کد خبر: ۵۱۳۳۹
تاریخ انتشار: ۰۳ اسفند ۱۴۰۰ - ۱۰:۰۰
ولین معاهده قاجارها با اروپاییها نامش فین کن اشتاین است ، فین کنشتاین در واقع نام یک کاخ در لهستان است که گفته می شود در روزهایی که معاهده ایران و فرانسه در آن امضا شد ناپلئون بناپارت در آنجا استراحت می کرد. در این نوشتار می خواهیم به این معاهده بپردازیم و این که چه بود و چه شد.

 

بدشانسی قاجار

از همان ابتدای تشکیل سلسله قاجار اوضاع ایران از نظر اقتصادی و سیاسی بسیار وخیم بود و آشفتگی ناشی از نبود حکومت مرکزی مقتدر طی دهه های پس از سقوط صفویه شیرازه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور را از هم گسسته بود. بسیاری از تجار و صاحبان فکر و اندیشه، کشور را ترک کرده بودند. شاید این از بدشانسی قاجارها بود که در چنین اوضاعی به قدرت رسیدند.

در همین زمان اوضاع جهان هم در حال تغییر بود  صنایع و ابداعاتی که از اروپا به مشرق زمین می آمد آرام آرام زندگی و عصر آن دوره را تغییر می داد و قاجارها هم که یک ایل بودند و دارای نظام و خصوصیات ایلیاتی  نمی توانستند مانند حکومت های پیشین ایران حکومت کنند.

یا بدشانسی قاجارها شاید در این بود که آقا محمد خان خیلی زود یعنی یک سال بعد از تاج گذاری کشته شد، چون با مرگ آقا محمد خان (موسس سلسله قاجار) که فردی شجاع و جنگجو بود سلسله تازه تاسیس قاجار به دست برادرزاده او یعنی بابا خان یا فتحعلی شاه افتاد که فردی راحت طلب و اهل حرمسرا بود.

میراث پردردسر آقامحمد خان

فتحعلی شاه در ۲۸ خرداد ۱۱۷۶ به تخت سلطنت نشست و از همان ابتدا که اعلام سلطنت و پادشاهی کرد با معارضانی از خاندان های قاجار و سلسله منقرض شده زندیه و افشاریه مواجه بود و در حالی درگیر تثبیت قدرت خود بود که روس ها به دلیل تمایل وافرشان به نفوذ به سرزمین های گرم تر دائم در حال دست اندازی به مرزهای شمالی ایران بودند.

در واقع روسیه وارد یک سلسله منازعات دامنه داری با ایران شده بود و رویارویی بین دو امپراطوری ایران و روسیه قطعی بود اما مشکل آنجا بود که فتحعلی شاه مرد جنگ نبود و در کل علی رغم این که درلقب و نامی که برای خود برگزیده بود واژه«فتح» و پیروزی وجود داشت اما فتحعلی شاه پادشاهی راحت طلب و اهل «حرمسرا» بود در نتیجه یکی از لایق ترین فرزندانش را که همان عباس میرزا بود والی آذربایجان گذاشت تا آنجا را هم از دست اندازی های عثمانی ها کوتاه کند و هم روس ها را عقب برانند.

البته جنگ های روسیه و توسعه طلبی این کشور یک خوبی برای فتحعلی شاه هم داشت و آن این که چون کیان سلسله قاجار با حمله روسها به خطر افتاد سایر مدعیان حکومت قاجار ترجیح دادند در برابر فتحعلی شاه سکوت کنند و اجازه دهند تا او برای حملات روس ها تدبیری بیندیشد.

یک شاه سنتی و دنیایی متفاوت

مشکل دیگری که بروز کرده بود و به نظر می رسد فتحعلی شاه هم اجمالا از آن بی اطلاع نبود تغییری بود که در دنیا ایجاد شده بود. اروپا مبهوت انقلاب فرانسه بود که مبانی سنتی قدرت را به چالش کشیده بود. هر چند که در نگاه اول شاید این طور فکر کنیم که اثری از انقلاب فرانسه در خاورمیانه و شرق جهان وجود نداشته است اما واقعا این طور نبود.

