
مهسا پهلوان زاده فینی استاد دانشگاه زبان شناسی دانشگاه دولتی کاشان در مقاله ای اختصاصی برای تجارت امروز نوشت:
تحریم با واژه آغاز میشود؛ جنگی خاموش در میدان زبان
تحریم، در ظاهر پدیدهای اقتصادی و سیاسی است، اما در بطن خود، بهشدت گفتمانی و زبانی است. در دنیای امروز، هیچ اقدام بینالمللی بزرگی بدون روایتی زبانمند شکل نمیگیرد. تحریم نیز از این قاعده مستثنا نیست. این پدیده، پیش از آنکه در بستر حقوقی یا اقتصادی تحقق یابد، در زبان و روایت تثبیت میشود.
در گفتمان رسمی دولتهای غربی، تحریم با عباراتی چون «پاسخ مسئولانه به تهدید»، «فشار هوشمندانه» یا «ابزار پیشگیرانه» تعریف میشود؛ عباراتی که خشونت پنهان در پس این سیاستها را میپوشانند و آن را بدل به امری مشروع و حتی اخلاقی جلوه میدهند. در این روایت، قدرتهای تحریمکننده، حافظان نظم جهانی و کشورهای تحریمشده، تهدیدی برای ثبات بینالمللی معرفی میشوند.
از منظر زبانشناسی انتقادی، این فرایند نه یک توصیف بیطرفانه، بلکه نوعی «ساخت معنا» از موضع قدرت است. نهادهای جهانی، رسانههای بزرگ و دولتهای مسلط با بهرهگیری از زبان، به سیاستهای خود وجاهت میبخشند و تصویر دلخواهشان را از واقعیت شکل میدهند. در این فرآیند، واژهها بیطرف نیستند؛ آنها حامل پیام، ایدئولوژی و مشروعیتاند.
در مقابل، زبان رسمی جمهوری اسلامی ایران نیز در سالهای اخیر، کوشیده با واژگانی چون «تروریسم اقتصادی»، «جنگ اقتصادی»، «محاصره» و «مقاومت»، تصویری دیگر بسازد. این زبان، تحریم را نه پاسخی به سیاستهای ایران، بلکه ابزار سلطهگری و بیعدالتی معرفی میکند. در این روایت، ایران قربانی یک نظام جهانی نابرابر است که با ابزار اقتصادی، خواهان تغییر رفتار یا تسلیم سیاسی است.
این گفتمان دفاعی، در عین حال که تلاش میکند مشروعیت گفتمان غربی را زیر سؤال ببرد، گاهی در دام بازتولید دوگانههای سادهسازیشدهای مانند «ما» و «آنها» گرفتار میشود. این الگوهای تقابلی، هرچند در بستر سیاسی قابل درکاند، اما مانع گفتوگو، پیچیدگی تحلیلی و گشودگی افقهای تازهاند.
تحریم، همانند جنگ یا قراردادهای سیاسی، نیازمند روایت است. این روایت، از دل زبان شکل میگیرد؛ زبانی که یا خشونت را پنهان میکند، یا مقاومت را تقویت. واژهها در این میان فقط ابزار بیان نیستند، بلکه در ساخت واقعیت نقش ایفا میکنند.
ترکیب دانش زبانشناسی و علوم سیاسی، ما را به این درک میرساند که تحلیل تحریم بدون درک زبان آن ناقص است. شناخت واژهها و روایتهایی که تحریم را توضیح و توجیه میکنند، به ما امکان میدهد تا از سطح «چه چیزی گفته میشود» فراتر رویم و به پرسش اساسیتر «چگونه و چرا اینگونه گفته میشود» پاسخ دهیم.
منابع
• یونس نوربخش و محبوبه محمدی (۱۳۹۷).
«زبان تحریم و بازنمایی ایران در رسانههای آمریکا»
فصلنامه پژوهشهای ارتباطی و رسانهای، شماره ۲۷، صص. ۶۵-۹۰.
بررسی نحوه بازنمایی ایران از طریق واژگان تحریم دررسانههای غربی.
• محمدرضا تاجیک (۱۳۹۳).
قدرت، گفتمان، بدن. تهران: نشر نی.
در این کتاب به رابطه زبان، قدرت و بدن اجتماعیپرداخته میشود؛ قابل تعمیم به موضوع تحریم.
• حمید مولانا (۱۳۸۷).
ارتباطات جهانی در عصر اطلاعات. تهران: امیرکبیر.
نگاهی کلان به نظام اطلاعاتی و ارتباطی جهانی وساختار سلطهگر آن؛ مفید در تحلیل نقش زبان در نظامقدرت جهانی.






