کد خبر: ۵۰۲۶۷
تاریخ انتشار: ۲۷ آذر ۱۴۰۰ - ۱۲:۰۴
حسین عبداللهی فعال سیاسی :
خانی می‌رود و خان دیگری می آید؛ هر دو خان ایده و ادعا دارند؛ هر دو یک شکل هستند، الا یکی! خوب حرف می زنند؛ خوب وعده می دهند؛ خوب سفر می روند؛ خوب دلسوزی می کنند از همه مهمتر خوب سر کار می گذارند؟

خانی رفت و خان دیگر آمد!

می‌گویند فلان رئیس جمهور "کشور" را نابود کرد؛ تورم ایجاد کرد؛ پدر مردم و درآورد؛ اما غافل از اینکه خودش بدتر از فلان رئیس جمهور است.

دولت رابا دلار 10 هزار تومان تحویل می‌گیرد وبا 26 هزار تومان تحویل می‌دهد، می‌گویند؛ چرا می گوید تورم است.

کارنامه 100 روزه برای سرگرم شدن مردم طرح شد؛ قرار بود عملکرد ارائه شود و مردم به آن نقد و نمره دهند، با این وضع که پراید 6 میلیونی به 180 میلیون تومان، ماست دبه‌ای از 7 هزار تومان به 60 هزارتومان، برنج از کیلیویی 10 هزارتومان به 60 هزارتومان شد.

"علی‌برکت‌الله"

آقای خان خودت قضاوت کن و نمره بده! آقای "خان"؛ کشور را نمی‌توان با سلام و صلوات چرخاند، نمی‌توان با وزیری که می‌گوید مادران تمام بچه‌ها زنان هستند چرخاند؛ با این ادبیات چه خروجی می توانیم داشته باشیم، مگر می‌شود "مرد"مادر باشد.

مردم خسته‌تر از گذشته؛ اقتصاد کشور از یک تورم بسیار بالا رنج می‌برد و یکی از اصلی‌ترین چالش‌ها است.

سوال اصلی این است سرچشمه این تورم از کجاس و دولت برای رفع آن چه اقدامی انجام داده است.  هرچند تورم وگرانی تفاوت‌هایی دارند، اما مردم در زندگی روزمره خود تورم را همان گرانی می‌دانند؛ گستردگی و اهمیت پیامدهای تورم بر کسی پوشیده نیست. کسی که پول دارد و از بیت المال می خورد گرانی نمی فهمد، دود ضرر محصره اقتصادی به چشم مردم می رود.

آقای رئیس جمهور بودجه بر چه اساس و منطقی نوشته شده است، به نفع مردم یا به ضرر مردم و یا به نفع یه ......خاص، تا چه حد با اقتصاد آشنایی دارید، تا چه حد کسانی که بودجه را نوشتند قبول دارید، چرا قشر مردم بودجه را قبول ندارند.

آقای رئیس جمهور، به عقیده بنده با حرف نمی توانید اقتصاد نا به سامان را اصلاح کنید، دولت را با دلار چند تحویل گرفتید! برجام یا برفام؛ نشست دوستی یا .....؟ جنگ بر علیه مردم یا تلاش برای پر کردن جیب! چرا آمریکا خارج شد؛ چرا الجزیره خبر دروغ توافق منتشر کرد؛ چرا کسی حرف نمی‌زند؛ چرا این همه حاشیه؛ چرا در وین آنقدر می مانند تا نتیجه ای حاصل شود؛ این حرف به مانند انتظار پشت در اتاق زایمان می‌ماند تا بداند پسر است یا دختر!

ریشه تاریخی نه خانی اومده نه خانی رفته در زمان های قدیم یکی یه خربزه می خره ببره خونه توی راه وسوسه میشه که خوبه خربزه رو ببرم به رسم بزرگون گوشتشو بخورم و باقی شو کنار بگزارم تا اگر کسی از اینجا رد شد فکر کنه که خانی از اینجا گزشته و گوشت خربزه رو خورده و گوشتش رو انداخته اینجا به این نیت گوشت خربزه رو خوردخواست پوستش رو دور بندازه که باخودش گفت: بهتره پوستش رو هم گاز بزنم تا مردم فکر کنن نوکری هم بوده است سپس پوست خربزه رو گاز زد و خواست پوست نازک شده رو دور بندازه که به این فکر افتاد که پوست خربزه رو هم بخوره تا مردم بگن نه خانی اومده و نه خانی رفته.  

انتهای یادداشت

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش تصویری