سیاسیاخباراقتصاد کلان

تسلیت و اخراج شهردار چه سودی دارد؟!

خسته شدیم هر روز تسلیت و پیام منتشر کردیم؛ درد مردم کی قرار است حل شود؟ برنامه حکمرانی چیست و چه می‌خواهد از مردم؟

امیر محمدی در یاداشتی برای تجارت امروز نوشت: فرض کنید ماشینی دارید که دو چرخ آن رو به جلو حرکت می‌کند و دو چرخ دیگر به عقب! این تصویر ساده، خلاصه‌ای است از وضعیت تصمیم‌سازی در کشور. سال‌هاست در این سرزمین، سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی به‌جای آنکه مکمل هم باشند، در تضاد عمل می‌کنند.

در یکی از سفرهای استانی، احمدی‌نژاد بدون کوچک‌ترین بحث کارشناسی، در جمع مردم بوشهر دستور افزایش ورود کالای موسوم به «ته‌لنجی» را صادر کرد. تصمیمی که شاید در ظاهر برای کمک به معیشت مرزنشینان بود، اما در عمل به یکی از سرچشمه‌های قاچاق و اقتصاد زیرزمینی بدل شد.

امروز هزاران لنج در استان‌های خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سیستان‌ و بلوچستان کالا وارد می‌کنند، اما خروج همان کالاها از شهرهای جنوبی ممنوع است! یعنی کالایی که با مجوز وارد شده، در همان نقطه تبدیل به «کالای قاچاق» می‌شود. این همان پارادوکس اقتصادی است که در دل سیاست‌گذاری ما ریشه دارد.

نتیجه چه شد؟

شغلی به نام «شوتی‌ها» شکل گرفت؛ جوانانی که با جان و ماشین خود، کالاهای ته‌لنجی را از جنوب به استان‌های مرکزی می‌رسانند. برای بسیاری از آن‌ها این کار نه قاچاق، بلکه تنها راه زنده ماندن است. اما همین روزها، فراجا بیش از چهار هزار خودروی شوتی را توقیف کرده است — خودروهایی که هرکدام نان‌آور یک خانواده‌اند.

دولت می‌گوید باید جلوی قاچاق گرفته شود، اما وقتی در جنوب اشتغال پایدار وجود ندارد، جوانی که وام نمی‌گیرد، بیمه ندارد و امید به آینده‌اش صفر است، چه گزینه‌ای جز همین مسیر دارد؟ هر توقیف یعنی حذف یک سفره دیگر از سفره‌های مردم.

 پشت این اتفاقات زنجیره‌ای، یک واقعیت تلخ‌تر نهفته است: سیاست‌های متناقض اقتصادی.

از یک‌سو شعار حمایت از تولید داخلی داده می‌شود، از سوی دیگر با تصمیمات ناگهانی واردات و صادرات، بازار داخلی را بی‌ثبات می‌کنند.
در چنین وضعی، بازار غیررسمی و دلالی جای تولید واقعی را می‌گیرد. ارزش کالاهای ته‌لنجی در برخی سال‌ها تا چند میلیارد دلار برآورد شده؛ رقمی که اگر درست مدیریت می‌شد، می‌توانست هزاران شغل رسمی در همان مناطق جنوبی ایجاد کند.

اما در عوض، هزاران خانواده حالا بین دادگاه، توقیف‌گاه و بدهی سرگردان‌اند. نه آن سیاست معیشتی اجرا شد، نه قاچاق ریشه‌کن؛ تنها بی‌اعتمادی و نارضایتی بیشتر شد.

این همان چرخه معیوب حکمرانی است که از تحریم‌ها تغذیه می‌شود و با سیاست‌های غلط داخلی تشدید می‌گردد.

وقتی سیاست خارجی، تولید را فلج می‌کند و سیاست داخلی، راه‌های معیشت را می‌بندد، نتیجه‌اش همین جامعه خسته‌ای است که هر روز از درون می‌سوزد.

آنگاه که جوان گرسنه و ناامید از زندگی یا روزنامه‌نگاری خسته از بی‌پاسخی، به بن‌بست می‌رسد و خود را می‌سوزاند یا سکوت را انتخاب می‌کند، دیگر تسلیت گفتن رئیس‌جمهور و اخراج یک شهردار یا رئیس پلیس چه سودی دارد؟

وقتی ریشه‌ی مشکل در تفکر تصمیم‌گیری است، با تغییر مهره‌ها هیچ چیز عوض نمی‌شود. همان ماشین با همان چهار چرخ معکوس، فقط راننده‌اش عوض شده است.

انتهای مطلب

۱/۵ - (۱ امتیاز)

تلگرام تجارت امروز

نوشته های مشابه

یک نظر

  1. مشکلات باید ریشه یابی شود و از ریشه حل بشود که تنها با برخورد قاطع امکان پذیر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا