شطرنج خونین در خلیجفارس؛ کالبدشکافی سناریوهای تقابل ایران و آمریکا در جنگ احتمالی
امیر محمدی: خاورمیانه میان دو لبه قیچی "دیپلماسی لرزان" و "توازن وحشت" گرفتار شده است؛ جایی که نبرد خردادماه ثابت کرد برنده میدان را نه بمبهای سنگرشکن، بلکه "منطق ریاضی اشباع" و قیمت جهانی نفت تعیین میکند. این گزارش کالبدشکافی تقابلی است که در آن پیروزی، از همیشه گرانتر و شکست، به معنای فروپاشی نظم انرژی جهان خواهد بود.

به گزارش تجارت امروز؛ در حالی که نگاهها به میز لرزان مذاکرات در ژنو دوخته شده، آرایش جنگی ناوهای هواپیمابر «جرالد فورد» و «آبراهام لینکلن» در دهانه تنگه هرمز، روایتی متفاوت از «دیپلماسی اجبار» را به نمایش گذاشته است. پس از جنگ کوتاه اما پرخسارت ۱۲ روزه در خرداد ۱۴۰۴ منطقه اکنون در «نقطه جوش» به سر میبرد؛ جایی که محاسبات فنی نظامی با قمار سیاسی در هم تنیده شده است.
برای حل این معادله چند وجهی سخت باید اول یک وضعیت را روشن کرد؛ در جنگ ۱۲ روزه چه کسی شکست خورد و چه کسی پیروز شد؟
میراث جنگ ایران و اسرائیل: بازخوانی توازن وحشت
برای درک احتمال حمله در اواخر سال جاری باید از خاکسترهای نبرد بهار گذشته آغاز کرد. در خرداد ۱۴۰۴ عملیات موسوم به «چکش نیمهشب» مرزهای درگیری را جابهجا کرد. جایی که ایران در واکنشی حیرتانگیز در حالی که تمام فرماندهان ارشد خود را از دست داده بود ظرف ۱۲ ساعت پاسخی کوبنده به اسرائیل داد و وعده صادق ۳ را به کابوسی برای رژیم صهیونی تبدیل کرد. اما اینجا سخن ما تحلیل است.
-
در جبهه تاکتیکی ائتلاف آمریکا و اسرائیل با بهرهگیری از بمبهای سنگرشکن GBU-57 و جنگندههای رادارگریز F-35، ضربات جدی به بخشهایی از تأسیسات هستهای وارد کردند. از این منظر، غرب یک «برتری تکنولوژیک» را به رخ کشید.
-
در جبهه استراتژیک اما ایران با حفظ یکپارچگی شبکه فرماندهی و پاسخ موشکی همزمان به پایگاههای قطر و عمق خاک اسرائیل، ثابت کرد که بازدارندگی در سال ۱۴۰۴ نه بر «عدم برخورد» بلکه بر «تحمیل هزینه غیرقابل تحمل» استوار است.
از این منظر جنگ خرداد برنده مطلق نداشت. واشنگتن «تأسیسات» را هدف گرفت اما تهران «اراده سیاسی» رقیب را فلج کرد. این بنبست، معمار اصلی آرایش نظامی فعلی در بهمنماه است جایی که یا ترامپ درخواست آتش بس میکند یا تا لحظه پایانی دود در خاورمیانه پراکنده خواهد شد.
اما تحلیلها صرفا سیاسی نیست و باید با نگاهی نزدیک حوزههای استراتژی و نظامی نیز به آن پرداخت.
دکترین «اشباع» در برابر «جراحی هوشمند»
جنگ ایالات متحده با ونزوئلا دکترین جدید امریکاییها را نشان داد. تقابل نظامی از الگوهای سنتی خارج شده است. اما چالش پنتاگون اینجا است که با واقعیتی به نام «توازن نامتقارن هوشمند» روبرو است.
استراتژی تهاجم آمریکا: جنگ شبکهمحور
آمریکا بر عملیاتهای کوتاهمدت اما پرشدت متمرکز است. هدف اشغال خاک نیست، بلکه «فلجسازی سیستمیک» از طریق:
جنگ الکترونیک: انهدام لایه اول رادارهای پدافندی ایران (مانند باور ۳۷۳ و ۱۵ خرداد) پیش از ورود پرندههای سرنشیندار.
تسلیحات دورایستا: استفاده از موشکهای کروز هایپرسونیک برای حمله به شهرهای موشکی قبل از شلیک است.
