کد خبر: ۴۵۶۴۷
تعداد بازدید: ۱۵۶
تاریخ انتشار: ۰۷ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۰
جهان در انتظار زندگی جدیدی بعد از بحران ویروس کرونا است. سوالات زیادی این روزها در ذهن سیاستمداران، روشنفکران و مردم عادی شکل گرفته است که زندگی بعد از کرونا چگونه خواهد بود؟
به گزارش تجارت امروز؛ جهان در انتظار زندگی جدیدی بعد از بحران ویروس کرونا است. سوالات زیادی این روزها در ذهن سیاستمداران، روشنفکران و مردم عادی شکل گرفته است که زندگی بعد از کرونا چگونه خواهد بود؟ پاسخ به این سوالات بسیار مشکل است. سوال متداولی که این روزها مطرح است، این است که چرا این ویروس ما را غافلگیر کرد و آینده سیاست‌ها برای کنترل آن چگونه باید باشد؟ دولت‌ها و مردم در آغاز در مواجهه با آن غافلگیر شدند چون شناختی از آن نداشتند. دلیل این عدم شناخت نیز این بود که در حوزه سلامت، کارهای تحقیقاتی و استراتژیک، سال‌هاست که روی یک بیماری متمرکز نیست و سرمایه‌گذاری‏ها بیشتر روی بیماری‏های مزمن و همین‌طور برخی بیماری‏های ناشی از فرایند جهانی شدن، استوار بوده است. در دهه اخیر بیماری‌ای شبیه به ویروس کرونا، که جهان با آن روبه‌رو شد، سارس بود و چون عمر کوتاهی داشت جهانی نشد و تغییر استراتژیکی در برنامه‏های سلامت و بهداشت جهانی ایجاد نکرد. به عبارت دیگر، پیامدهای آن بیماری آن‌چنان نبود که روند سیاست‌ها و سرمایه‌گذاری‏ها را تغییر دهده است. از هزینه تربیت پزشک و متخصص‏های مختلف گرفته تا تهیه دستگاه‏های مختلف، همه هزینه‏های دولتی را افزایش می‏دهند. این چالش‌ها نظام‏های سلامت را از بیماری‌های همه‌گیر منحرف کرده است. یکی دیگر از دلایل غافلگیر شدن به نوع این ویروس برمی‏گردد. این ویروس با تعریف کلاسیک «بیماری» همخوانی دارد. با رشد پزشکی مدرن، بیماری حالتی تعریف می‏شد ناشی از ورود عامل خارجی به بدن، یعنی میکروب و آن را باید در آزمایشگاه و به طریق علمی کشف می‏کردند. اما سال‌ها است که نه تنها سیاست‏های بهداشتی بلکه سازمان‏های جهانی از جمله سازمان جهانی بهداشت، تعریفی علمی و اجتماعی از بیماری دارند. به‌زعم تعریف جدید، بیماری برساخته اجتماعی است و تنها ناشی از عامل خارجی نیست.
