کد خبر: ۴۵۶۵۹
تعداد بازدید: ۱۷۵
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۰
تزلزل رمزارزها و رمزآلودگی آن، در کنار کاربردهای موثر آن، واقعیتهائی است که در مقابل جامعه و حکومت قرار دارد. رمز ارزها، میدان بازی متفاوتی از حاکمیت و حکمرانی را پیش روی جامعه و حکومت قرار می‌دهند. جامعه و حکومت، ناخواسته درگیر یک تصمیم گیری و میدان پیچیده شده است، که باید آن را در معادلات خود لحاظ کند.

به گزارش تجارت امروز؛ در سال 1983 و پس از آن در سال 1990، دیوید شام، طی دو مقاله، تبیینی از دو نوع پول مجازی را که امکان دنبال کردن معاملات آن وجود ندارد، با عناوین ای کش و دیجی کش، انجام داد. در سال ۱۹۹۶ یک گزارش با عنوان «چگونه یک ضرابخانه بسازیم: رمزنگاری پول‌های الکترونیکی گمنام» توسط کارشناسان آژانس امنیت ملی آمریکا منتشر شد. اما عملا اولین رمزارز غیرمتمرکز در سال ۲۰۰۹ به نام بیت‌کوین توسط شخصی با نام مستعار ساتوشی ناکاموتو ایجاد شد. ماجرای مرموز این فرد نیز جالب است. کسی او را نمی‌شناسد. فردی که خود را ساکن ژاپن معرفی می‌کند، اما دیگران از روی نوشته‌های و خصوصیات پیامها او، او را فردی انگلیسی زبان، ساکن آمریکا می‌دانند. او در سال 2010 کاملا مخفی شد و هیچ تعاملی از این تاریخ به بعد نداشته است.
 
دیگران می‌خوانند:

امروز انواع مختلفی از رمزارزها وجود دارند. رمزارزهائی که براساس زنجیره بلوکی، توسعه بلوکهای رمزی آن توسط افراد مختلف انجام می‌شود. یا می‌تواند توسط یک بانک یا موسسه راه اندازی و پشتیبانی و تامین اعتبار شود، یا دارای پشتوانه طلا یا منابع ارزشی مشخص باشد، یا رمزارزهای مبتنی بر سکوها. هر کدام از این رمزارزها، مراتب مختلفی از انتزاع مورد بحث را در بردارند. تا کنون حدود 2000 رمزارز مختلف عرضه شده است.
رمزارزها مشخصه‌های زیادی دارند. اما آنچه که رمزارزها را جذاب و فراگیر کرده، ناشناس بودن، شفاف بودن سازوکارها (البته این شفافیت نسبی است)، فرامرزی بودن (و مسائل تراکنشهای بین المللی را آسان کردن)، ساده بودن معاملات (بدون تشریفات بانکهای موجود)، حل مشکل اعتماد یا بی اعتمادی به طرف مقابل، غیر قابل رهگیری بودن (مناسب برای فرار مالیاتی، فرار از تحریم، پولشوئی، مشاغل غیر قانونی و نظایر آن) است[10]. البته یک دلیل برای گرایش به آن در سالهای گذشته هم، رشد ارزش آن بوده و افرادی به چشم بورس و سرمایه گذاری در بورس به آن نگاه می‌کنند. 
رمزارزها در پرده عدم قطعیت
ما هنوز در اولین روزهای استفاده از رمزارز قرار داریم، و هنوز ابعاد مختلفی از عدم قطعیت در مورد آن وجود دارد. اینکه چگونه رمزارزها ارزش گذاری شوند، به تصورات، فضاسازی‌های رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی، هیجانات و عوامل مختلف دیگر بستگی دارد، و شکل گرفتن ارزشهای حبابی اتفاقی دور از انتظار نیست. همچنین سازوکارهای حکمرانی و مدیریت رمزارزها، نه هنوز به صورت کامل شناخته شده و معماری آن تبیین شده و شفاف است، و نه هنوز ایجاد شده، و مسائل قانونی و ابعاد آن خلاء‌های فراوانی دارد. حتی مسائل فنی آن هم به نظر من ابهامات فراوانی دارد، که در بسیاری از موارد افراد به آن توجه نمی‌کنند.
