کد خبر: ۴۸۱۶۶
تعداد بازدید: ۸۵
تاریخ انتشار: ۰۱ تير ۱۴۰۰ - ۱۲:۳۶
امام رضا (ع) هشتمین امام شیعیان، فرزند امام موسی کاظم (ع) است که سحرگاه 29 صفر سال 203 (ه.ق) امام رضا (ع) به شهادت رسیدند.

به گزارش تجارت امروز، حضرت علی بن موسی‌الرضا (ع) در یازدهم ذی‌القعده سال 148 هجری در مدینه متولد شدند و در پایان ماه صفر سال 203 قمری، به دست مأمون به شهادت رسیدند.

ایشان بنا به قول بسیاری از مورخان، یازدهم ذی‌القعده در مدینه منوره متولد شدند. از قول مادر ایشان نقل‌شده است که: «هنگامی‌که به حضرتش حامله شدم به‌هیچ‌وجه ثقل حمل را در خود حس نمی‌کردم و وقتی به خواب می‌رفتم، صدای تسبیح و تمجید حق‌تعالی و ذکر «لااله‌الاالله» را می‌شنیدم اما چون بیدار می‌شدم دیگر صدایی به گوش نمی‌رسید.

امام کاظم (ع)کنیه ابوالحسن را به ایشان عنایت فرمودند، و به على بن یقطین گفتند: «اى على، این پسرم (با اشاره به امام رضا (ع)، آقاى فرزندان من است و من کنیه خویش را به او داده‌‌ام. البته امام کاظم (ع) نیز کنیه‌شان ابو‌الحسن بوده است و این کنیه میان پدر و فرزند مشترک امی باشد. بدین‌جهت امام کاظم (ع)را «ابوالحسن اوّل» و امام رضا (ع)را «ابوالحسن دوم» مى‌نامند.

مشهورترین لقب امام هشتم شیعیان، «رضا» به معنای خشنودی، است. امام محمدتقی (ع) امام نهم و فرزند ایشان سبب نامیده شدن آن حضرت به این لقب را این‌گونه نقل می‌فرمایند : «خداوند او را رضا لقب نهاد زیرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمین از او خشنود بوده‌اند و ایشان را برای امامت پسندیده‌اند و همین‌طور (به خاطر خلق‌وخوی نیکوی امام) هم دوستان و نزدیکان و هم دشمنان از ایشان راضی و خشنود بود‌ند.

یکی دیگر از القاب مشهور حضرت «عالم آل محمد» است. نقل‌شده است که امام کاظم (ع) به فرزندانش می‌گفت: «برادر شما علی بن موسی، عالم آل محمد است.» این لقب نشانگر ظهور علم و دانش ایشان است.

زندگینامه امام رضا (ع)

مادر امام رضا (ع) از اهالی نوبه بوده است که درباره نام مقدّس این بانو، راویان اختلاف دارند، برخی آن حضرت را خیزران نامیده‌اند و گفته‌اند که ایشان آم ولد و از اهالى نوبه بوده واروی نام داشته و لقبش شقراء بوده است. برخى گفته‌‌اند اسم او نجمه و کنیه‌‌اش امّ‌البنین بوده و برخى نام آن بانو را تکتم دانسته‌اند. در روایتی آمده که مادر امام رضا (ع) پاک و پرهیزگار به نام نجمه بود و بعد از ولادت حضرت رضا (ع) او را طاهره نامیدند.‌»

همسر امام رضا (ع)

در مورد شمار همسران آن حضرت بین مورخان اختلاف است، اکثر مورخان شمار همسران آن حضرت را یک یا دو نفر نوشته‌اند و عده کمی نیز برای حضرت 3 همسر یادکرده‌اند. اما مشهور این است که حضرت دارای همسری به نام سبیکه (س) بوده که ایشان مادر امام جواد (علیه اسلام) و از خاندان ماریه قبطیه همسر پیامبر (ص)، بوده است.

در برخی از منابع تاریخی، همسر دیگری نیز برای امام رضا(ع) ذکرشده است، مأمون به امام رضا (ع) پیشنهاد داد که با دخترش «ام حبیب‌» یا «‌ام حبیبه‌» ازدواج کند و امام نیز پذیرفت.

طبری این ازدواج را در حوادث سال ۲۰۲قمری یاد می‌کند. گفته‌اند که هدف مأمون از این کار، نزدیکی بیشتر به امام رضا (ع) و نفوذ به خانه وی جهت اطلاع از برنامه‌هایش بوده است. سیوطی نیز، از ازدواج دختر مأمون با امام رضا (ع) یاد می‌کند ولی اسم آن دختر را ذکر نمی‌نماید.

