۳۸۷۳۰
تاریخ انتشار: ۱۰ شهريور ۱۳۹۷ - ۰۷:۳۶
بساطش را که همه سرمایه اش است درون خودروی سواری یا وانت جا می دهد، سیاهی شب برای او به معنای تلاش برای روشنای زندگی است. همچنان که بسیاری راه برگشت به خانه را در پیش گرفته اند، او لاین رفت را پیش رو دارد تا زودتر به محل کارش برسد.
بساطش را که همه سرمایه اش است درون خودروی سواری یا وانت جا می دهد، سیاهی شب برای او به معنای تلاش برای روشنای زندگی است.
همچنان که بسیاری راه برگشت به خانه را در پیش گرفته اند، او لاین رفت را پیش رو دارد تا زودتر به محل کارش برسد.
کاری که آنقدر فراگیر شده که دیگر شک دارم آن را شغل کاذب بدانم، مثل همه مشاغل که مالیات می دهند اوهم مالیات می دهد اما نامش سرقفلی است، کارتخوان هم دارد و مشتری های ثابتی برای خودش دست و پا کرده، همچنان که به سیاهی شب نزدیک تر می شویم، رنگ و لعاب و هیجان کارش بیشتر می شود.
نانش را از دل شب به دست می آورد و روزی اش را با بساط شبانه فراهم می کند، بساطی که در آن همه چیز می توان یافت، از ابزار پیش پا افتاده آشپزخانه مثل فندک گرفته تا کالاهای لاکچری و لوکس، وسایل ورزشی، اقلام تزیینی، روسری های رنگارنگ و اسباب بازی های ریز و درشت. 
حتی ترشیجات را برای کسب درآمد و دادن طعم شیرین به زندگی زن و بچه اش در بساط دارد، خانواده ای که گاهی اوقات مثل شب های جمعه به دلیل ازدحام جمعیت و به قول خودمان بازار گرمی مشتری ها به کمکش می آیند تا دست تنها نباشد.
معمولا سر شب که می شود شام می خورد و به محل بساطش می رود، محلی که یک نفر را از قبل آنجا فرستاده تا جای پهن کردن بساطش را رزرو کند اما نه با کارت و کاغذ و بلیط، رزروی که معمولا با پارک خودرو و یا چیدمان کالاهای کم انجام می شود.
وقتی یکی از همکارانش به اعتراض برای جای او صحبت می کند با لحن قاطعی می گوید پولش را داده،توضیح بیشتری نمی دهد و خود را سرگرم چیدمان دقیق بساطش می کند.
از جوان دیگری که انواع بلور را با سلیقه ای ظریف و شیشه ای بساط کرده در مورد سرقفلی می پرسم، با قطعیت ' نه' نمی گوید، اما از لحن بریده و جویده اش پیداست استقرار در این محل برایش رایگان نبوده است.
حالا سرقفلی یا هر نام دیگری که دارد، شاید هم او سهمی از بساط شبانه اش را به افراد پشت پرده ای می دهد که اجناسش را از انها تامین می کند.
خیابان‌های شهر شب ها بیدار است و هیاهوی شب بازار را نظاره می کند، بازاری که دیگر همه آن را می شناسند و مشتری های ثابت خودش را پیدا کرده است، حتی یک نفرشان که خوش ذوق تر از بقیه به نظر می رسید کارت ویزیت خود را با نشانی کانال تلگرامی اش سربند خرید به مشتری می دهد.
همانجا وارد کانال تلگرام می شوم، بیش از 2 هزار نفر عضو دارد!!! شوکه می شوم و همچنان در کانالش که اسم قشنگی هم دارد چرخ می زنم.
خیلی سازماندهی شده اجناس و قیمت ها را بارگذاری کرده، دسته بندی و نرخ های تخفیفی را هم اعلام کرده، پس تعجبی ندارد که چرا انقدر ازدحام جلوی بساطش بود که باعث جلب توجه من شد.
جوان دیگری کفش ورزشی را به حراج گذاشته بود و چندان دل به کار نمی داد، مانند بقیه تبلیغ نمی کرد و آرام به نظر می رسید، می گوید 25 سال دارد و لیسانس دانشگاه دولتی است، از این کار راضی نیست اما بهتر از بیکاری و نداری است.
بدون شک زندگی و شخصیت هر کدام از بساطی ها همچون بازارشان هزار نقش و رنگارنگ است، اما دلیل همه شان برای شب نخوابی ها و بازارگرمی های شبانه بیکاری و کسب درآمد است.
نیم نگاهی هم به خریداران دارم، آنهایی که از هر نوع طبقه اقتصادی آمده اند تا در بساطی های شبانه گشتی بزنند، بدون شک دیگر نمی توان گفت بساطی ها محصور به یک قشر خاص می شوند، اینجا همانطور که بساط هر کالایی پهن است خریداران نیز از هر قشر و طبقه ای وجود دارند.

