کد خبر: ۵۱۴۷۶
تاریخ انتشار: ۱۰ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۲۲:۳۲
خبرنگارانی در جهان هستند که یک خبرشان دنیا را تغییر داد و چه بسا مسیر تاریخ را عوض کرد. یکی از این خبرنگاران ریکاردو اهرمان – خبرنگار خبرگزاری آنسای ایتالیا – بود. او یکی از این خبرنگاران است و امروز می خواهیم درباره او و مهمترین اتفاق تمام زندگی اش بنویسیم.

نام اهرمان با دیوار برلین گره خورده است  دیوار برلین داستان بسیار خواندنی و مهیجی دارد که روزی درباره اش مفصل خواهیم نوشت اما امروز به بهانه مرگ این خبرنگار ایتالیایی می خواهیم به روزی برویم که این دیوار دیگر به آخر خط رسیده بود.

دیوار برلین یک پدیده شوم در آلمان بود که گویی کتیبه ای حاوی چند حادثه و اتفاق غم انگیز در تاریخ بشر بود. و هر چند که یک اتفاق باعث شد فروبریزد اما گویی در آن زمان تاریخ جهان در حال ورق خوردن بود و اگر اتفاقی هم نمی افتاد آن دیوار دیگر نمی توانست به حیاتش ادامه دهد.

دیوار برلین را چرا کشیدند؟

بعد از شکست آلمان در جنگ جهانی دوم همه چیز در این کشور بزرگ و مهم اروپایی تقسیم به چهار شد و طبعا چهار قدرتی که آلمان را مانند یک کیک بین هم تقسیم کردند یعنی آمریکا، روسیه، فرانسه و انگلیس نمی پذیرفتند که پایتخت این کشور را یکی به تنهایی مال خود کند. در نتیجه شهر برلین تقسیم به چهار شد.

چهار قسمت نه! دو قسمت

اما بعد از مدتی که کمونیسم و حکومت ایدئولوژیک شوروی سر بر آورد و یک یک کشورهای اروپایی پیرامون خود را در ایدئولوژی خود بلعید سه کشور دیگر که سر سفره آلمانی ها نشسته بودند تصمیم گرفتند در برابر قدرت نوظهور و سلطه جوی جدید یعنی روسیه که تبدیل به شوروی شده بود، سهم های خود در آلمان را یکی کنند و بدین ترتیب در آلمان شرقی “جمهوری دموکراتیک آلمان” که اتفاقا اصلا دموکراتیک نبود متولد شد و در بخش غربی که متشکل از سه قسمت دیگر بود آلمان غربی یا “جمهوری فدرال آلمان” تشکیل شد.

دیوار برلین
تصویری از دیوار برلین

برلین شهری با دو سوی متفاوت

به دنبال این اتفاق شهر برلین هم که در خاک آلمان شرقی بود و تقسیم چهار شده بود به دو بخش شرقی و غربی تبدیل شود. این اتفاق بین سال های ۱۹۴۷ تا ۱۹۴۹ افتاد. شهر برلین که دو قسمت شده بود در یک سو میزبان حکومت کمونیستی بود و شرایط اقتصادی ناگوار و بدی را تجربه می کرد و در یک سو به دلیل حمایت های مالی سه کشور غربی آمریکا انگلیس و فرانسه و فعالیت گسترده کمپانی های بزرگ اقتصادی با رشد اقتصادی بسیار خوبی پیش می رفت و سطح رفاه جامعه روز به روز افزایش می یافت.

شرق متمایل به غرب

این نابرابری و ناهمگونی در شهر باعث شد که جمعیت زیادی در شهر برلین از سمت شرقی به سمت غرب مهاجرت کنند آمارها می گوید که حدود ۲.۵ میلیون آلمانی بین سال های ۱۹۴۹ تا ۱۹۶۱ که دیوار برلین ساخته شد به سمت غربی برلین مهاجرت کنند و این برای حکومت کمونیستی آلمان شرقی که داعیه زندگی بهتر برای مردم داشت بسیار زننده و نگران کننده بود.

دیوار برلین
تصویر از یک افسر نظامی در حال فرار به آلمان غربی از روی سیم خاردارهایی که بعدا دیوار شد

یالا دیوار بکش

به همین دلیل آنها بدون اطلاع قبلی در صبح جمعه ۱۳ اکتبر ۱۹۶۱ (۲۱ مهر ۱۳۴۰) بین دو بخش شهر در ابتدا سیم خاردار کشیدند و بعد به مرور آن را تبدیل به یک دیوار بلند کردند تا کسی دیگر نتواند از سمت شرقی به سمت غربی برود. با این تصمیم برخی خانواده ها دو تکه شدند یک تکه در شرق و یک تکه در غرب ماند بسیاری از افرادی که در شرق زندگی می کردند و هرروز برای کار به غرب شهر می رفتند شغل های خود را از دست دادند.

با سختگیری رهبران آلمان شرقی باز هم برخی آلمانی ها که در شرق برلین بودند با ترفندهای عجیب و محیر العقول از شرق به غرب رفتند مثلا گفته می شود دو برادر با بال هایی که ساخته بودند از یک پنجره نزدیک دیوار به سمت آن سوی دیوار پرواز کردند یا گزارش های متعددی از حفر تونل از زیر دیوار در تاریخ ثبت شده است. البته همه فرارها هم موفق نبود.

دیوار برلین صرفا یک دیوار نبود این دیوار نمادی از جنگ سرد بود تا مغز استخوان آلمانی ها را می سوزاند آنها تنها چند دهه قبل سودای فتح تمام اروپا را داشتند و حالا دو قدرت که از جای دیگری فرمان می بردند در دو سوی دیوار برای آنها تصمیم می گرفتند. تصمیماتی که حتی خانواده های آنها را هم از هم دور کرده بود.