یکی از علت های انقلاب فرانسه که در جای خود به تحلیل آن خواهیم پرداخت، سست شدن مبانی مشروعیت حکومت های سلطنتی بود این سست شدن مبانی مشروعیت سلاطین صرفا به اروپا محدود نمی شد، در تمام دنیای آن روز این مساله ایجاد شده بود و ایران هم که سلسله ای پادشاهی داشت و اتفاقا دوره ای پر آشوب را تجربه کرده بود، از این قاعده مستثنا نبود. در ایران همزمان با اتفاقات شگرفی که در اروپا در جریان بود، ایلات و قبائل آرام آرام به زندگی های روستایی و شهری کشیده می شدند و از تلاش برای تصرف سرزمین ها و سلطه طلبی دست می کشیدند و این باعث می شد که پشتوانه سلسله هایی مانند قاجار و افشار که متکی به ایل و طایفه های خود و جنجگویان آن بودند، آرام آرام تضعیف شود. این فرآیند از اواسط صفویه با ساکن شدن ایلات قزل باش آغاز شده بود و آرام آرام سایر ایلات هم دست از کوچندگی و زندگی ایلیاتی می کشیدند.

قاجاریه سلسله ای ضعیف از همان ابتدا

دقیقا به همین دلیل بود که قاجارها از همان ابتدا آن نیرو و توان را نداشت که سایر سلسله های ایلیاتی در ایران لااقل در اوایل سلطنت خود داشتند و علت آن هم از رونق افتادن تدریجی زندگی ایلیاتی بود.  فتحعلی شاه در ابتدای حکومت خود که با شورش خانات محلی روبرو شد با کمک نیروی نظامی خود که خاندان قاجار و متحدان آن بود تا حدودی توانست کشور را آرام کند اما آن ثباتی که بتواند یک لشکر نیرومند را در ایران بسازد تا بتواند در برابر سایر امپراطورها ایستادگی کند را نداشت. از طرفی بخت با او یار بود که قدرت های سنتی معارض ایران هم وضعی مشابه این کشور را داشتند  پس وضعیت مرزهای ایران با ازبکان و عثمانی ها تقریبا ثابت بود و اگر هم قتل و غارتی می شد منطقه ای بود و خطر جدی برای حکومت ها بوجود نمی آورد. اما مشکل قاجارها توسط قدرتی نوظهور ایجاد شده بود.

یک قدرت جدید در شمال

فتحعلی شاه از همان ابتدای سلطنت با قدرت جدیدی در شمال کشور مواجه بود که نوع تهدید و توانایی نظامی اش تناسبی با ایران نداشت و ایران را به دردسر می انداخت. فتحعلی شاه آغازگر جنگ با روس ها نبود او وارث نزاعی بود که توسط عمویش (آقا محمد خان) با هدف بازپس گیری گرجستان آغاز شده بود.

همه چیز از گرجیوسک شروع شد

اما در گرجستان چه خبر بود و چرا روس ها وارد گرجستان و قفقاز شدند؟ داستان به ۲۴ ژوئیه ۱۷۸۳ (۳ تیر ۱۱۶۲ هجری شمسی) بر می گردد که آراکلی (پادشاه وقت گرجستان) طی یک توافق نامه به نام «گرجیوسک» این کشور را تحت حمایت روسیه قرار داد. روس ها تمایل وافری داشتند که مرزهای جنوبی خود را گسترش دهند و در آن زمان آقا محمد خان شاه ایران بود و این خبر برایش گران تمام شد و بر اساس برخی گزارش ها نامه هایی هم به آراکلی نوشته و از او خواست روسیه را رها کرده و تحت قیومیت ایران قرار گیرد که آراکلی نپذیرفت.

چرا گرجی ها مطیع روسیه شدند؟

چرا آراکلی این کار را کرد و چرا نخواست که گرجستان به مانند گذشته تحت سیطره ایران باشد؟ یکی از دلایل شرایط آشفته ایران بعد از سقوط اصفهان بود که تمام کشورهای اقماری را ناامید کرده بود. بعد از سقوط اصفهان و سقوط سلطان حسین صفوی ایران دیگر یک کشور یکپارچه و قدرتمند نبود و طبعا انتظار نمی رفت که کشورهایی نظیر گرجستان که استقلال نسبی از ایران داشتند سیطره ایران را بپذیرند. این صرفا گرجستان نبود که تمایل به گریز از دولت مرکزی ایران یافته بود تقریبا تمامی ایالات اقماری ایران با همین مساله مواجه بودند.