درست است که از نظر سازوکارهای نظری، توضیحاتی در مورد قابلیت اطمینان آن داده می‌شود؛ اما فکر می‌کنم هنوز ابعاد ناشناخته‌ای در آن وجود دارد. یک سوی این ماجرا، ابهام و رمز آلود بودن ساختار و محتویات آن است. همان اتفاقی که در تعداد زیادی از نرم افزارهای متن باز می‌افتد، اینجا هم مصداق دارد. نرم افزارهای متن باز نرم افزارهائی هستند که تمام متن نرم افزار را در اختیار استفاده کنندگان قرار می‌دهند. برخلاف نرم افزارهای معمولی که به صورت یک بسته کد شده در اختیار کاربران قرار می‌گیرد، و کاربران نمی‌توانند بدانند که در آن نرم افزار چه اتفاقی می‌افتد، و چگونه عملیات انجام می‌شود، نرم افزارهای متن باز تمام جزئیات متن برنامه را در اختیار کاربران قرار می‌دهد. نرم افزارهای متن باز این اعتماد را در کاربران ایجاد می‌کنند که بدانند از اطلاعات و عملکرد آنها توسط برنامه نویسان این نرم افزار، استفاده‌های سوء نمی‌شود. همچنین این امکان برای کاربرانی که خود توان برنامه نویسی دارند ایجاد می‌شود که بتوانند بخشهائی از نرم افزار را آنگونه که خود می‌خواهند، تغییر دهند، و نسخه ای از نرم افزار را به صورت ویژه گرا شده و وارث نرم افزار اصلی، ایجاد کنند.
تا اینجای ماجرا خیلی خوب به نظر می‌رسد. اما مسئله این است که در اختیار گذاشتن متن یک برنامه چند صدهزار خطی به معنای آن نیست که شما بتوانید از همه آن متن سر در بیاورید. به عنوان یک برنامه نویسی که تجربه چند میلیون خط برنامه نویسی و مدیریت تولید چندین نرم افزار کاربردی را داشته‌ام، می‌دانم که اگر برنامه نویس اولیه یک نرم افزار متن باز، بخواهد سازوکاری را در برنامه اش بگنجاند که هیچ کس از آن سر در نیاورد، کار دشواری نیست. ضمن اینکه قطعا در بسیاری از قسمتها، متن برنامه به توابعی ارجاع می‌دهد که این توابع در کتابخانه‌های بیرونی و خارج از دسترس هستند (که در برنامه نویسی به صورت فراوان از آنها استفاده می‌شود)، و برنامه نویس می‌تواند هر چه را که بخواهد کسی متوجه آن نشود، در این توابع جانمائی کند. به عبارت دیگر متن باز بودن یک برنامه به معنای کاملا شفاف بودن و عدم امکان سوء استفاده در آن نیست.
به همین صورت نیز رمزآلود بودن، علیرغم بازبودن منابع یک زنجیره بلوکی، به معنای این نیست که این زنجیره از اختیار آغاز کننده آن خارج شده، و هیچگونه ابهامی در آن و احتمال فروپاشی آن وجود ندارد. تقریبا با هر کسی که در زمینه رمزارز فعالیت کاربردی یا تخصص تولیدی دارد صحبت کردم، چه آن کاربران و چه حتی آن تولید کنندگان، نتوانستند به تمام سوالاتی که از آنها پرسیدم پاسخ کامل و قاطع بدهند. مقالات و متون تخصصی هم که در این زمینه وجود دارند، همیشه در نقاطی به تبیین موضوعاتی می‌‌رسند که در آنجا روشن نیست، و به متون دیگر حواله شده، و در آن متون دیگر هم همین نقاط خلاء به صورت بازگشتی وجود دارد. البته شاید این به دلیل کم سوادی و فهم اندک بنده باشد. مسئله آن است که من به صورت قاطع، وجود مشکل در ماهیت رمزارزها را اظهار نمی‌‌کنم، فقط اعلام می‌‌کنم که در مورد آن، حداقل هنوز در ذهن خودم، سطحی از عدم قطعیت وجود دارد. این عدم قطعیت را در تمام سطوح افراد درگیر نیز احساس کرده‌ام.
به عبارت دیگر کاربران رمزارزها با درجه بالائی از عدم قطعیت نسبت به سازوکار از آن استفاده می‌‌کنند. و تولیدکنندگان بلاکهای بعدی هم فقط الگوریتمهائی را می‌‌شناسند که می‌‌توانند بلاک جدیدی را طبق روال مشخصی به زنجیره اضافه کنند، یا اعتبار یک بلاک مشخص را مورد سنجش قرار دهند؛ و حداقل با افرادی که من از آنها پرس و جو کردم، وجوهی از ماجرا برای آنها نیز مبهم و ناشناخته بود. افراد متخصص نظری حوزه رمزنگاری نیز از منطق توابع و رمزگذاری صحبت می‌‌کنند، اما تا الان توضیح قانع کننده ای برای تبیین قطعیت کل سیستم نشنیده‌ام. بسیاری از استنادات به سرعت پردازشگرهای موجود و ممکن و حجم محاسبات بر می‌‌گردد، که آن هم به نظرم لایتغییر نیست.
