کد خبر: ۴۹۵۹۷
تعداد بازدید: ۱۳۴
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۴۰۰ - ۰۹:۲۳
ذوآب آهن اصفهان و یا فولاد مبارکه اصفهان به عنوان صنایع بسیار آب بر در منطقه ای کم آب، توجیه زیست محیطی و آمایشی ندارند. باید در یک برنامه زمانبندی شده، تا دو دهه به مناطق مناسب منتقل شوند. چرا که اگر قرار باشد این صنایع در مناطق حاضر بمانند و به هر قیمتی شده به آن ها آب برسانیم، وضع این تعارضات اجتماعی که به بهانه انتقال آب به یزد شاهدش هستیم در آینده تشدید خواهد شد.

به گزارش تجارت امروز، اگر بناست در اجرای برنامه های توسعه، صنعتی آب بر مانند فولاد را مستقر کنیم باید این صنعت را کنار آب ببریم نه اینکه با اجرای طرح های سنگین جابه جایی وانتقال، آب را کنار صنعت بیاوریم. اصل کارشناسی به لحاظ آمایشی به ما حکم می کند که بهتر است این فعالیت صنعتی را کنار آب مستقر بکنید که ما این کار را نیز انجام نداده ایم.»

 تقسیم عادلانه آب انتقال یافته

اگر قصد انتقال آب انجام است پس منافع باید عادلانه تقسیم شود. در حوزه مبدا، وقتی آبی را برمی دارید مقداری منافع اقتصادی یا مسایل فرهنگی و اجتماعی را نادیده می گیرید.

اگر ناچار هستید این آب را منتقل کنید بایدمنافع اقتصادی که دراثر انتقال آب به حوزه مقصد اتفاق می افتد با جوامع حوزه مبدا، به صورت عادلانه تقسیم شود. یعنی اگـــر صنعت فولاد، در"میبد" و"اردکان" استان یزد مستقر شده چون آب را از حوضه زاینده رود به آنجا برده ایم، باید منافع اقتصــادی که از تولید فولاد در آن منطقه ایجاد می شود با کشاورزان شرق اصفهان به صورت عادلانه تقسیم شود.

اما متاسفانه این کارهم در آن منطقه انجام نشده است و تنها مشکلات این انتقال، دامن حوضه مبدا را گرفته است و اگر این اصل رعایت می شد قطعا این تعارضات در ورزنه رخ نمی داد.

 این یک اصل قانونی نیست؛ ولی اصولی و کارشناسی است که مجامع جهانی از جمله یونسکو در قالب کنگره های بین المللی که درباره مسایل آب برگزار کرده اند به این اصول اساسی پرداخته اند. همچنین این اصول همواره مورد توجه و تایید کارشناسان بین المللی در حوضه های مختلف در بحث مدیریت منابع آب، در دنیا بوده که از تجارب عملکردی دنیا به دست آمده است.

 الان بسیاری از پروژه های آب که از حوضه های کارون، دز، کرخه برای استان های فلات مرکزی مانند یزد، کرمان، اصفهان داریم تعریف می کنیم دارای همین تعارضات هستند. یعنی مردمی که در جوامع مبدا در سرشاخه های کارون، دز و کرخه زندگی می کنند انتظاردارند منافع اقتصادی آبی که ازحوضه شان خارج وبه حوضه مقصد انتقال داده شده به طور عادلانه به آنها نیز تعلق بگیرد. با اجرای این اصل، بسیاری از این تعارضات کاهش می یابد یا حتی از وقوع آن پیشگیری به عمل می آید. ما به اجرای این اصول بی توجه بوده ایم.

 ارزیابی اثرات زیست محیطی و یک رویه غیرعلمی

وضع آب های زیرزمینی دشت های مختلف استان کرمان بسیـــار وخیم شده است؛ به نحــوی که همه دشت های این استان دارای بیلان منفی هستند. دوم این که تعداد زیادی از این دشت ها درگیر "پدیده فرونشست" شده اند و سوم این که متاسفانه درهیچکدام از این دشت ها، پروژه های حفاظتی آبخوان داری و تهویه مصنوعی انجام نشده که حداقل بخشی از منابع آبی که از دست رفته، جبران شود.

 آبیاری در باغات پسته کرمان، همچنان به صورت آبیاری سنتــــی و غرقآبی با میزان بسیار بالای مصرف آب و تبخیر و میزان پایین راندمان آبیاری ادامه دارد گفت: حالا به جای اینکه روش های آبیاری را اصلاح کنیم به این فکر افتاده ایم که برای این که باغات پسته استان کرمان از بین نروند از سرشاخه های کارون آب بیاوریم.

 آثار فعالیت ها دهه ای است

 فعالیت های توسعه ای بر محیط زیست گفت: اثرات و فجایع زیست محیطی خود را به صورت دهه ای نمایان می کنند. یعنی باید چند دهه بگذرد تا ما اثرات و فجایع فعالیت های توسعه ای دهه های گذشته را ببینیم.