اما نکته دیگر به همان رشد روز افزون جهان و عقب ماندگی جامعه ایران بر می گشت. ایران اواخر صفوی و بعدها در قاجار دیگر ایران قدرتمندی نبود که ایالت هایی مانند گرجستان بخواهند سرسپرده آن باشند. در مقابل قدرت های جدیدی مثل روسیه به میدان آمده بودند که از هر نظر قوی تر بودند.

لشکرکشی آقامحمد خان به قفقاز

برگردیم به داستان آراکلی و آقا محمد خان، شاه قاجار وقتی بی توجهی آراکلی حاکم گرجستان را دید در بهار ۱۷۹۵ (۱۱۷۴ هجری شمسی)، لشکری بالغ بر ۶۰ هزار نفر را جمع آوری کرد و به قفقاز لشکر کشید و بعد از مطیع ساختن خانات محلی به سمت شهر تفلیس رفت و بعد از جنگ های شدید آن شهر را تصرف کرد. آقامححمد خان زمانی تفلیس را تصرف کرد که آراکلی انتظار کمک از روس ها داشت انتظاری که تحقق پیدا نکرد و روس ها به کمک او نیامدند.

قتل آقا محمد خان و بازگشت روس ها به منطقه

شاه قاجار بعد از فتح گرجستان تاجگذاری کرد و به سمت خراسان رفت تا در آنجا هم خانات محلی را مطیع خود کند اما وقتی خبر دار شد که روس ها برای بازپس گیری گرجستان به آنجا لشکر کشیده اند به قفقاز برگشت که روس را عقب براند اما در شوشی (شهری در قفقاز) در سال ۱۷۹۶ به قتل رسید.

حالا فتحعلی شاه که جایگزین آقا محمدخان شده بود، باید برای بازپس گیری گرجستان از دست روس ها و پیش روی آنها به سمت جنوب ایران به آنجا لشکر می کشید اما همان طور که گفتیم او اهل جنگ و مبارزه نبود.

فین کنشتاین
فتحعلی شاه

اولین رویارویی و نکته ای که عباس میرزا فهمید

اولین رویارویی بزرگ ایران و روسیه در زمان فتحعلی شاه در سال ۱۸۰۴ (۱۱۸۲ هجری شمسی) در جنگ آچمیادزین بود که در آن ایرانیان به فرماندهی عباس میرزا به پیروزی رسیدند اما عباس میرزا با وجود این که در این جنگ پیروز شده بود به یک نقطه ضعف بزرگ ایران پی برد و آن هم عقب ماندگی ایران در مدل های جدید نظامی و تجهیزاتی بود که روس ها آن را در جنگ آچمیادزین به نمایش گذاشته بودند.

همین هم باعث شد که در سال ۱۸۰۷ وقتی با نماینده فرانسه (ژوبر) روبرو شد اولین سوالی که از او پرسید این بود که چرا اروپا پیشرفت کرده و چرا ایران عقب افتاده و این که چطور می تواند ایرانیان را هوشیار کند.

اصلاندوز و شکست های غم انگیز ایرانیان

عباس میرزا درست تشخیص داده بود و در جنگی که بین ایران و روسیه تزاری در سال ۱۸۱۳ (۱۱۹۱ هجری شمسی) در اصلاندوز روی داد ایرانیان با وجود رشادت فراوان تاب رویارویی با ارتش روس را نیافته و عقب نشستند و به معاهده گلستان تن دادند.

داستان جنگ های ایران و روسیه را همین جا متوقف می کنیم و به دربار شاه قاجار می رویم تا ببینیم آنجا چه خبر بود.

چاره جویی حل مشکلات از نگاه فتحعلی شاه

به نظر می رسد فتحعلی شاه وقتی گزارش های جنگ را شنیده بود به این نکته واقف گردید که دنیا دیگر آن دنیای گذشته نیست که ایران یک امپراطوری بزرگ در سطح جهان باشد که مثلا اروپایی ها هم با هدف جلب حمایت و کمک برای بازرگانی و مساعدت اقتصادی به دربار ایران بیایند. در اروپای عصر فتحعلی شاه قدرت هایی هستند که توان شان قطعا از ایران بیشتر است.

