کد خبر: ۴۶۵۵۳
تعداد بازدید: ۱۵۱
تاریخ انتشار: ۱۰ آذر ۱۳۹۹ - ۲۳:۰۰
در بازارهای مالی بین المللی شاخص های بازار سهام همواره به عنوان یک نماگر اقتصادی از وضعیت موجود و چشم‌انداز سرمایه‌گذاران از آینده اقتصادی تلقی می‌شود.

به گزارش تجارت امروز؛ در بین بازارهای مالی بین المللی امروزه بازار بورس ایالات متحده بیش از هر بازار دیگری عمق داشته و میزبان شرکت های بزرگ و پر اهمیت از سراسر دنیاست که موجب شده است تا وضعیت شاخص های سهامی این بازار به عنوان یک چشم انداز کلی از وضعیت اقتصادی دنیا به حساب آید.

شرکت های فعال در حوزه امور مالی در ایالات متحده اقدام به معماری شاخص های سهامی کرده اند تا بتوانند با انتشار اوراق این شاخص ها و جلب نظر سرمایه گذاران به خرید شاخص به جای سهام به صورت جداگانه جریان سرمایه را به سمت اوراق منتشر شده توسط خود هدایت کنند.

از بین شاخص های سهامی بازار آمریکا همواره سه شاخص از اهمیت بالایی برخوردار است که در بین این سه شاخص، شاخص S&P500 معروف به ۵۰۰ شرکت برتر بیش از دو شاخص نزدک و داجونز نمایانگر وضعیت کلی اقتصاد است، زیرا این شاخص بر خلاف دو گزینه دیگر که بیشتر از شرکت های صنعتی و فناوری تشکیل شده اند، از ترکیب ارزش ۵۰۰ شرکت برتر در حوزه های گوناگون بنیان گذاری شده است.

چنانچه به گذشته شاخص S&P500 نگاهی بیاندازیم اطلاعات ارزشمندی را در مورد اقتصاد و تاثیر پدیده های اقتصادی و سیاسی بر ارزش بازار سهام به دست میاوریم، چنانکه وقتی نمودار ۱۰ سال گذشته این شاخص را بررسی می کنیم به وضوح می توانیم تاثیر وضعیت اقتصاد کلان در سطح بین المللی را بر بازار سهام با جزئیات فراوان مشاهده کنیم.

 

بیشتر بخوانید:


به طور مثال پس از بحران موسسات مالی در بین سال های ۲۰۰۷-۲۰۰۸ و ورشکستگی موسسات بزرگ مالی که گاهی بسیاری از آنها بیش از صد سال قدمت داشتند، میتوان شاهد یک وضعیت نزولی به مدت دو سال و از دست دادن بیش از ۵۵ درصد از ارزش بازار سهام در این مدت بود که نشانگر یک رکود اقتصادی کم سابقه در نظام اقتصادی ایالات متحده به شما می آید.

نکته ای که در این مقاله تلاش شده است تا بیشتر به آن بپردازیم تحلیل و بررسی وضعیت کنونی و تلاش برای ادراک بهتر وضعیت بازارهای مالی بین المللی است.

پس از ریزش سنگین بازارهای مالی در سال ۲۰۰۸ یک روند بلند مدت صعودی به مدت نزدیک به ۱۰ سال شکل گرفت و شاخص S&P500 در این مدت رشد قابل توجهی را به ثبت رسانده و تقریباً به ۵ برابر ارزش خود در بهار ۲۰۰۹ رسیده است، در این مدت به جز سه بار یکی در زمان اوج گیری جنگ تجاری ایالات متحده با چین، بار دوم با افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو آمریکا و سومین بار در زمان قرنطینه های سراسری این شاخص با کاهش قابل توجهی مواجه نشده و توانست یک شیب رشد مستمر را فرای تمام تغییر و تحولات این سال های پر حادثه حفظ کند.

از سال ۲۰۱۸ نحوه رشد شاخص با گذشته تفاوت قابل توجهی دارد و با نیم نگاهی به نمودار تکانه قیمت (RSI) که به زبان ساده نشانه قدرت حرکت قیمت نسبت به گذشته است می توان متوجه شد که گرچه بازار سهام همواره رشد کرده و در اوج ارزش تاریخی خود قرار دارد، اما هیجانات و نوسانات متعددی که به خاطر سیاست های تهاجمی دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا در این سال ها به وجود آمده است، اطمینان از رشد مستمر شاخص در آینده با شک و شبهه مواجه است.

همانطور که روی نمودار مشاهده می کنید، چند سالی است که بارها ارزش این شاخص به عنوان نماگر بازار سهام تلاش داشته تا با شکستن خط روند بلند مدت که از سال ۲۰۱۱ به بعد در نقش یک مقاومت قیمتی عمل کرده به رشد بیشتری دست پیدا کند اما همواره در شکستن این خط روند ناکام بوده است.