 او با اشاره به دریاچه ارومیه گفت: دریاچه ارومیه یکی از این ها است. برای مثال در دهه 70 ما پروژه های زیادی را ازجمله سدسازی، در آّبریز دریاچه ارومیه اجرا کردیم و اثــرات آن را در دهـه 90 دیدیم. این اثرات و تبعات، بلافاصله خود را نشان نمی دهند.

متاسفانه برخی مدیران ما، نسبت به این مسایل ناآگاه بودند واشتباهاتی انجام دادند که این اشتباهات بعضا به لحاظ زیست محیطی برگشت ناپذیر بوده و هزینه های زیادی را روی دست دولت های آینده می گذارد.

متاسفانه این اشتباهات با گذشت 3 یا 4 دهه، همچنان دارد تکرار می شود و انگارقرار نیست اصلاح شود"  علت این است که مدیران ما و حتی درسطح وزرای ما در کابینه دولت ها،اعتقادی به مسایل محیط زیست آنگونه که شعارش را می دهند وجود ندارد.

برای مثال وزیر صنعت و معدن، اگر به مسایل زیست محیطی آگاه و به آن ها باور داشته باشد هیچگاه با استقرار "صنایع آب بر"درمناطق خشک موافقت نمی کند تا مجبور شود با هزینه های چندین برابرکه غیرقابل توجیه از نظر اقتصادی است آب را به این مناطق منتقل کند.

الان دولت برای صنایع آب بری که در استان های یزد و اصفهان مستقر شده، به این فکر افتاده که با شیرین کردن آب دریای عمان و خلیج فارس، یک خط انتقال آب برای صنایع مذکور در داخل فلات مرکزی ایجاد کند. این روش بسیار غلطی است که ما آب را در خلیج فارس شیرین کنیم و بعد آن را به صنعت فولاد سیرجان منتقل کنیم. بهتر بود "معدن آهن گل گهر" سیرجان را استخراج می کردیم و با ایجاد حمل ونقل ریلی، سنگ آهن را کنار سواحل خلیج فارس ودریای عمان منتقل می کردیم و در آنجا صنعت فولاد را مستقر می کردیم که آب به فراوانی در این مناطق وجود دارد.

آمایش سرزمین

راهکار اساسی این است که ما سندهای آمایش سرزمین را برای توسعه مناطق مختلف کشور آماده کنیم. هر استانی، هر حوزه ای و یا هر منطقه ای، مورد مطالعه آمایش سرزمینی قرار بگیرد تا ما ببینیم در استان یزد توسعه ما بر چه محوری باید متکی باشد؟ تا زمانی که ما در فلات مرکزی ایران بخواهیم توسعه را بر مبنای فعالیت های کشاورزی بگذاریم این امر خلاف موازین محیط زیست و موازین کارشناسی است.

ما باید مطالعات هر منطقه را براساس "توان اکولوژیک" منطقه با توجه به شرایط زیست محیطی آن انجام دهیم و با محوریت آمایش سرزمین پتانسیل های توسعه آن مناطق را شناسایی کنیم و بعد بر اساس آن پتانسیل ها، برای دستیابی به توسعه پایدار برنامه ریزی کنیم. نه این که به هرقیمتی، هر صنعتی را در هر نقطه ای اجرا کنیم. پتروشیمی را به عنوان یک صنعت آب بر در جاهایی مستقر کرده ایم که متاسفانه در آن مناطق فقرو کمبود و تنش منابع آبی داریم.

 چه باید کرد؟

درباره رفع مشکلاتی مانند مشکل کشاورزان ورزنه اصفهان گفت: باید صنایع آب بری که به غلط در مناطق خشک جانمایی شده اند را به تدریج جابه جا کرد. این ها که مستقر شده اند، باید به لحاظ آمایشی مورد بررسی مجدد کارشناسی قرار گیرند و اگر نیاز باشد در یک برنامه میان مدت تا بلندمدت، این دسته از تاسیسات به مناطقی منتقل شوند که در آن آب وجود دارد.

برای مثال به لحاظ آمایشی مطالعاتی را انجام داده ایم و به این نتیجه رسیده ایم که "ذوب آهن اصفهان" و یا "فولاد مبارکه اصفهان"به عنوان صنایع بسیار آب بر موجود در اصفهان، توجیه زیست محیطی و آمایشی ندارند که در این مناطق مستقر باشند.

باید در یک برنامه زمانبندی شده از میان مدت تا بلندمدت، ظرف 10 سال تا دو دهه به مناطق مناسب منتقل شوند. چرا که اگر قرار باشد این صنایع در مناطق حاضر بمانند و به هر قیمتی شده به آن ها آب برسانیم، وضع این تعارضات اجتماعی که به بهانه انتقال آب به یزد شاهدش هستیم، در آینده تشدید خواهد یافت.

نه فقط در اصفهان که دراستان های چهارمحال، کهکیلویه وبویراحمد، لرستان، و به طور کلی استان هایی که درسرشاخه هاهستند و حتی در استان هایی که در پای آب هستند مثل استان خوزستان این تعارضات تشدید خواهد شد و روند توسعه ناپایدار هم روند وخیم تری به خود خواهد گرفت.

انتهای خبر//ح.ع

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش تصویری