با این حساب لابد شاه ایران پیش خودش فکر کرده بود که اگر بتواند کمک یکی از این قدرت ها یعنی فرانسه یا انگلستان را جلب کند می تواند به کمک آنها بر معضل توسعه طلبی سرزمینی روس ها فائق آید.یعنی به عبارتی برای مقابله با روسیه که خود یک کشور اروپایی و طرف جنگ با فرانسه بود، از فرانسه کمک بگیرد و روس ها را عقب براند.

استقبال گرم از فرانسوی ها

بر همین مبنا وقتی نمایندگان ناپلئون بناپارت – امپراطور فرانسه – به دربار فتحعلی شاه آمدند به گرمی از آنها استقبال شد و مراتب همراهی و موافقت ایران با تمام خواسته های آنها در قبال کمک به نوسازی ارتش ایران و حمایت از کشورمان در برابر توسعه طلبی روس ها را اعلام کرد. حتی خیلی زود و سریع معاهده ای هم میان ایران و فرانسه به امضا رسید این معاهده در کاخی به نام فین کن اشتاین (در لهستان امروزی) در ۱۳ اردیبهشت ۱۱۹۲ (۴ می ۱۸۰۷) امضا شد و به همین نام هم در تاریخ شناخته می شود.

فین کنشتاین بی مقدمه و بی فایده

ایران در این معاهده پذیرفت که به انگلیس اعلام جنگ بدهد و اتباع انگلیسی را از ایران اخراج کند، همین طور افغان ها را تشویق کند که به کمپانی هند شرقی بریتانیا حمله کنند، همچنین فرانسوی ها تعهد دادند که حاکمیت ایران بر گرجستان را به رسمیت بشناسند و همین طور ارتش ایران را برای مقابله با روسیه مجهز و نوسازی کنند.

ناپلئون بر اساس نزاعی که در اروپا با قدرت های دیگر داشت، فین کنشتاین را با ایران امضا کرد و ساختار این معاهده هم بر پایه همان نزاع شکل گرفته بود. ایراد آنجا بود که فتحعلی شاه از مناسبات قدرت و نزاعی که بین فرانسه و روسیه در گرفته بود هیچ اطلاعی نداشت و متوجه این قضیه نبود که نزاع فرانسه و روسیه دوامی ندارد. 

نکته دیگر این که امپراطوری فرانسه به ایران هیچ ربطی نداشت و این دو کشور قبل از معاهده فین کنشتاین که یک همکاری صرفا سلبی و علیه یک قدرت دیگر بود، هیچ نقطه ای از نظر همکاری بلندمدت و دوجانبه نداشتند و همین هم باعث شد که فرانسوی ها به محض امضای ترک مخاصمه با روسیه، موضوعیتی برای اجرای معاهده فین کنشتاین و تعهداتی که به دربارایران داده بودند، نداشته باشند و آن را فراموش کنند.

 

معاهده نامتوازن و بدون ضمانت

نکته دیگر این بود که دو کشور هیچ توازنی باهم نداشتند و تعهداتی هم که می دادند به دلیل همین عدم توازن نمی توانست ضمانت اجرایی داشته باشد. فرانسه یک کشور بزرگ استعماری در آن زمان بود و ایران در نهایت یک قدرت محلی و عقب مانده بود.  به عبارتی اگر طرفین معاهده از مفاد تعهدت خود عدول می کردند تنها ابزار طرف مقابل رویارویی و جنگ بود که طبعا درباره ایران و فرانسه امکان اجرا نداشت.

 

فین کنشتاین
نمایندگان ایران در فین کشتاین در دیدار با ناپلئون بناپارت

ساده انگاری فتحعلی شاه

از همه مهمتر این بود که فتحعلی شاه قاجار شاید تا اینجای مشکل ایران را متوجه شده بود که ایران با آن لشکر و تجهیزات جنگی نمی تواند در برابر تهدید روسیه مقاومت کند اما این احتمال هست که او خیال می کرد همین که فرانسوی ها بیایند و کارخانه توپ سازی راه اندازی کنند و ارتش ایران را آموزش دهند دیگر مشکل حل شده است و می توانیم روسیه را شکست دهیم اما این نگاه قطعا ساده انگارانه بوده است و رنجی که ایران از ضعف ساختار حکومتی اش می برد بسیار پیچیده تر از آن چیزی بود که یک کشور دیگر با چند اقدام  بتواند آن را حل کند.