فرزندان امام رضا (ع)

درباره شمار و اسامى فرزندان امام رضا (ع) نیز اختلاف است، گروهى آن‌ها را 5 پسر و یک دختر نوشته‌‌اند، به نام‌هاى محمد قانع، حسن، جعفر، ابراهیم، حسین و عایشه. امّا شیخ مفید بر این باور است که امام هشتم (ع)، فرزندى جز امام محمّد جواد (ع)نداشته است، و ابن شهرآشوب و طبرسى در اعلام الورى، نیز بر همین اعتقاد هستند اما قول معتبر در تعداد فرزندان، این است که آن حضرت را دو فرزند بوده، به نام‌هاى محمّد و موسى و جز آن‌ها فرزندى از آن حضرت به‌جای نمانده است‌. گفته‌شده فرزندی از آن حضرت که دو سال یا کمتر داشته در قزوین دفن شده است که امامزاده حسین کنونی قزوین همان است. بناتر روایتی امام در سال ۱۹۳ به این شهر مسافرتی داشته است.

امام رضا (ع) در مدینه

حضرت رضا (ع) تا قبل از هجرت به مرو، در مدینه زادگاهشان، ساکن بودند و در آنجا در جوار مدفن پاک رسول خدا و اجداد طاهرینشان به هدایت مردم و تبیین معارف دینی و سیره نبوی می‌پرداختنند. مردم مدینه نیز، امام رضا (ع) را بسیار دوست ‌داشتند و به ایشان همچون پدری مهربان می‌نگریستند. تا قبل از این سفر، بااینکه امام بیشتر سال‌های عمرش را در مدینه گذرانده بود, اما در سراسر مملکت اسلامی، پیروان بسیاری داشتند که گوش‌به‌فرمان اوامر امام بودند.

امامت امام رضا (ع)

امام رضا (ع) پس از شهادت پدرش امام کاظم (ع) در سال ۱۸۳ق امامت را عهده‌دار شد؛ مدت امامت آن حضرت ۲۰ سال (۱۸۳-۲۰۳ق) بود که با خلافت هارون‌الرشید (۱۰ سال)، محمدامین (حدود ۵ سال)، مأمون (۵ سال) هم‌زمان شد.

امامت حضرت رضا (ع) بارها توسط پدر بزرگوار و اجداد طاهرینشان و رسول اکرم (ص) اعلام‌شده بود. به‌خصوص امام کاظم (ع) بارها در حضور مردم، ایشان را به‌عنوان وصی و امام بعد از خویش معرفی کرده بودند؛ یکی از یاران امام موسی کاظم (ع) می‌گوید: «ما شصت نفر بودیم که موسی بن جعفر (ع) به جمع ما وارد شد، درحالی‌که دست فرزندش علی در دست او بود، فرمود: «آیا می‌دانید من کیستم ؟»، گفتم: «تو آقا و بزرگ ما هستی»، فرمود: «نام و لقب من را بگوئید»، گفتم: «شما موسی بن جعفر بن محمد هستید»، فرمود: «این‌که با من است کیست؟» گفتم: «علی بن موسی بن جعفر»، فرمود: «پس شهادت دهید او در زندگانی من وکیل من و بعد از مرگ من وصی من است». در حدیث مشهوری نیز که جابر از قول نبى ‌اکرم (ص) نقل می‌کند، امام رضا (ع) به‌عنوان هشتمین امام و وصی پیامبر معرفی‌شده‌اند. امام صادق (ع) نیز مکرر به امام کاظم می‌فرمودند: «عالم‌ آل محمد از فرزندان تو است و او وصی بعد از تو خواهد بود».

پس از شهادت امام هفتم، بیشتر شیعیان با توجه به وصیت امام(ع) و دلایل و شواهد دیگر، امامت فرزند ایشان، علی بن موسی‌الرضا (ع) را پذیرفتند و وی را به‌عنوان امام هشتم تأیید کردند. این دسته که بزرگان اصحاب امام کاظم (ع) را هم شامل می‌شد به نام قطعیه مشهور شدند. ولی گروه دیگری از اصحاب امام هفتم ‌(ع) بنا به دلایلی، از اعتراف به امامت علی بن موسی‌الرضا (ع) سرباز زده و در امامت حضرت موسی بن جعفر (ع) توقف کردند. آنان اظهار می‌داشتند که موسی بن جعفر (ع) آخرین امام است و کسی را به امامت تعیین نکرده و یا دست‌‌کم ما از آن آگاه نیستیم، این گروه واقفیه (یا واقفه) نامیده شدند. ا‌مام رضا(ع)در روایتى سرنوشت آن‌ها را این‌گونه بیان فرمودند: «در حیرت زندگى مى‌کنند و نهایت در حال کفر مى‌میرند.

