کد خبر: ۴۴۳۴۷
تعداد بازدید: ۸۳۶
تاریخ انتشار: ۱۵ اسفند ۱۳۹۸ - ۰۹:۳۰
این کراهت نسبت به سوسیالیسم تصادفی نیست: امروزه هویت آمریکایی قویا با تصویری از سرمایه داری پیوند خورده که شورای تبلیغات و صاحبان منافع شرکتی - اغلب با حمایت دولت آمریکا - در طول چندین دهه با مهارت آن را ساخته و پرداخته و تبلیغ کرده اند.
به گزارش تلنگر؛ امروزه هویت آمریکایی قویا با تصویری از سرمایه داری پیوند خورده که شورای تبلیغات و صاحبان منافع شرکتی - اغلب با حمایت دولت آمریکا - در طول چندین دهه با مهارت آن را ساخته و پرداخته و تبلیغ کرده اند.
 
برنی سندرز توانسته است خود را به عنوان نامزد پیشتاز دمکرات ها در کارزاهای نامزدی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مطرح کند. با این حال حتی صاحبنظران و سیاستمداران متمایل به چپ  نسبت به چیزی ابراز نگرانی می کنند که آن را عدم قابلیت انتخاب شدن بالقوه سندرز می دانند.

سندرز یک سوسیالیست دمکرات است. اما برچسب «سوسیالیست» در فرهنگ آمریکایی با نوعی مایه دردسر سیاسی همراه است. بر اساس نظرسنجی گالوپ که روز 11 فوریه 2020 منتشر شد، تنها 45 درصد از آمریکاییان به یک سوسیالیست رای خواهند داد.

من محقق فرهنگ آمریکایی هستم و به رابطه بین ایدئولوژی های سیاسی و فرهنگ مردمی علاقه ویژه ای دارم. آن گونه که من در تحقیقاتم دریافته ام، این کراهت نسبت به سوسیالیسم تصادفی نیست: امروزه هویت آمریکایی قویا با تصویری از سرمایه داری پیوند خورده که شورای تبلیغات و صاحبان منافع شرکتی - اغلب با حمایت دولت آمریکا - در طول چندین دهه با مهارت آن را ساخته و پرداخته و تبلیغ کرده اند.
 
در سال 1942 گروهی از مدیران اجرایی تبلیغات تجاری و صنایع «شورای تبلیغات جنگی» را برای تبلیغ حرکت جنگی آمریکا تشکیل دادند.  دولت در قالب صدور مجوز برای مستثنا کردن مقداری از مالیات بر درآمدهای خود، هزینه های شرکت هایی را که این آگهی ها را تولید یا  مخارج آنها را تامین می کردند جبران می کرد.
این سازمان که در سال 1943 به «شورای تبلیغات» تغییر نام داد، همان تکنیک های تبلیغاتی و دستکاری روانی زمان جنگ را در طول سال های جنگ سرد، یعنی دوره پس از جنگ که رقابت ژئوپلتیک بین آمریکا و شوروی و متحدین آنها به اوج خود رسیده بود نیز به کار بست. یکی از اهداف آنها ترویج فضایل سرمایه داری و کارآفرینی آزاد در آمریکا و همزمان سیاه نمایی بدیل آن یعنی سوسیالیسم بود که اغلب با کمونیسم اشتباه گرفته می شد.

تبلیغات دولت در داخل آمریکا، از اتحاد جماهیر شوروی تصویر کشوری بی خدا، خودکامه و دشمن آزادی های فردی را به تصویر می کشید. آمریکا در نقطه مقابل آن دارای تمام چیزهایی که شوروی فاقد آنها بود تصویر می شد.

این ارتباط بین سرمایه داری و هویت ملی آمریکایی از طریق اقدامات پیچیده شرکتی با همان کارآمدی و فراگیری تبلیغات دولتی در پشت پرده آهنین  ترویج می شد.

این کارزارها به منظور تقسیم بندی های ایدئولوژیک جنگ سرد و تاکید بر درست بودن پیام آنها مورد استفاده قرار می گرفت. در گزارشی در سال 1948 شورای تبلیغات هدف خود را این چنین برای مردم توضیح می دهد: «جهان امروز درگیر کشمکشی عظیم برای تعیین این است که آیا آزادی بر جهان سلطه پیدا خواهد کرد یا دولت گرایی.»

