شهدا برای اقتصاد ایران چه میراثی گذاشتند؟ استقلالی که باید در اقتصاد هم حفظ شود
دفاع مقدس را اگر از قاب عکسها، مراسمها و تقویمهای مناسبتی بیرون بیاوریم، با یک مفهوم اساسی مواجه میشویم ؛ استقلال.

امیر محمدی در یادداشتی برای تجارت امروز نوشت: نسلی از ایرانیان در جنگی هشتساله، برای حفظ سرزمین و حق تعیین سرنوشت کشور هزینه دادند. امروز اما جنگ در بسیاری از میدانها شکل دیگری پیدا کرده است. دیگر مرزهای کشور تنها با تانک و موشک تهدید نمیشوند؛ اقتصاد، انرژی، تجارت، فناوری، سرمایه و زنجیره تأمین نیز به بخشی از میدان قدرت کشورها تبدیل شدهاند.
از همینجا یک پرسش جدی برای اقتصاد ایران شکل میگیرد؛ اگر استقلال یکی از مهمترین میراثهای دفاع مقدس است، اقتصاد ایران تا چه اندازه توانسته است پشتوانهای متناسب با این استقلال ایجاد کند؟
پاسخ به این سؤال را نباید در شعارهای اقتصادی جستوجو کرد. پاسخ را باید در عددهای تولید، سرمایهگذاری، صادرات، بهرهوری، درآمدهای ارزی، امنیت انرژی و توان اقتصاد برای عبور از شوکها پیدا کرد.
استقلال اقتصادی به معنای قطع ارتباط با جهان نیست. اقتصاد مدرن بدون تجارت خارجی، انتقال فناوری و تعامل با بازارهای جهانی امکان رشد پایدار ندارد. مفهوم دقیقتر استقلال اقتصادی این است که کشور برای تأمین نیازهای حیاتی خود، نقاط آسیبپذیر کمتری داشته باشد و در برابر فشار خارجی، قدرت انتخاب و قدرت چانهزنی خود را حفظ کند.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که وضعیت اقتصاد ایران را در سالهای اخیر بررسی کنیم.
بانک جهانی در ارزیابیهای سال ۲۰۲۶ خود تأکید کرده است که اقتصاد ایران تحت تأثیر تحریمها، اختلال در تجارت، آسیب به زیرساختها و مشکلات انرژی قرار گرفته و رشد اقتصادی نیز تحت فشار قرار دارد. این نهاد همچنین هشدار داده است که محدودیت تجارت و حملونقل بینالمللی، کاهش سرمایهگذاری و اختلال در واردات کالاهای ضروری میتواند فشار تورمی و ریسکهای امنیت غذایی را افزایش دهد.
این یعنی مسئله استقلال اقتصادی، موضوعی انتزاعی نیست؛ مستقیماً با زندگی روزمره مردم ارتباط دارد.
وقتی یک کشور نتواند برای سالهای طولانی سرمایهگذاری کافی انجام دهد، نتیجه فقط کاهش یک شاخص اقتصادی نیست. کارخانهای که توسعه پیدا نمیکند، فناوریای که وارد نمیشود، زیرساختی که نوسازی نمیشود و نیروی متخصصی که امکان فعالیت مولد پیدا نمیکند، در نهایت ظرفیت اقتصادی کشور را کاهش میدهد.
در چنین شرایطی، هزینه وابستگی به بیرون نیز افزایش پیدا میکند.
اقتصادی که بخش مهمی از درآمد ارزی آن به صادرات محدود کالاهای پایه و بهخصوص نفت وابسته باشد، در مقابل تحولات بازار جهانی آسیبپذیرتر است. اقتصاد مقاوم و مستقل، اقتصادی نیست که الزاماً نفت صادر نکند؛ اقتصادی است که اگر درآمد نفت کاهش پیدا کرد، تولید، اشتغال، صادرات غیرنفتی و درآمد مالیاتی آن نیز فرو نریزد.
این همان تفاوت میان «ثروتمند بودن» و «قدرتمند بودن» در اقتصاد است.
ممکن است کشوری منابع طبیعی فراوان داشته باشد اما اگر نتواند منابع خود را به سرمایه مولد، فناوری، زیرساخت و بهرهوری تبدیل کند، ثروت آن الزاماً به قدرت اقتصادی پایدار تبدیل نمیشود.
در نقطه مقابل، کشورهایی که منابع محدودتری دارند اما سرمایه انسانی، فناوری، تولید رقابتپذیر و شبکه تجاری متنوع ساختهاند، در برابر شوکهای اقتصادی دست بازتری دارند.
شاید مهمترین ترجمه اقتصادی مفهوم استقلال، «کاهش آسیبپذیری» باشد.
کاهش آسیبپذیری یعنی کشور بتواند مواد غذایی ضروری را با ریسک کمتر تأمین کند؛ صنایع آن در زمان بحران متوقف نشوند؛ شبکه انرژی آن پایدار باشد؛ ذخایر ارزی و منابع مالی آن امکان مدیریت شوکها را فراهم کند؛ بنگاههای داخلی توان صادرات داشته باشند؛ مسیرهای تجارت به یک نقطه یا یک شریک محدود وابسته نباشند و نظام بانکی بتواند منابع را به سمت تولید هدایت کند.