شب بازار ها به دلیل اقتصاد ضعیف و نظام اجتماعی نامطلوب ایجاد شده اند و به دلیل کم شدن جذابیت های تولید، افراد بیشتری اقدام به دلالی و واسطه گری می کنند.
نظام اقتصادی ایران یکی از پایه های نظام اجتماعی است که نه بر اساس تولید، بلکه بر پایه دلالی شکل گرفته و این موجب می شود مشاغلی شبیه مشاعل تجاری، در کنار تجارت اصلی شکل بگیرد که در این مدل، به دلیل اینکه تولید کاهش می یابد، کالا فقط دست به دست می شود و دلالی توسعه می یابد.
 رضایت خاطر مشتری های از شب بازارها علل مختلفی دارد؛ بخشی از جامعه از طریق شب بازارها ارتزاق می کنند اما بدون شک سود کلان را قاچاقچیان کالا به جیب می زنند، افرادی که با تهیه و ورود غیرقانونی کالا، نرخ ارزان تری برای عرضه تعیین می کنند.

از نظر رتبه بندی شب بازار در میان مشاغل ثابت؛ به دلیل نداشتن شرایط مشاغل رسمی، شب بازاری همچنان یک بیکاری پنهان و شغلی کاذب محسوب می شود.
شب بازاری سازماندهی شده نیست، تحت نظارت دستگاه مشخصی قرار ندارد، مجوز و مالیات در آن قابل تعریف نیست و هر شغلی که از نظر جامعه شناختی مالیات پرداخت نمی کند در ردیف مشاغل کاذب قرار دارد.
ماهانه میلیون ها تومان در شب بازاری ها جابجا می شود و حقوق قانونی جامعه در قبال این کار انجام نمی شود.
ایجاد معضل ترافیکی در میادین و معابر اصلی از مشکلات برجسته ای است که شب بازارها ایجاد می کنند که این به معنای نقض حقوق شهروندی است.

با تمام مشکلاتی که شب بازارها دارند اما به دلیل قیمت های مناسب و دسترسی راحت، موجب رضایت شهروندان شده و حتی افرادی که در روز بیشتر درگیر مسایل کاری هستند شب هنگام مایحتاج خود را به راحتی از این افراد خریداری می کنند.
شب بازاری فرصتی برای دوری از بیکاری جوانان و درآمد حاصل از آن نیز تمام یا بخشی از اقتصاد خانوار را تامین می کند.
تضییع حقوق شهروندی، افزایش ورود کالای قاچاق و احتمال برخی سواستفاده ها به منظور فروش اقلام غیرمجاز  از آسیب های شب بازاری است شب بازاری تا حدودی بحران بیکاری را مهار می کند اما رغبت افراد به تولید را نیز کاهش می دهد و جامعه رفته رفته به سمت واسطه گری سوق داده می شود.

ساماندهی شب بازارها و دادن شکل قانونی به آن ضروری است که این امر باید با همکاری دستگاه های مختلف از جمله شهرداری ها و سازمان صنعت، معدن و تجارت انجام شود که این اقدام باید توام با آرامش باشد تا موجب بحران و در آینده تبدیل به اعتراض های صنفی نشود.
باید بازارهای شبانه در مکان های خاص، با سهولت دسترسی تعریف و ایجاد شود تا علاوه بر رفع هرج و مرج های درون شهری و ترافیکی، بر نحوه فعالیت این مشاغل نظارت شود.
در نظام اجتماعی جامعه هر فردی نمی تواند مکان دلخواه خود را تصرف کند بنابراین در صورت ساماندهی شب بازارها و صدور کارت شناسایی برای صاحبان این شغل، حتی می توان با بیمه کردن و هویت دادن به آنها یک شغل رسمی و پایدار ایجاد کرد.

متاسفانه قساد در بدنه مدیریت شهری باعث می‌شود تا بساط فروش‌ها در جاهای مختلف به ویژه شب عیدها با فروش مایحتاج مورد نیاز مردم ؛ کاسب‌های چندین ساله را به کسادی بازار مجبور و کارهای رسمی کشور را مختل کنند.
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش تصویری
تصاویری زیبا از چهارگوشه جهان
برخی این نقد را به ایرانیان دارند که کمتر به مسافرت می روند و از احوال مردمان دیگر دنیا و فرهنگ هایشان اطلاع دارند. ما قصد قضاوت در این باره نداریم اما گاهی تصاویری از سایر نقاط جهان بسیار جذاب و دیدنی است.