در نتیجه درمان‏های بالینی تنها راه حل کنترل بیماری نیستند، بلکه راه حل‌های اجتماعی و اقتصادی را باید برای درمان بیماری، به‌ویژه بیماری‏های مزمن جست‌وجو کرد. به طور مثال، براساس این تعریف جدید، - که مبنای فعلی تقریبا همه سیاست‏های بهداشتی است - فقر عامل اصلی بیشتر بیماری‏ها تشخیص داده شده است. در نتیجه کاهش فقر یکی از راه‏های درمان بیماری است. در حالی که شیوع این ویروس اتفاقاً هیچ ربط مستقیمی به فقر ندارد - اگرچه پیامدهای ناگواری خواهد داشت - اما بیماری‌ای است که کشورهای ثروتمند را هم در بر گرفته است. اتفاقاً کشورهای در حال توسعه به دلیل حجم پایین ارتباطات، با عواقب این بیماری کمتر درگیر شده‏اند. به علاوه، نظام‌های درمانی در این کشورها هنوز اولویت را بر کنترل بیماری‌های همه‌گیر گذاشته‌اند تا میزان مرگ و میر به‌ویژه میان کودکان را کاهش دهند. امکان تمرکز تنها بر سیاست‌های بالینی در نظام سلامت به کنترل بیماری‏ها نمی‌انجامد. اما از سوی دیگر، چاره‏ای بر تمرکز بر سیاست‌های کنترل‌کننده بیماری‏های همه‌گیر نخواهد بود. همین مسئله سیاست‌های سلامت را کاملا تحت شعاع قرار می‌دهد. نتیجه برگشت به سیاست‌های نیمه اول قرن بیستم، در شرایط جهانی شدن فعلی، جهان را با مشکلات متعددی روبه‌رو خواهد کرد که مهم‌ترین آنها کاهش ارتباطات واقعی در تمامی حوزه‏های زندگی خواهد بود. سوال دیگری که تقریبا بیشتر مردم مطرح می‏کنند، چگونگی نحوه برخورد دولت‌ها با این ویروس است. به طور کلی می‏توان واکنش کشورها را به شیوع این ویروس محافظه‌کارانه دانست. چون در آغاز، دولت‌‌ها درصدد بودند تا بین تثبیت اقتصاد و کنترل این بیماری یکی را انتخاب کنند. البته در بعضی از کشورها انتخاب بین سیاست و اقتصاد نبود، بلکه بین سیاست و سلامت بود.
بعد از این تردید و محافظه‏کاری، واکنش نهایی همه انتخاب سیاست کنترل این بیماری، به هر هزینه‏ای بود. این مسئله مهم است، چون گمان می‏شد کشورهای غربی، بدون تردید و با قاطعیت سیاست کنترل بیماری را در پیش بگیرند.سوال دیگری که بیشتر مردم مطرح می‏کنند، این است زندگی ما بعد از کنترل احتمالی این بحران چگونه خواهد شد؟ یکی از پیامدهای مبارزه با این ویروس فاصله‌گذاری اجتماعی است. عده‏ای معتقدند این واژه به‌جای واژه «قرنطینه» وضع شده تا وحشت از آن در حافظه تاریخی مردم کاهش یابد. قرنطینه محلی برای نگهداری مبتلایان و افراد در حال مرگ بود، اما وقتی قرار باشد از انتقال این ویروس جلوگیری شود باید همه از هم فاصله بگیرند. به علاوه، معنای فاصله‌گذاری با دو توصیه مهم همراه است: «دست‏هایتان را مرتب بشورید» و «در خانه بمانید». هر دوی این توصیه‏ها، که انجام آن انتخابی برای مرگ و زندگی است، پیامدهای مهم اجتماعی خواهد داشت. اگر فاصله‌گذاری اجتماعی ادامه پیدا کند تاثیر مهمی بر نهادهای مختلف اجتماعی از جمله نهاد خانواده خواهد داشت. اما مشخص نیست که میزان تاثیرات منفی یا مثبت آن چگونه باشند. بر اساس برخی گزارش‏ها، به طور مثال در انگلستان، میزان خشونت‏های خانگی در این مدت افزایش یافته است. در ایران نیز، وزارت بهداشت به مردم پیام داده که در صورت بروز هر گونه خشونت خانگی با اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی تماس بگیرند. این پیام نشان می‌دهد خشونت‏های خانگی در ایران نیز رو به گسترش است. نظام‏های رفاهی توسعه‌یافته می‌توانند در زمان بروز خشونت از طریق مددکاران اجتماعی، که واسط بین خانواده و دولت هستند، مداخله کنند .اما در ایران و سایر کشورهای در حال توسعه، معمولا مداخله دولت توصیه‏ای است و سرپرست خانواده حرف آخر را می‌زند.