حتی افرادی که در سطح راهبردی اقتصادی در مورد رمزارزها اظهار نظر می‌‌کنند، و من با آنها گفتگوی مختصری داشتم، به جوانب فنی و رمزهای پشت الگوریتمها و سازوکارهای رمزارز، آگاهی کاملی ندارند، و فقط به اظهارات متخصصان فنی رمزارز و رمزنگاری، اعتماد کرده‌اند. هر چند که مطمئن هستم به دلیل این اظهار نظری که اینجا می‌‌کنم، از سوی طیفهای مختلف متخصصان و مدافعان و کاربران رمزارز، مورد هجوم قرار می‌گیرم؛ اما واقعیت این است که فکر می‌‌کنم، هنوز ابهامات زیادی درمسئله زنجیره بلوکی رمزارزها وجود داشته باشد، که بخشی از آن با چیزی که من ”جوسازی فناورانه“ می‌‌نامم، در هیاهوی مسائل فنی و هیجانات کاربری، گم می‌‌شود.
خطر در کمین
فارغ از امکان فروپاشی فنی رمزارزها، رمزارزها از نظر بدون پشتوانه بودن، و تزلزل تقاضا در رقابت و رشد حبابی، منابع پرخطری هستند. با توجه به افزایش سطح انتزاع به پول متعارف، ریسک رمزارزها بیشتر و پیچیده‌تر است. وابسته شدن اقتصاد یک کشور در این فضای پر ریسک، خطری شدیدتر از آنچه که در بحرانهای تزلزل پول متعارف گریبانگیر کشورها شد را در پی دارد.
در دورانهای مختلف، کشورهای مختلف درگیر بحرانهای شدیدی به واسطه تغییر ناگهانی ارزش پول خود شدند. کشورما در سالهای اخیر، چند بار این را تجربه کرده. اما شاید به عنوان بهترین مثال بتوان از کشورهای آسیای جنوب شرقی (آسه آن) در سال 1997 نام برد. اقتصاد حبابی، تکیه بر پول بدون پشتوانه، نقش تعیین کننده دلار در اقتصاد کشورها و وابستگی به تبادلات دلاری، و بازی آمریکا با دلار بدون پشتوانه، بحرانهای زیادی را در اقتصاد بین المللی ایجاد کرده است.
اگر بحرانهای قبلی چند روزه می‌‌توانست اقتصاد یک کشور یا یک منطقه را نابود کند، بحرانهای رمزارزها ممکن است در چند ثانیه چنین فاجعه‌هائی را با شدت بیشتر رقم بزند. تصور کنید که بخش قابل توجهی از منابع اقتصادی بنگاهها و بانکهای یک کشور، بر رمزارزی قرار داشته باشد، و در یک اتفاق به هر دلیل (مثلا فروپاشی فنی، یا فروپاشی ارزش حبابی) آن رمزارز کاملا از گردونه مبادلات خارج شود. تمام سرمایه آن بنگاهها و بانکها، در عرض چند ثانیه به صفر تبدیل خواهد شد. و این می‌‌تواند اقتصاد یک کشور را فلج یا ورشکست کند.
رمزارزها اما به کار می‌‌آیند
اما علیرغم تمام تزلزلها و عدم قطعیتی که از آن صحبت کردیم، رمزارزها به کار می‌‌آیند. می‌‌توان در شبکه‌های غیر بانکی آن را جابجا کرد. در طیفی از آنها می‌‌توان مبادله به گونه ای انجام شود که ردگیری آن بسیار دشوار (و به ادعائی، غیر ممکن) باشد. این برای ناشناس ماندن خریدار و فروشنده در مبادلات غیر مشروع و پول شوئی یا مبادلاتی که برای مبارزه با یک نظام مالی – سیاسی انجام می‌‌شود (نظیر تحریمها علیه یک کشور) قابل استفاده خواهد بود. می‌‌توانید رمز ارز را تقریبا به سادگی با پول نقد یا الکترونیکی رایج در کشورها مبادله کنید؛ حتی در برخی کشورها، دستگاههای خودپردازی برای این کار ایجاد شده است. رمزارزها می‌‌تواند حتی ابزاری برای شکستن هژمونی دلار باشد.
