کد خبر: ۴۹۲۲۹
تعداد بازدید: ۵۴۴
تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۴۰۰ - ۰۳:۱۰
یادداشت از فاطمه احمدی
به سختی راه می رود،حرف نمی زند، معلوم نیست بیمار است یا گرسنه، از اینکه بپرسم آیا نیاز به کمک داری واهمه دارم، درد کدام گناه را تحمل می کند.

به گزارش تجارت امروز، دیدن سیمای کودکان و پیرو جوان با لباس ها کهنه و پاره شاید جنبه خوبی نداشته باشد اما سوال هایی در ذهن ها ایجاد می شود که برای پاسخ آن زمان و حوصله زیادی می خواهد.

بسیاری از آنان ایرانی نیستند، اما سازماندهی شده هستند،اینکه فکرکنیم ازپشت کوه آمدندسخت در اشتباهیم.

زباله ها را با دقت کامل جمع آوری و تفکیک می کنند، هر کدام از آنها را داخل گونی های مخصوص می ریزند، سنگین که می شود کامیونت های مخصوص آنها را برای بازیافت به مکانی مشخص حمل می کند.

تا کمر داخل سطل های زباله خم می شوند، بوی تعفن را تحمل می کنند تا بتوانند زباله هایی که از آنان خواسته شده را جمع آوری کند.

هرگز به عاقبت کار از این که بیمار شود فکر نمی کند، خیلی عادی کار می کند، نظافت برایش مهم نیست، هدف سیر کردن شکمش است.

از کنارشان که رد می شویم برخی ها یا پول می هند یا غذا، متکدیان پول را به غذا ترجیح می دهند، با خوردن و سلامتی میانه خوبی ندارند، وضع موجود را پذیرفته اند، آرزو نمی کنند که مبادا غصه بخورند.

کاش می توانستیم آنان را هدایت کنیم یا اینکه قدرت مالی خوبی داشتیم تا می توانستیم بخشی از خواسته های آنان را برطرف کنیم.

دلش را داریم پولش را نداریم، زندگی بر همه یکنواخت و سخت شده است، کمتر کسی است که از آنان یاد کند.

انتهای مطلب// 

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش تصویری