کد خبر: ۲۶۸۴۱
تعداد بازدید: ۸۱۶
تاریخ انتشار: ۳۰ آبان ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۸
همه بدبختی های زندگی من از حدود 15 سال قبل با مرگ پدر زنم آغاز شد. آن زمان همسرم دریافت حقوق بازنشستگی پدرش را بهانه کرد و از من طلاق گرفت تا بتواند حقوق پدرش را بعد از مرگ او دریافت کند...
سکته به خاطر عذاب وجدان
به گزارش تجارت امروز؛ مرد 51 ساله ای که ادعا می کرد قصور و سهل انگاری برای ترخیص زودهنگام فرزندش از مرکز درمانی، عامل اصلی خودکشی پسرش بوده است به کارشناس و مددکار اجتماعی کلانتری سپاد مشهد گفت: همه بدبختی های زندگی من از حدود 15 سال قبل با مرگ پدر زنم آغاز شد. آن زمان همسرم دریافت حقوق بازنشستگی پدرش را بهانه کرد و از من طلاق گرفت تا بتواند حقوق پدرش را بعد از مرگ او دریافت کند درحالی که ما هیچ مشکلی با یکدیگر نداشتیم.

فرزند کوچکم را با خود برد و مرا با سه پسر دیگرم تنها گذاشت. در این شرایط نوید به خانه پدر من رفت تا با او زندگی کند اما سه سال بعد از این ماجرا دست نوید در یک سانحه رانندگی دچار معلولیت شد با آن که این موضوع تاثیر زیادی بر روح و روانش گذاشته بود اما باز هم از این که نزد پدر بزرگش زندگی می کرد راضی به نظر می رسید ولی چرخ روزگار به کام او نچرخید وچند سال بعد پدربزرگش فوت کرد از آن زمان به بعد نوید به دلیل علاقه شدیدی که به پدرم داشت دچار افسردگی شد و مدتی را در مرکز روان پزشکی به سر برد. اما هنوز دوسال بیشتر از این ماجرا نگذشته بود که روزی برادر کوچک تر نوید مقابل چشمانش دچار برق گرفتگی شد و جان سپرد.

این حادثه که در منزل همسر اولم رخ داد بیماری نوید را تشدید کرد و هر روز بر شدت بیماری روحی و روانی او افزوده می شد. به همین دلیل دوباره نوید را در مرکز روان پزشکی بستری کردیم در همین شرایط من هم دوباره با زن دیگری ازدواج کردم تا به این زندگی آشفته سر و سامانی بدهم درحالی که با مسافرکشی هزینه های زندگی را تامین می کردم اما به هر طریق مخارج سنگین بستری شدن پسرم را می پرداختم.

این بار وقتی نوید از مرکز درمانی به منزل بازگشت بیشتر از او مراقبت می کردیم ولی باز هم گویی پسرم نباید یک روز خوش می دید احساس می کردم وضعیت روحی و روانی او بیشتر از گذشته به هم ریخته است به همین دلیل با نظر پزشک او را دوباره بستری کردیم. اما این بار وقتی پزشک معالج دستور مرخص شدن او را صادر کرد. خیلی تعجب کردم چرا که حتی حالات ظاهری او نیز نشان می داد پسرم از شدت بیماری رنج می برد با این وجود به اصرار پزشک معالج او را به منزل آوردیم. نوید پس از استحمام تصمیم گرفت به منزل مادرش برود، من به پسربزرگ ترم تاکید کردم که به مادرش بگوید نوید را تنها نگذارد! چرا که احساس می کردم حالش خوب نیست صبح روز بعد همسر سابقم طبق معمول به سرکارش رفته و نوید را به مادرش سپرده بود مادربزرگ نوید هم برای مدت کوتاهی او را تنها گذاشته و بیرون از منزل رفته بود اما ساعتی بعد مادر زن سابقم با من تماس گرفت و از این که نوید به تلفن هایش پاسخ نمی دهد ابراز نگرانی کرد. وقتی هراسان خودم را به منزل آن ها رساندم پیکر بی جان پسرم را در حالی دیدم که خود را حلق آویز کرده بود و ... اما دو روز بعد از این حادثه مادربزرگ نوید هم بر اثر سکته قلبی جان سپرد. شاید هم او به دلیل عذاب وجدان نتوانست مرگ نوید را تحمل کند. /رکنا
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش تصویری