استراتژی دفاعی ایران: منطق ریاضی اشباع
ایران دفاع خود را بر پایه فرمول ریاضی زیر بنا کرده است:
در این فرمول N تعداد پرتابههای مهاجم (پهپاد و موشک) و C ظرفیت رهگیری همزمان سامانههای پدافندی دشمن است. ایران با ترکیب پهپادهای انتحاری ارزان و موشکهای هایپرسونیک «فتاح ۲»، به دنبال عبور از سقف پردازش رادارهای «ایجیس» و «پاتریوت» است.
اهداف استراتژیک و نقشه اهداف
در صورت شکست مذاکرات بهمنماه و آغاز درگیری اهداف ایران بر اساس «فشار حداکثری متقابل» چیدمان شدهاند:
| هدف کلیدی | هدف فنی / عملیاتی | ابزار احتمالی ایران |
| پایگاههای سنتکام | زمینگیر کردن توان تهاجم هوایی آمریکا در منطقه | موشکهای خیبرشکن و سجیل |
| شریانهای انرژی | شوک به بازار جهانی و جهش قیمت نفت به بالای ۲۰۰ دلار | مینهای هوشمند و زیردریاییهای کلاس فاتح |
| زیرساختهای سایبری | اختلال در شبکههای هدایت ماهوارهای و GPS منطقه | واحدهای جنگ الکترونیک |
استراتژی «دفاع موزاییکی»: فعالسازی شبکه متحدین
ایران در تقابل با آمریکا، هرگز به صورت «جزیرهای» نمیجنگد. دکترین نظامی ایران بر پایه «توزیع میدان نبرد» استوار است تا تمرکز تهاجمی آمریکا را متلاشی کند.
-
جبهه شمالی (حزبالله لبنان): در صورت حمله آمریکا، حزبالله نه به عنوان یک گروه، بلکه به عنوان یک ارتش کلاسیک با بیش از ۲۰۰ هزار راکت و موشک نقطهزن، جبهه وسیعی را علیه اسرائیل و پایگاههای مدیترانهای آمریکا باز میکند. این یعنی «فلج کردن» متحد اصلی آمریکا برای کاهش فشار بر تهران.
-
جبهه جنوبی (انصارالله یمن): نقش یمن در سال ۱۴۰۴ کلیدیتر از همیشه است. پهپادهای دوربرد و موشکهای ضدکشتی یمنی، «بابالمندب» را به روی تجارت جهانی میبندند. این یعنی محاصره دریایی از دو سو (هرمز و بابالمندب) که قیمت نفت را به عددی نجومی میرساند.
-
جبهه میانی (گروههای مقاومت عراق و سوریه): بیش از ۴۰ هزار نیروی آموزشدیده در نزدیکی پایگاههای «التنف» و «عینالاسد»، این نقاط را به جای «سکوی پرتاب آمریکا»، به «تلههای مرگ» تبدیل میکنند. استراتژی ایران در اینجا، تولید فرسایش برای افکار عمومی آمریکا از طریق بازگشت تابوت سربازان است.
چرا آمریکا از این شبکه میترسد؟
واشنگتن با پدیدهای به نام “Target Overload” (اضافه بارِ هدف) روبرو میشود. سیستمهای اطلاعاتی آمریکا (CIA و DIA) نمیتوانند به صورت همزمان هزاران نقطه پرتاب متحرک در پنج کشور مختلف را رصد و منهدم کنند. این یعنی حتی اگر پدافند ایران آسیب ببیند، قدرت آتش از بغداد، صنعا و بیروت همچنان پابرجاست.
چشمانداز پایان سال ۱۴۰۴: دیپلماسی در سایه پهپادها
واقعیت این است که دولت آمریکا به دنبال یک «خروج آبرومندانه» است اما ارتش ایالات متحده خود را برای یک کارزار نظامی احتمالی آماده کرده است. فعال شدن «مکانیسم ماشه» در شهریور ۱۴۰۴ مشروعیت حقوقی لازم را برای فشار بیشتر فراهم کرد، اما تحلیل تکنیکال نشان میدهد که پاسخ نامتقارن ایران، هرگونه پیروزی را برای واشنگتن به یک «شکست گرانقیمت» تبدیل میکند.
در این بین احتمال یک «برخورد تصادفی» در خلیجفارس (مشابه حادثه ۱۴ بهمن) بالاست. با این حال، ما در عصر «جنگهای بدون پیروز» هستیم؛ جایی که تکنولوژی به جای پایان دادن به درگیری آن را به یک بنبست پایدار کشنده بدل کرده است.
انتهای مطلب