این کارزارها به عنوان یک مشارکت دولتی- خصوصی راه اندازی شد. در پایان جنگ جهانی دوم دولت نسبت به گسترش کمونیسم در داخل کشور نگران شده بود. صاحبان منافع تجاری نیز نگران وضع مقررات دولتی و محبوبیت فزاینده اتحادیه ها بودند. جنگ سرد دشمن مشترکی را برای هر دوی این ها تدارک دید.
در سال 1947 پرزیدنت ترومن از شورای تبلیغات خواست تا «کارزار قطار آزادی» را با تاکید بر تاریخ آزادی های سیاسی آمریکا سازماندهی کند. پارامونت پیکچرز، یو اس استیل، دو پونت، جنرال الکتریکز و استاندارد اویل حمایت مالی این کارزار را بر عهده گرفتند. در قالب این کارزار به مدت دو سال قطاری به سراسر کشور سفر می کرد که حامل اسناد اصلی مهمی از جمله منشور حقوق و قانون اساسی آمریکا بود.

سال بعد شورای تبلیغات کارزار «معجزه آمریکا» را با رهبری کسب و کارها و با هدف تقویت پشتیبانی از مدل سرمایه داری آمریکایی به عنوان وجه تمایزی از نسخه اروپای غربی خود که با مداخلات دولتی آشتی جویی بیشتری داشت به راه انداخت. این کارزار بر افزایش بازدهی کارگران آمریکایی تاکید داشت، آزادی اقتصادی را به آزادی سیاسی پیوند می داد و به شکل تناقض آمیزی بر ماهیت مبتنی بر همکاری جمعی سرمایه داری اصرار می ورزید.

در یکی از برشورهای این کارزار چنین می خوانیم: «قطعا آمریکا به حرکت رو به جلو خود ادامه می دهد اگر ما همه دست در دست هم بدهیم.» در برشور دیگری نوشته شده بود «انقلاب در راه است!» و حمایت خود را از سرمایه داری آمریکایی به زبان حرکت های جهانی بیان می کرد: «اگر ما همچنان کاری کنیم که کارآیی این سیستم ادامه پیدا کند...در این صورت سایر کشورها نیز از ما دنباله روی خواهند کرد. اگر چنین نکنیم، آنها احتمالا یا کمونیست خواهند شد یا فاشیست.»

در دوسال اول پیام کارزار معجزه آمریکا از طریق 250 ایستگاه رادیویی و تلویزیونی و 7 هزار بیلبورد خیابانی به گوش مخاطبان آمریکایی رسانده شد. روزنامه ها 13 میلیون سطر آگهی رایگان چاپ کردند. شورای تبلیغات لاف می زد که این کارزار بر بیشتر از یک میلیارد شنونده رادیویی تاثیر گذاشته است.»

حدود نیمی از 1 میلیارد و 840 میلیون کپی از  جزوه «معجزه آمریکا» را کارگران کارخانه های آمریکایی دریافت کردند. یک چهارم آنها به طور رایگان در مدارس توزیع شد و 76 دانشگاه نیز این جزوه را سفارش دادند.
این تبلیغات که با پشتیبانی های کسب و کارها به زبان میهن پرستی دوران جنگ سرد صورت می گرفت، تا پایان این کارزار توانسته بود صدای خود را به حدود 70 درصد جمعیت آمریکا برساند.

این تلاش ها به تولید چیزهایی بیشتر از مواد چاپی و بیلبوردی برای انتقال این پیام انجامید. در سال 1946 بنیاد آلفرد پی. اسلوآن که رئیس پیشین جنرال موتورز موسس آن بود، برای تولید «سرگرمی و دانستنی های مربوط به کسب و کارهای آمریکایی» به کالج انجیلی هاردینگ پول داد. این برنامه شامل یک رشته ویدئوی کارتونی آموزشی در مورد سرمایه داری بود که یکی از کارکنان سابق والت دیزنی آن را تولید می کرد. بین سال های 1949 تا 1952 مترو گلدوین مایر این کارتون ها را در سینماها، مدارس، کالج ها، کلیساها و دفاتر کاری توزیع کرد.

همین پیام در قالب کارزار شورای تبلیغات در فیلم ها نیز تبلیغ شد، هرچند این فیلم ها بخشی از این پروژه محسوب نمی شدند. آنها از طریق بنیاد اسلوآن به قول مدیر اجرایی آن، به تلاشی یک دهه ای برای «بمباران ذهن آمریکاییان با اصول ابتدایی اقتصاد از طریق مشارکت با موسسات آموزشی» ادامه دادند.