حتی تنگه هرم، که این روزها دوباره به یکی از مهمترین مسائل اقتصاد منطقه تبدیل شده، نمونه روشنی از پیوند امنیت و اقتصاد است. بانک جهانی در گزارشهای ۲۰۲۶ خود تأکید کرده که اختلال در تردد از این مسیر بر بازار انرژی، هزینه حملونقل و تورم جهانی اثر گذاشته است. این موضوع نشان میدهد امنیت مسیرهای تجاری چگونه میتواند مستقیماً به قیمت انرژی و کالا در اقتصادهای مختلف منتقل شود.
برای ایران درس اقتصادی این تحولات روشن است؛ کشوری که میخواهد مستقل بماند، باید برای روزهای سخت اقتصادی نیز آماده باشد.
آمادگی اقتصادی البته با بستن مرزها ساخته نمیشود. با تولیدی ساخته میشود که بتواند رقابت کند. با صادراتی ساخته میشود که فقط به چند محصول و چند بازار محدود نباشد. با صنعتی ساخته میشود که فناوری و سرمایهگذاری مستمر داشته باشد. با انرژیای ساخته میشود که امنیت تأمین آن تضمین شده باشد و با سیاستی ساخته میشود که سرمایهگذار بتواند حداقل برای چند سال آینده تصمیم بگیرد.
در این نگاه، مبارزه با فساد، کاهش رانت، جلوگیری از انحصار، اصلاح نظام بانکی، افزایش بهرهوری، توسعه زیرساخت، حفظ سرمایه انسانی و ایجاد ثبات در مقررات، دیگر موضوعاتی فرعی نیستند؛ همه آنها بخشی از امنیت اقتصادی کشورند.
شاید بتوان گفت دفاع مقدس، یک صورتحساب تاریخی برای استقلال ایران ایجاد کرد؛ نسل آن روز هزینهاش را با جان خود پرداخت. صورتحساب نسل امروز متفاوت است.
نسل امروز قرار نیست همان جنگ را تکرار کند؛ قرار است هزینههای وابستگی را کاهش دهد.
اگر کارخانهای به دلیل نبود سرمایه در گردش تعطیل شود، اگر یک کسبوکار به دلیل بیثباتی مقررات از سرمایهگذاری منصرف شود، اگر یک متخصص به دلیل نبود فرصت مناسب از کشور خارج شود، اگر زیرساخت انرژی به دلیل سالها کمبود سرمایهگذاری فرسوده شود یا اگر صادرات کشور به چند قلم کالای محدود وابسته بماند، در واقع بخشی از قدرت اقتصادی کشور از دست رفته است.
از این منظر، دفاع از آرمان استقلال را میتوان در یک گزاره اقتصادی خلاصه کرد؛ کشوری که میخواهد در تصمیمهای بزرگ سیاسی و امنیتی خود مستقل باشد، باید اقتصاد توانمندی داشته باشد که هزینه این استقلال را تحمل کند.
استقلال سیاسی بدون توان تولید، سرمایهگذاری و ارزآوری پایدار، شکننده میشود.
اما روی دیگر ماجرا نیز اهمیت دارد؛ اقتصاد قدرتمند الزاماً اقتصادی منزوی نیست. اتفاقاً اقتصادی که تولید رقابتپذیر دارد، میتواند بیشتر تجارت کند، سرمایه جذب کند، فناوری وارد کند و در بازارهای جهانی حضور داشته باشد، بدون آنکه حیات اقتصادیاش به یک مسیر، یک کشور یا یک منبع درآمد وابسته باشد.
این شاید دقیقترین معنای «اقتصاد مستقل» در جهان امروز باشد: نه بینیازی از جهان، بلکه توان ایستادن در جهان بدون آنکه با هر تغییر در بیرون، پایههای زندگی اقتصادی مردم به لرزه بیفتد.
شهدا دیگر امکان ساختن چنین اقتصادی را ندارند؛ این وظیفه نسل امروز است.
احترام به آن نسل فقط در حفظ نام و خاطره آنان خلاصه نمیشود. یکی از جدیترین شکلهای این احترام میتواند ساختن اقتصادی باشد که تولید در آن ارزش داشته باشد، سرمایهگذاری امنیت داشته باشد، کارآفرینی امکان رشد داشته باشد، نیروی انسانی حفظ شود و درآمد کشور به اندازهای متنوع و پایدار باشد که فشار خارجی نتواند بهسادگی معیشت مردم را هدف قرار دهد.
دفاع مقدس در تاریخ ایران تمام شده است اما مسئله استقلال تمام نشده؛ میدان آن فقط تغییر کرده است.
امروز یکی از مهمترین سنگرهای استقلال، اقتصاد است.
انتهای مطلب