ایران اقیانوسی از مشکلات

ایران عصر فتحعلی شاه همه مشکلاتش در نظام ارتش و ضعف تجهیزاتش خلاصه نمی شد. چنانچه وقتی تاریخ را می خواهیم می بینیم که فقط توپ و نظم لشکر روسیه نبود که منجر به شکست ایران شد، نظام ایلیاتی قاجار، ضعف نظام اقتصادی و درآمدهای کم حکومت، اختلافات داخلی و حسادت های روسای قبایل و شاهزادگان نسبت به همدیگر و خیانت به همدیگر آن هم در بحبوحه جنگ با دشمن، از سلسله مشکلات ایران بود که بعدها در جنگ ایران و روسیه خود را به خوبی نشان داد.

فین کنشتاین
دیدار الکساندر اول تزار روس با بناپارت و امضای عهدنامه تیلسیت

دربار بی کفایت و فاسد

علاوه بر این دربار ایران در عصر قاجار بسیار فاسد بود و عمده درباریان افرادی بی کفایت، خوشگذران و فاسد بودند آنها نفع شخصی را به منافع مملکت ترجیح می دادند به طوریکه چنانچه در آینده خواهیم گفت. سر جان ملکم انگلیسی توانست بسیاری از این درباری ها را حقوق بگیر انگلیس و حافظ منافع کشور خود کند.

شاه ایران فکر می کرد با یک معاهده آن هم با کشوری که هیچ ربطی به ایران نداشت میتواند مشکلات کشور را حل کند. معاهده فین کنشتاین در واقع یک دل خوش کُنی برای دربار قاجار بود و فرانسوی ها آن را امضا کرده بودند که بتوانند وقتی لشکر خود را از راه زمین به سوی هند می فرستند ایران مخالفتی نکند.

با وجود دلبستگی و امید بسیار شاه قاجار به معاهده فین کنشتاین، ناپلئون چند ماه بعد در کرجی (یک نوع شناور دریایی) تیلسیت با الکساندر یکم تزار قرارداد «تیلسیت» را امضا کرد. در این قرارداد بر روابط دوستانه فرانسه و روسیه تاکید کردند و بدین ترتیب فرانسه هیچ کمکی به ایران برای بازپس گیری گرجستان نمی کرد و طبعا ژنرال گاردان – رییس هیات نظامی فرانسوی اعزامی به ایران – که آمده بود تا ارتش را تجهیز کند و کارخانه توپ سازی بسازد، با تغییر سیاست فرانسه ایران را ترک کرد.

پایان باز یک معاهده

در واقع بعد از این قرارداد فرانسه بکل تعهدات خود در قبال ایران در معاهده فین کنشتاین را فراموش کرد و ایران هم هر چه فریاد زد و پیک و پیام فرستاد به جایی نرسید و دربار قاجار از نوسازی ارتش ایران توسط فرانسوی ها ناامید گردید و البته انگلیسی ها از این فرصت استفاده کرده و چنانچه در شماره های بعد خواهیم نوشت به میدان آمده و اعلام کردند که حاضر به کمک به ایران در قبال روسیه خواهند بود. البته که این اتفاق هم نیفتاد.

سیاست ناکامی موازنه منفی فتحعلی شاه

فتحعلی شاه به اصطلاح امروزی ها می خواست از سیاست موازنه منفی استفاده کرده و فرانسه را پشت سر خود به رویارویی با روسیه بکشاند. او موفق نبود چون موقعیت خود یعنی حکومت قاجار و حاکمیت ایران را به درستی تشخیص نداده بود و  فرانسه و منازعات میان فرانسوی ها با سایر قدرت های اروپایی را هم به خوبی درک نکرده بود. ناامیدی شاه قاجار از فرانسوی ها و ناپلئون باعث شد که او به دامن انگلیسی ها که به روی ایران آغوش گشوده بودند بغلتد که در شماره های بعد به آن بیشتر می پردازیم .

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش تصویری