در این بین برای درک بهتر وضعیت این شاخص بهتر است نگاهی به بزرگترین نوسانی که در بازار پس از بحران ۲۰۰۸ رخ داده است بپردازیم، پس از همه گیری کرونا و مجبور شدن کشورها به قرنطینه سراسری و در نتیجه موج شدید وقفه در چرخه پرداخت بدهی، همچنین افزایش افسار گسیخته معضلات اقتصادی منتج از آن مانند بیکاری باعث ریزش بیش از ۳۵ درصدی شاخص S&P500 همزمان با افزایش نگرانی ها از زمان اتمام قرنطینه و یا زمان ارائه واکسن این بیماری شد.

در مدت کوتاهی بانک های مرکزی از جمله فدرال رزرو آمریکا تلاش کردند تا با تزریق نقدینگی به جبران این ضایعه بپردازند و در نهایت با انتشار بی سابقه نقدینگی و سیاست های حمایتی توانستند بازار سهام را از ریزش های بیشتر و ورشکستگی شرکت های بزرگی همچون شرکت های هواپیمایی و حمل و نقل نجات دهند، به طوریکه طبق آخرین آمار منتشر شده از صندوق بین المللی پول بیش از ۲۰ درصد نقدینگی موجود در چرخه های اقتصادی در سال ۲۰۲۰ به وجود آمده است.

در نهایت این تزریق عظیم نقدینگی موجب رشد دوباره شاخص S&P500 و ثبت سقف های جدید قیمت شد تا در نهایت در هفته های گذشته شاخص ۵۰۰ شرکت برتر به مقاومت تاریخی خود نزدیک گردد.


وقتی که به نمودار سال ۲۰۲۰ شاخص S&P500 نگاه می کنیم، متوجه میشویم که چاپ افسار گسیخته نقدینگی و سیاست های حمایتی فدرال رزرو مانند خرید سهام که در تاریخ بسیار کم سابقه بوده است، علاوه بر نجات این شاخص از ریزش بیشتر و ورشکستگی اقتصادی تعدادی از ۵۰۰ شرکت برتر دنیا، موجب شکسته شدن جزئی روند بلند مدت ۱۰ ساله قیمت در این نمودار شده است.

نخستین بار در ابتدای ماه سپتامبر که با اینکه قیمت این مقاومت بلند مدت را شکست نتوانست خود را فرای این مقاومت تثبیت کند و دومین بار دو روز پس از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا وقتی که شرکت فایزر اعلام به اختراع واکسنی با نرخ موفقیت بیش از ۹۰ درصد کرد و بازار با رشد قابل توجهی در همان روز و افزایش خوشبینی سرمایه گذاران توانست گامی فراتر بگذارد، اما هم زمان در روزهای بعد با اعتراض دونالد ترامپ به نتایج انتخابات و ادعای تقلب از سمت وی در انتخابات ایالات متحده بازار دوباره دچار شک شده و مدتی است که قیمت تلاش می کند تا بتواند علاوه بر گذر از مقاومت بلند مدت خود، جایگاه رفیع تری یافته و خود را در بالای خط روند تثبیت کند.

از آنجا که شکست قاطع خط مقاومت و تثبیت قیمت فراتر از آن یک سیگنال به عنوان شروع شدن فاز جدید صعود برای فعالان بازارهای مالی و سرمایه گذاران به حساب می آید، اکنون که مدتی است قیمت در یک ناحیه مقاومتی بالاتر از خط روند مقاومتی برای تثبیت خود تلاش میکند، وجود فاکتور های ریسک از نوع سیاسی و اقتصادی در دنیای بین المللی همزمان با رسیدن قیمت به این جایگاه ویژه دچار سردرگمی سرمایه گذاران شده است و موجب شده است تا سه فاکتور ریسک بالقوه در تناقض با چهار عاملی که به بازار پتانسیل رشد می دهد باعث یک دوگانگی و نیاز به صبر بیشتر در روند تصمیم گیری سرمایه گذاران شود.

نخستین فاکتور ریسک که بیشتر نگاه به تحولات سیاسی و حواشی انتخابات آمریکا دارد، منتظر مشخص شدن فرجام شکایت دونالد ترامپ در دادگاه های آمریکا بر علیه کمپین تبلیغاتی جو بایدن است و سرمایه گذاران در این وضعیت نگران ریسک هایی همچون موفقیت ترامپ در اثبات تقلب یا فراتر از آن درگیری هواداران دو کاندیدا در خیابان های آمریک هستند.