میدانی پیچیده، پیش روی مردم و حاکمیت
اما فارغ از عدم قطعیتی که از آن صحبت کردیم، واقعیت این است که در پارادایم تمدن سایبری، استفاده از رمزارزها، اجتناب ناپذیر است. اما اینکه در کجا و چه شرایطی از آن استفاده کنیم؟ چقدر از منابعمان را به صورت رمزارز مبادله کنیم، و چقدر از آن را با پولهای سنتی؟ چه مدت آن را به صورت رمزارز نگه داریم؟ چگونه رمزارزها و اقتصاد آن را فهم کنیم؟ چه نوع رمزارزی را انتخاب کنیم؟ چگونه فضای رمزارزها را مدیریت کنیم؟ چه مقرراتی برای استفاده از آن داشته باشیم؟ و سوالاتی از این دست، سوالاتی است که یک اقتصاد جامعه و ساختار حکومتی، در تعامل با رمز ارز، پیش روی خود دارد. حداقل در شرایط کنونی، خریدن رمزارز به عنوان یک سرمایه دراز مدت کار غیرمنطقی‌ای به نظر می رسد؛ مگر برای کسی که سرمایه گذاری بسیار پر ریسک و قمارگونه‌ای را دنبال می‌‌کند. شاید منطقی باشد که امروز رمزارز را فقط برای تبادل روزمره و محدود، و عبور دادن منابع در یک میدان استفاده کرد. اما بالاخره رمزارزها یک واقعیتند، که باید در معادلات خود آنها را ببینیم.
تزلزل رمزارزها و رمزآلودگی آن، در کنار کاربردهای موثر آن، واقعیتهائی است که در مقابل جامعه و حکومت قرار دارد. رمزارزها، میدان بازی متفاوتی از حاکمیت و حکمرانی را پیش روی جامعه و حکومت قرار می‌‌دهند. جامعه و حکومت، ناخواسته درگیر یک تصمیم گیری و میدان پیچیده شده است، که باید آن را در معادلات خود لحاظ کند.
رمزارزها، پارادایم جدیدی را پیش روی حاکمیت قرار می دهند. اگر حاکمیت پیش از این، در تعیین چرخه ارزش پول در نظام اقتصادی خود، نقش تعیین کننده و محوری داشت، امروز در شرایطی قرار می گیرد، که این چرخه تا حد زیادی، از حیطه اختیار و اقتدار او خارج می‌شود. نظیر آنچه در بسیاری از حوزه دیگر نیز در تمدن سایبری، اتفاق می افتد. حاکمیت در پهنه رمز ارزها به چالش کشیده می شود.
در عین اینکه رمزارزها هر لحظه امکان فروپاشی دارند، اما در عین حال منابع و اعتماد عمومی را به خود جذب می‌کنند، و اقتصاد جامعه را به شدت درگیر خود می‌کنند. جریان متزلزل از یک سو، و پنهان از سوی دیگر را در پهنه اقتصادی جامعه ایجاد می‌کنند، که جامعه را به سمت یک اقتصاد متزلزل و آشفته، که عوامل پنهان فراوانی پشت آن وجود دارد سوق می دهد. عواملی که یکی از آنها، برای فروپاشی و شکست جبران ناپذیر اقتصادی یک جامعه و حاکمیت آن، کافی خواهد بود. بازی رمزارزها بازی پیچیده و دشواری را پیش روی حاکمیت و جامعه قرار داده است. تغییر میدان بازی، ورود به آن را اجتناب ناپذیر کرده است. جذابیتهای آن آنچنان دلفریب است که هر دوی آنها به زحمت می‌توانند خود را از وسوسه آلوده شدن به آن، حفظ کنند. ولی در پشت این چهره دلفریب، ممکن است هزار چهره متفاوت و بعضا هولناک، در میدان بازی جلوی چشمان بازیگران ظاهر شود.  
مسئله اصلی این است که حاکمیت برای حفظ اقتدار خود در این میدان، باید پارادایم جدید را فهم کند، سازوکارهای حکمرانی متفاوتی را اتخاذ کرده، و محاسبات خود را متناسب با معادلات این پارادایم انجام دهد. میدان جدید، قواعد متفاوتی دارد، و بازی جدیدی در آن در حال وقوع است.  
در این یادداشت و یادداشت قبل در مورد رمزارزها، و پیچیدگی و راز و رمز آنها در فضای تمدن سایبری سخن گفتیم. هدف ما تبیین نمونه ای از مسائل حاکمیت در فضای تمدنی جدید بود. بحث در مورد تمدن سایبری و حاکمیت در آن را در یادداشتهای بعدی، دنبال می‌‌کنیم. ان شاء الله. الحمد لله رب العالمین.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش تصویری