کد خبر: ۴۹۲۵۴
تعداد بازدید: ۷۷۳
تاریخ انتشار: ۱۱ مهر ۱۴۰۰ - ۰۹:۲۸
یادداشت از حسن عبداللهی:
امیرالمؤمنین علی(ع) در عهدنامۀ مشهور خود خطاب به مالک اشتر، راه و رسم اعتمادسازی واقعی را در یک جمله چنین بیان کرند: ولیکن احب‌الامور الیک اوسطها فی الحق و اعمها فی العدل و اجمعها لرضی العامه  یعنی هنگامی می‌توان به اعتماد مردم به حکومت تکیه کرد، که آنان از اجرای عدالت ـ در همۀ امور ـ مطمئن باشند.

به گزارش تجارت امروز، قبل از انتخابات ریاست جمهوری محسن رضایی در مناظره اعلام کرد اگر نتوانیم در 4 سال ریاست جمهوری اعتماد مردم را جلب کنیم، کار جمهوری اسلامی ساخته است. بدیهی است اعتماد هم در مشروعیت و هم در مقبولیت، قانونیت، و روایی نظام مؤثر است.

از زمانی که آیت الله رئیسی و وزرایش بر مسند حکومت نشستند نه تنها اتفاقی خوبی در زندگی مردم نیوفتاده است بلکه شرایط به گونه ای است که مردم گرانی و تورم را بیشتر حس می کنند.

چرا نتوانستیم؟

این که چرا نتوانستیم اعتماد را از روز اول جلب کنیم، چرا نتوانستیم گرانی و تورم را کاهش دهیم، یا قدرت داریم یا نداریم، اگر داریم رفع معضلات کشور و کوتاه کردن دلال هایی که خون مردم را در شیشه ریختند یا می ریزند، قلع و قمع آنان کاری ندارد.

چرا قبل از انتخابات نامزدها شعار تند و تیز سر می دهند، مگر رهبر فرزانه انقلاب نفرمودند از شعاری که غیر قابل اجرا هست خودداری کنید.

آیا این است رسم حکومت؟

چرا قبل از نشستن بر صندلی ریاست فریاد دفا ع از مظلوم می زنیم که حتی حاضریم خودمان را تیکه پاره کنیم بحث اینجاست زمانی که بر صندلی می نشینیم تیکه پاره می کنیم؟

این افراد فکر اگر دردمند هم باشند خودشان را بی درد از مشکلات جامعه نشان می دهند، چرا؟...

بودن یا نبودن؟

این که باشیم ولی ناکام از خدمت، حق الناس محسوب می شود.

 

 بسي رنج بردم بدین سال سی

عجم زنده کردم بدین پارسی

پی افکندم از نظم کاخی بلند

که از باد و باران نیابد گزند

بــناهـــــای آباد گردد خراب

ز باران و از تابش آفتــــاب

 

 بودن یا نبودن،مساله این است!آیا پسندیده تر آنست که تازیانه ها و بلاهای روزگار غدار را با پشت شکسته و خمیده مان متحمل شویم یا این که ساز و برگ نبرد برداشته به جنگ مشکلات فراوان رویم تا آن دشواری ها را از میان برداریم!

اکنون که 2 ماه از ریاست جمهوری با شعار حمایت می گذرد شاهد بی مهری هستیم، زندگی بر 3 قسم تقسیم شده است، صبح ، ظهر و شب. یعنی اینکه تا حالا نشد یک کالایی را خریداری کنیم و قیمت ثابت داشته باشد.

در زمان ریاست هویدا مردم سال زندگی بی تورم داشتند، در آن زمان به حدی مدیریت قوی بود که نگم بهتره، قدیمی ها بهتر یادشونه، در آن زمان کاسب جرات نمی کرد کالایی را به نرخ دلار با مردم حساب کند.

 زنده ایم، زندگی نمی کنیم؟

این تکه کلام مردم فهیم جمهوری اسلامی ایران است، زنده ایم ، زندگی نمی کنیم. از ساعت 8 صبح تا 5 یا بیشتر کار می کنیم اما دخل و خرج با هم کنار نمی آیند، آیا در زمان هویدا هم اینطور بود.

تاریخ چیزی نیست که بخواهیم آن را منکر شویم. چرا در گذشته فساد کم بود ولی الان نه، چرا قیمت کارخانه خودرو در بازار آزاد 3 برابر یا شاید بیشتر است.

اگر خانواده ای صاحب 5 فرزند یا بیشتر باشد پدر خانواده با کدام کار می تواند زندگی آنان را تامین کند.

یا باید دزدی کندیا کلاهبرداری؟

چون کارمند است و ورژنش پایین است نمی تواند اختلاس کند پس مجبور است دستش را  جیب هموطن کند یا اینکه با سیلی صورتش را سرخ کند.

با حقوق پایه وزارت کار 3 میلیون و 800 هزارتومان چطور زندگی کنیم.

از اول برج تا انتهای آن

100 گرم گوشت مرغ

100 گرم گوشت

پنیر یک قالب

سفر اصلا

لباس اصلا

اجاره به مقدار تورم

اگر نتوانیم قبض برق، گاز، آب و شارژ را ندهیم باید برویم و شهر جدید ایجاد کنیم تا زندگی کنیم.

نباید مریض شویم

میوه فقط باید نگاه کنیم

کرایه ماشین اصلا، باید به پایمان متکی باشیم.

انتهای یادداشت//

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش تصویری