هم برای اسلوآن و هم حامیان دولتی آنها، منافع تجاری مترادف با منافع ملی به شمار می رفت. سیستم کارآفرینی آزاد کوتاه نوشتی بود برای آزادی، دمکراسی و میهن پرستی. برخلاف آنچه که در اروپا می گذشت، این ویدئوها می گفتند که تضاد طبقاتی- از نوعی که وجود اتحادیه ها را الزامی می کرد- در ایالات متحده وجود ندارد.

در کارتون «ملاقات با پادشاه» جو، کارگر آمریکایی تمثیلی متوجه می شود که او یک پرولتاریای مورد بهره برداری قرار گرفته نیست بلکه او یک پادشاه است، «زیرا می تواند  با دستمزدش بیشتر از هر کارگر دیگری در دنیا کالا خریداری کند.»

از آن طرف در این کارتون ها مقررات یا مداخلات دولتی در اقتصاد به عنوان گرایش هایی سوسیالیستی توصیف می شد که راه به کمونیسم و استبداد می بردند.

در کارتون های «آزادی مرا بسازید» و «این کسب و کار همه است»، دولت را به عنوان تهدیدی همیشگی به تصویر می کشیدند؛ یک هیولای بلعنده پول و مالیات که سود همگان را کاهش می داد، سد راه  کارآفرینی خصوصی می شد و آزادی های فردی را سلب می کرد: «بدون هیچ اموال خصوصی،  بدون شما.»

طبق یک ارزیابی از سوی مجله فورچون تا سال 1952 کسب و کارهای آمریکایی هر سال 100 میلیون دلار برای تبلیغ کارآفرینی آزاد خرج می کردند و این جدای از تمام هزینه های دیگری بود که خرج کارزارهای شورای تبلیغات می شد.

در اوایل دهه 1970 کسب و کارها با کارزار جدیدی نسبت به  نگاه منفی نسبت به قدرت شرکتی واکنش نشان داد که شورای تبلیغات هماهنگی آن را بر عهده داشت.

به این ترتیب کارزار «سیستم اقتصادی آمریکا...و سهم شما در آن» در کنار جشن های ملی دویست سالگی آمریکا به راه انداخته شد. این بزرگ ترین پروژه روابط عمومی متمرکز شده در حمایت از کسب و کارها بود که تا آن زمان انجام می شد، اما یکی از  انبوه این قبیل پروژه ها بود که مستقل از شرکت ها انجام می گرفت.

صنعت سرگرمی 40 میلیون دلار را به شکل انتشار رایگان و زمان پخش مجانی در سال اول این کارزار اهدا کرد. وزارت تجارت و وزارت کار حدود نیم میلیون دلار برای تامین هزینه های تهیه یک جزوه 20 صفحه ای کمک کردند.
این جزوه با استفاده از داده های ارائه شده از طرف وزارت خانه های تجارت و کار و کمیک استریپ های «بادام زمینی» چارلز شولز، مزایای سیستم اقتصادی آمریکا را توضیح می داد. در اینجا نیز این سیستم به عنوان آزادی بنیادینی توصیف می شد که قانون اساسی از آن صیانت می کند؛ قانونی که هدف آن «ایجاد و حفظ فضایی بوده که مردم در آن بتوانند کار کنند، سرمایه گذاری کنند و به رفاه برسند.»

در سال 1979 ،13 میلیون نسخه از این جزوه بین مدارس، دانشگاه ها، کتابخانه ها، سازمان های مدنی و دفاتر کار توزیع شد.

برقراری چهار دهه جنگ سرد، محور ساده ای از خیر در برابر شر را فراهم آورد که به تحکیم ارتباط بین آزادی، آمریکایی بودن و سرمایه داری کارآفرینی آزاد کمک کرد.

کسب و کارها به طور مستقل و از طریق شورای تبلیغات، هزینه های هنگفتی را صرف برنامه های گسترده آموزش اقتصادی بالا به پایین کردند که شناخت آمریکاییان را از کسب و کارها و دولت و نیز از سرمایه داری و سوسیالیسم شکل می داد.

جنگ سرد 30 سال پیش به پایان رسید، اما ساختارها و تقسیم بندی های فرهنگی آن - شاید حتی در واکنش برخی از آمریکاییان نسبت به سوسیالیسم برنی سندرز - همچنان به قوت خود باقی مانده است.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش تصویری