با توجه به اینکه از یک ماه مانده به انتخابات به دلیل فعالیت های مشکوک گروهک های مسلح همچون آنتیفا در ایالات متحده، در بسیاری از ایالت ها دولت اقدام به جمع آوری اسلحه های سنگین و اتوماتیک از فروشگاه ها کرده بود، احتمال وقوع یک درگیری تمام عیار در آمریکا موجب آن شده است که به رغم سرازیر شدن سیل نقدینگی توسط فدرال رزرو در بازار سهام همچنان رشد قیمت شاخص های سهامی نتواند از حمایت لازم و کافی سرمایه گذاران نهادی برخوردار شود.

دومین فاکتور ریسک بحث اتمام محدودیت های کرونا و بازگشت کسب و کارها به وضعیت عادی است، با وجود گذشت بیش از یک سال از شروع این بیماری، همچنان بسیاری از بخش های خدماتی تعطیل بوده یا حجم مشتریانشان به شدت کاهش یافته است، با توجه به اینکه امید کسب و کارها به بازگشت وضعیت عادی معطوف به واکسیناسیون عمومی و ایجاد ایمنی جمعی است، بررسی وضعیت واکسن های موجود، دریافت مجوزات مورد نیاز پس از اثبات تاثیر گذاری به سازمان های نظارتی، تامین زیرساخت های حمل و نقل و نگهداری، مدت زمان مورد نیاز برای تولید تعداد دوز کافی و در نهایت ایجاد اعتماد و مقبولیت اجتماعی برای قبول به دریافت واکسن توسط مردم موضوعات پر مجادله ای است که موجب شک در آینده وضعیت اقتصادی و اتمام محدودیت هاست که در نهایت باز هم مانند اولین فاکتوری که مطرح شد، موجب عدم حمایت سرمایه گذاران نهادی از بازار سهام است.

اما آخرین فاکتور ریسکی که از اهمیت بالایی همچون دو مورد قبل برخوردار است، بحث رفتارهای نگران کننده سرمایه گذاران بزرگ و معروف دنیا مانند وارن بافت، بیل آکمن، ری دالیو و … است که نشان از افزایش نقدینگی آنها در این وضعیت به جای خرید سهام در بازار آمریکا دارد.

به طور مثال در چند ماه گذشته وارن بافت اقدام به انتقال قسمتی از دارایی هج فاند تحت مدیریتش برای سرمایه گذاری در شرکت های خاور دور شد؛ یا در هفته گذشته ری دالیو، مدیر یکی از هج فاند بزرگ آمریکا اعلام به افتتاح دفتر خانوادگی خود و انتقال دارایی های شخصی و خانوادگی به سنگاپور کرد، اینها در کنار تشکیل بزرگترین اتحادیه تجاری دنیا توسط چین، موضوعاتی است که شاید نفوذ اندک قیمت به بالای خط روند ۱۰ ساله را با معنی جدی تری مواجه کند و می تواند نشانگر خالی کردن سبد های سهامی توسط سرمایه داران بزرگ دنیا و نهاد های بزرگ مالی با انتقال مالکیت دارایی ها به خریداران و سرمایه گذاران خرد در قبل از شروع احتمالی حادثه ای بزرگ باشد.

اما باز هم در قبال همه ریسک های مطرح شده نباید فراموش کرد که بازار آمریکا به عنوان بزرگترین بازار مالی جهان دارای ساختاریست که با کمک چهار عنصر مهم و تعیین کننده از جمله حمایت نهادهای حاکمیت پول و بدهی، شرکت های پیشرو و بزرگ در حوزه تکنولوژی، تورم شدید پولی در سال گذشته و در نهایت قدرت برتر رسانه ای بزرگان وال استریت؛ دارای پتانسیل رشد بسیاری است و حتی این بار شاید بر خلاف دفعات قبل که با ریسک های اساسی مواجه شده است، بتواند بر معضلات حاصل از حوادث احتمالی پیش رو فائق بیاید.

علاوه بر اینکه نباید سناریوی موفقیت سیاستمداران این کشور را در پیشگیری از این بحران ها نادیده گرفت بلکه می تواو با توجه به سه ریسک فاکتور موجود میتوان رشد شاخص S&P500 را تا ارزش ۳۸۵۵ و در بیشترین مقدار ممکن با این شرایط اقتصادی نهایتاً ۴۱۴۴ دلار محتمل دانست.

در انتها با توجه به این موضوعات و بررسی وضعیت تکنیکال نمودار S&P500، اکنون خرید سهام در بازار آمریکا شاید برای مدتی با سود مواجه شود و بازار باز هم بتواند مقدار بیشتری رشد کند اما نادیده گرفتن ریسک های نهفته که در وسعیت فعلی به بیشینه خود در سال های گذشته رسیده است بسیار خطرناک است و بنا به همین موضوع فعالان بازارهای مالی منتظر روشن شدن وضعیت سیاسی و اقتصادی پساکرونا هستند تا بتوانند سیاست های سرمایه گذاری خود را اصلاح کرده یا ارتقا دهند.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش تصویری