پیامدهای این فاصله‌گذاری اجتماعی می‌تواند روابط جدیدی را در بین افراد خانواده شکل دهد. به علاوه، ادامه فاصله‌گذاری اجتماعی، بر اهمیت خانه می‌افزاید، به‌ویژه به عنوان محلی برای آسایش و آرامش و جایی برای مصرف. ممکن است به طور کل، سبک‏های زندگی مبتنی بر حق انتخاب افراد محدودتر شود، اما سبک‌های زندگی مبتنی بر خانه یا «سبک‏های زندگی ‌خانه‌محور» افزایش چشمگیری پیدا خواهد کرد. ماندن بیشتر در خانه، اهمیت بهداشتی، نور، زیبایی، رنگ، معماری، دکوراسیون و امثالهم آن را بیشتر از گذشته خواهد کرد. در مقابل، زندگی در شهرها، اهمیت خود را از دست می‌دهد. حالا به نظر می‏رسد که یکی از پیامدهای کنترل کرونا افزایش چشمگیر اهمیت معماری و دکوراسیون داخل و استفاده از تمام فضاهای مختلف خانه باشد. به طور مثال، ممکن است آشپزخانه نقش بسیار مهم‏تری پیدا کند و صنعت غذای آماده افت چشمگیر کند، مگر اینکه خود را با موقعیت جدید مطابقت بدهد. اتاق مهمانی اهمیت کمتری پیدا می‏کند. احتمالاً اتاق مهمانی نخواهد ماند که تنها مورد استفاده مهمانی باشد. دستشویی، توالت و حمام از جمله مکان‏هایی در خانه خواهند بود که افراد می‏توانند سبک‌های مختلفی را در آن تجربه کنند، چون بهداشت فردی اهمیتش بالا می‏رود. همچنین می‌توان گفت که در دنیای پساکرونا تقاضا برای مسکن خصوصی هم افزوده خواهد شد. کسانی که در گذشته صدایشان بلند بود که چرا دولت در اقتصاد زیاد دخالت می‏کند، حالا در صف اول هستند تا از دولت انتقاد کنند چرا دیر وارد عمل شده‌ای.
چون دولت‌ها باید بزرگ شوند تا با این بیماری مبارزه کنند. در گذشته بیشتر اقدام‌های دولت در محدود کردن زندگی یا نظارت بر رفتار افراد با مخالفت روبه‌رو می‌شد. الان با دستور دولت بسیاری از کسب‌و‌کارها تعطیل شده‌اند، بسیاری بیکار شده‌اند و مردم هم دستور دارند در خانه بمانند. دولت‌ها قول داده‌اند هزینه این بیکاری‏ها را بدهند. در برخی کشورها مثل کره جنوبی و سنگاپور تمامی اطلاعات شخصی، الکترونیکی و پزشکی مردم در اختیار دولت قرار گرفته. در بسیاری کشورها کارهایی که روزی عادی به‌نظر می‌رسید، مثلا رفتن به خانه اقوام، با جریمه ماموران دولتی روبه‌روست. این مسئله عده‏ای را نگران کرده است که ممکن است بعد از این دوران، دولت‏ها تمایلی به کاهش نظارت و مداخله خود در امور شخصی مردم نداشته باشند.یکی دیگر از پیامدهای این بحران ممکن است تغییرات در ساختار جمعیتی باشد.البته در میان‌مدت، تغییرات در نحوه حمایت از سالمندان و در بلند‌مدت، ساختار جمعیتی. همین طور در کوتاه‌مدت هزینه‏ای که روی دست دولت می‌گذارد. مثلا در ایران چون نظام بازنشستگی اساسا تنها بر حمایت از فرد بازنشسته شده نیست و بیشتر بر پایه حمایت از خانواده قرار دارد، صندوق‏های بازنشستگی باید هزینه زیادی به بازماندگان بیمه‌شده‏ها پرداخت کنند و میزان مستمری‌بگیران افرایش خواهد داشت.به‌هرحال، به نظر می‏رسد در حال حاضر پیش‌بینی بسیار مشکل خواهد بود و باید منتظر روزهای آینده و میزان کنترل این ویروس در کشورهای مختلف بود. مسلماً این بیماری همه‌گیر جهانی است و حتی اگر یک کشور در این مبارزه شکست بخورد، این بیماری را نباید کنترل‌شده محسوب کرد.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش تصویری