امام رضا (ع) و مسئله ولایتمداری

مهم‌ترین فصل تاریخى زندگى امام رضا (ع)جریان ولایتعهدى آن حضرت است، جریانی که به‌موجب آن، حضرت مجبور شدند از شهر مدینه به مرو سفر کنند و پس از مدتی و با کینه مأمون به شهادت برسند.

هنگامی‌که حضرت رضا (ع ) وارد مرو شدند، مأمون از ایشان استقبال شایانی کرد و در مجلسی که همه ارکان دولت حضور داشتند صحبت کرد و گفت: «همه بدانند من در آل عباس و آل علی (ع) هیچ‌کس را بهتر و صاحب حق‌تر به امر خلافت از علی‌بن‌موسی‌رضا (ع ) ندیدم». پس‌ازآن به حضرت رو کرد و گفت: «تصمیم گرفته‌ام که خود را از خلافت خلع و آن را به شما واگذار کنم.»، اما امام کاملاً از قصد مأمون آگاهى داشت، چراکه مأمون براى رسیدن به خلافت، برادرش امین را کشته و بغداد را خراب کرده بود. به همین دلیل به او گفتند: «اگر این خلافت مال تو است جایز نیست خودت را خلع کنى و لباسى را که خدا به تو پوشانده به دیگرى بدهى و اگر خلافت مال تو نیست چیزى که مال تو نیست جایز نیست آن را به من بدهى.»

مأمون بر خواسته خود پافشاری کرد و بر امام اصرار ورزید، اما امام فرمودند:‌ «هرگز قبول نخواهم کرد.»، وقتی مأمون مأیوس شد، گفت: «پس ولایت‌عهدی را قبول کن تا بعد از من شما خلیفه و جانشین من باشید». این اصرار مأمون و انکار امام تا دو ماه طول کشید و حضرت قبول نمی‌فرمودند و می‌گفتند: «از پدرانم شنیدم من قبل از تو از دنیاخواهم رفت و مرا با زهر شهید خواهند کرد و بر من ملائک زمین و آسمان خواهند گریست و در وادی غربت در کنار هارون‌الرشید دفن خواهم شد». اما مأمون بر این امر پافشاری کرد تا آنجا که مخفیانه و در مجلس خصوصی حضرت را تهدید به مرگ کرد. لذا حضرت فرمودند: «اینک که مجبورم، قبول می‌کنم به‌شرط آنکه کسی را نصب یا عزل نکنم و رسمی را تغییر ندهم و سنتی را نشکنم و از دور بر بساط خلافت نظر داشته باشم». مأمون با این شرط راضی شد. پس‌ازآن حضرت دست را به‌سوی آسمان بلند کردند و فرمودند: «خداوندا ! تو می‌دانی که مرا به‌اکراه وادار کردند و به‌اجبار این امر را اختیار کردم؛ پس مرا مؤاخذه نکن همان‌گونه که دو پیغمبر خود یوسف و دانیال را هنگام قبول ولایت پادشاهان زمان خود مؤاخذه نکردی؛ خداوندا عهدی نیست جز عهد تو و ولایتی نیست مگر از جانب تو، پس به من توفیق ده که دین تو را برپا دارم و سنت پیامبر تو را زنده نگاه‌دارم، همانا که تو نیکو مولا و نیکو یاوری هستی».

شهادت امام رضا (ع)

در نحوه به شهادت رسیدن امام نقل‌شده است که مأمون به یکی از خدمتکاران خویش دستور داده بود تا ناخن‌های دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور داد تا دست خود را به زهر مخصوصی آلوده کند و در بین ناخن‌هایش زهر قرار دهد و اناری را با دستان زهر‌آلودش دانه کند و او دستور مأمون را اجابت کرد. مأمون نیز انار زهرآلودِ را خدمت حضرت گذارد و اصرار کرد که امام از آن انار تناول کنند اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار کرد تا جایی که حضرت را تهدید به مرگ کرد و حضرت به جبر، قدری از آن انار مسموم تناول فرمودند. بعد از گذشت چند ساعت، زهر اثر کرد و حال حضرت دگرگون شد و صبح روز بعد در سحرگاه روز 29صفر سال 203 (ه.ق) امام رضا (ع) به شهادت رسیدند. 

تعداد بازدید : 1

 

انتهای پیام//ح.ع

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش تصویری