دیوار برلین
تصویری از دیوار در حال ساخت برلین

سرسختی برای حفظ دیوار

آلمان شرقی سرسختی زیادی به خرج می داد که این دیوار پرقدرت تر از همیشه نقش جداکننده خود را انجام دهد و تلاش زیادی هم کرد که اجازه ندهد کسی از برلین شرقی به آن سو برود. اما گویی تاریخ تدارک مسیری دیگر برای خود دیده بود و اتفاقاتی در راه بودند که رهبران آلمان شرقی توانایی ممانعت از وقوع آنها را نداشتند.

یک ترک مجارستانی روی دیوار

دیوار برلین در یکی از روزها در آن سوی مرزهای آلمان شرقی و طی یک تصمیم سیاسی در یکی از کشورهای بلوک شرق ترک برداشت . ماجرا این طور بود که در ۲۳ آگوست ۱۹۸۹ (۱ شهریور ۱۳۶۸) مجارستان که یکی از کشورهای اقماری اتحاد جماهیر شوروی بود درهای خود را به کشورهای غربی گشود. این اتفاق چه تاثیری در دیوار برلین داشت؟ از آنجا که مردم آلمان شرقی می توانستند به راحتی به سایر کشورهای بلوک شرق مسافرت کنند، حالا دیگر می توانستند با سفر به مجارستان از آنجا به آلمان غربی مسافرت کنند یعنی در واقع راهی برای دور زدن دیوار فراهم شد.

یک تصمیم از سر استیصال

تصمیم گیران دولت شرقی آلمان وقتی دیدند که مسیری طولانی اما واقعی برای دور زدن دیوار به وجود آمده و نمی توانند جلوی آن را بگیرند، از سر استیصال تصمیم گرفتند که مجوز عبور از دیوار را برای آلمانی های ساکن شرق برلین فراهم کنند. به نظر می رسد آنها در برابر یک جبر تاریخی قرار داشتند و راهی هم برایشان نمانده بود. بر همین اساس دولت آلمان شرقی در ۹ نوامبر ۱۹۸۹ (۱۸ آبان ۱۳۶۸) تصویب کرد که متقاضیان عبور از دیوار می توانند مجوز عبور دریافت کنند.

آنها در واقع قصد داشتند با حفظ دیوار، راهی برای عبور و تردد میان دو آلمان فراهم کنند که شهروندان برلین شرقی مجبور نباشند برای رفتن به آن سوی دیوار تا مجارستان بروند و از آنجا به آلمان غربی بروند. اما یک اتفاق باعث شد که برنامه های آنها به هم بریزد.

دیوار برلین
یک کنفرانس مطبوعاتی سرنوشت دیوار برلین را رقم زد

پاسخی دستپاچه به سوال خبرنگار سمج

داستان از کنفرانس مطبوعاتی گونتر شابوفسکی نماینده دفتره سیاسی حزب کمونیست آلمان شرقی در نهم اکتبر شروع شد او در انتهای مراسم خود در برابر سوال خبرنگاری ایتالیایی به نام ریکاردو اهرمان – خبرنگار آنسا – درباره پیش نویس طرح کاهش محدودیت های مرزی – پرسید از میان نوشته هایش خبری بیرون کشید و گفت که اتفاقا مصوبه ای هست مبنی بر این که شهروندان می توانند مجوز تردد به بخش غربی برلین را داشته باشند و اهرمان با سماجت سوال بعدی را که مانند ضربه به یک ردیف دومینویی بود پرسید که «از چه زمانی؟» شابوفسکی کمی سردرگم به برگه های خود نگاه کرد و با یک مکث اعلام کرد که «از همین الان!».

دیوار برلین
ریکاردو اهرمان خبرنگاری که با سماجت سوال دوم را پرسید و همه چیز را به هم ریخت

ضربه نهایی سرطان به دیوار

این جمله همچون تیری از چله کمان رهید و خبرنگاران با سرعت تمام این خبر را به تمام جهان مخابره کردند که مجوز عبور از دیوار برلین صادر می شود. به محض انتشار این خبر خیل عظیم مردم مشتاق برای عبور از دیوار پشت گیت های خروجی جمع شدند در یکی از این معبرها که در خیابان “برن هلمز” قرار داشت، یک افسرانتظامی به نام «هارالد جاگر» که چند روزی بیمار بود و در دلش آشوب بود که فردا جواب آزمایش سرطانش چه خواهد شد؟ با جمعیت عظیمی مواجه شد که می گفتند می خواهند مجوز عبور بگیرند و اصلا نمی دانست چه خبر است! در اثر فشار عصبی ناشی از بیماری و بیم سرطان و تحت تاثیر فشار مردم به یک باره تصمیم گرفت که مسیر حرکت مردم به سمت غرب برلین را باز کند و همین تصمیم تمام دیوار را دود کرد و به هوا فرستاد.

شاید این دیوار به صورت فیزیکی وجود داشت اما دیگر نبود و کاری از دستش بر نمی آمد و انبوه جمعیتی که به پشت دیوار آمده بودند دیگر برایشان قابل قبول نبود که این دیوار میان غرب و شرق شهرشان فاصله بیندازد. دیوار برلین آن شب به خاطره ها پیوست.

دیوار برلین
تجمع مردم پشت دیوار برلین در روزهای آخر

گفته می شود آن شب آلمانی ها خوشحال ترین مردم جهان بودند یک سال بعد دو آلمان متحد شدند و باز هم مردم آلمان شدند یک کشور متحد و یکپارچه.
گزارش از: اکبر بیاتی

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: