ارزاخبار

دلار ۲۷۰ هزار تومانی؛ بازار در حال قیمت‌گذاری یک بحران

دلار آزاد در دو روز گذشته برای نخستین‌بار وارد محدوده ۲۷۰ هزار تومان شد و در معاملات ۱۲ مهر حتی تا ۲۷۲ هزار تومان پیش رفت. هرچند قیمت در پایان روز به حدود ۲۶۸ هزار تومان عقب نشست، اما اهمیت این اتفاق در خود عدد ۲۷۰ هزار تومان نیست؛ مسئله این است که آیا این محدوده یک سقف موقت است یا بازار ارز در حال ساختن کف جدیدی برای قیمت دلار است.

به گزارش تجارت امروز؛ بازار ارز ایران در هفته‌های اخیر وارد مرحله‌ای شده که در آن قیمت دلار تنها بر اساس عرضه و تقاضای روزانه تعیین نمی‌شود. معامله‌گران هم‌زمان در حال قیمت‌گذاری چند متغیر هستند: آینده تنگه هرمز، چشم‌انداز مذاکرات تهران و واشنگتن، درآمدهای نفتی، توان مداخله بانک مرکزی، تورم و رشد نقدینگی.

به همین دلیل، دلار ۲۷۰ هزار تومانی را باید بیشتر از یک رکورد قیمتی، نشانه تغییر انتظارات بازار دانست.

دلار چگونه به ۲۷۰ هزار تومان رسید؟

دلار در ۱۱ مهر با رشد ۳.۶۵ درصدی به ۲۶۷ هزار و ۹۰۰ تومان رسید. در ۱۲ مهر نیز معاملات در محدوده ۲۷۰ هزار تومان آغاز شد و قیمت تا ۲۷۲ هزار و ۲۰ تومان بالا رفت، اما در پایان روز روی حدود ۲۶۸ هزار و ۳۰۰ تومان قرار گرفت.

در نخستین ساعات ۱۳ مهر نیز نرخ دلار همچنان در محدوده ۲۶۸ تا ۲۶۹ هزار تومان قرار داشت.

بنابراین هنوز نمی‌توان از تثبیت قطعی دلار بالای ۲۷۰ هزار تومان سخن گفت اما یک اتفاق مهم رخ داده است: بازار این مرز را آزمایش کرده و فروشندگان نیز نتوانسته‌اند قیمت را به محدوده‌های بسیار پایین‌تر برگردانند.

روند میان‌مدت نیز همین تصویر را تأیید می‌کند. دلار در پایان مرداد حدود ۲۰۹ هزار و ۳۰۰ تومان بود و در ۱۲ مهر، نرخ پایانی حدود ۲۶۸ هزار تومان ثبت شد؛ یعنی قیمت دلار در این مدت نزدیک به ۲۸ درصد افزایش یافته است.

بنابراین آنچه در بازار دیده می‌شود، صرفاً یک جهش یک‌روزه نیست؛ بلکه افزایش سرعت افت ارزش ریال است.

بازار امروز کمبود ارز را نمی‌بیند؛ کمبود فردا را قیمت‌گذاری می‌کند

یکی از مهم‌ترین نکات برای فهم رفتار اخیر بازار، تفکیک میان عرضه فعلی ارز و چشم‌انداز عرضه ارز در آینده است.

ممکن است بانک مرکزی امروز بتواند حجم قابل توجهی ارز وارد بازار کند، اما اگر فعالان اقتصادی احتمال دهند که در ماه‌های آینده صادرات نفت، دسترسی به منابع ارزی یا امکان انتقال ارز دشوارتر خواهد شد، حاضرند امروز دلار را با قیمت بالاتری خریداری کنند.

به همین دلیل بازار ارز معمولاً پیش از آنکه یک بحران به‌طور کامل در آمارهای اقتصادی ظاهر شود، بخشی از اثر آن را در قیمت‌ها منعکس می‌کند.

بانک مرکزی نیز در موضع‌گیری اخیر خود بخشی از این مسئله را پذیرفته و اعلام کرده است که بخش قابل توجهی از فاصله ایجادشده، تحت تأثیر نااطمینانی، فشارهای روانی و انتظارات بازار قرار دارد و نرخ فعلی ارز با متغیرهای بنیادی اقتصاد همخوانی کامل ندارد.

اما همین گزاره یک نکته مهم دیگر را هم روشن می‌کند: قیمت فعلی دلار ترکیبی از متغیرهای بنیادی و ریسک سیاسی است.

نمی‌توان تمام رشد اخیر را هیجانی دانست؛ همان‌طور که نمی‌توان تمام آن را به یک تغییر بنیادی در اقتصاد نسبت داد.

هرمز؛ متغیری که می‌تواند معادله دلار را تغییر دهد

در کوتاه‌مدت، وضعیت تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده برای بازار ارز ایران است.

ایران اعلام کرده است هرمز تا تحقق شروط موردنظر تهران بازگشایی نخواهد شد. در طرف دیگر، مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا نیز ادامه دارد و یکی از اختلاف‌های اصلی، بر سر نحوه و ترتیب اجرای اقدامات مورد توافق است.

اهمیت هرمز برای بازار ارز از اینجا ناشی می‌شود که این آبراه فقط یک موضوع امنیتی نیست؛ هرمز مستقیماً به نفت، صادرات و درآمد ارزی ایران متصل است.

هرچه احتمال بازگشت امنیت و تردد عادی در این مسیر افزایش یابد، بازار نیز احتمال بیشتری برای احیای صادرات و افزایش جریان درآمد ارزی در نظر خواهد گرفت. در مقابل، طولانی‌شدن بحران می‌تواند انتظارات درباره تداوم محدودیت صادرات نفت و دشوارتر شدن دسترسی به منابع ارزی را تقویت کند.

در واقع، بازار ارز بخشی از ریسک ژئوپلیتیک را روی قیمت دلار منتقل کرده است.

به همین دلیل یک خبر درباره مذاکرات تهران و واشنگتن یا وضعیت هرمز می‌تواند در چند ساعت اثری بسیار بزرگ‌تر از یک خبر اقتصادی معمولی بر نرخ ارز داشته باشد.

نفت؛ جایی که ریسک سیاسی به فشار واقعی تبدیل می‌شود

اگر بحران هرمز تنها یک عامل روانی بود، انتظار می‌رفت مداخله بانک مرکزی بتواند اثر بیشتری بر بازار بگذارد. مسئله اما این است که پشت این ریسک سیاسی، نگرانی درباره جریان واقعی درآمدهای ارزی نیز قرار دارد.

داده‌های کشتیرانی و شرکت‌های ردیابی نفت از کاهش بارگیری نفت ایران حکایت دارند و درباره افزایش فشار بر ظرفیت ذخیره‌سازی و حتی احتمال کاهش تولید، در صورت ادامه اختلال در صادرات، هشدار داده شده است.

در مقابل، صادرات نفت سایر کشورهای منطقه تا حد زیادی خود را با شرایط جدید تطبیق داده است. گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد صادرات نفت منطقه در مقاطعی حتی به سطوح بالاتر از پیش از جنگ بازگشته است. این تفاوت برای اقتصاد ایران بسیار مهم است.

بالا بودن قیمت جهانی نفت لزوماً به معنای افزایش درآمد ارزی ایران نیست. اگر ایران نتواند نفت خود را در حجم مناسب صادر کند، محموله‌ها را جابه‌جا کند یا درآمد حاصل از فروش را با سهولت بیشتری به منابع قابل استفاده تبدیل کند، رشد قیمت نفت الزاماً کمکی به بازار ارز داخلی نخواهد کرد.

به همین دلیل، هرمز برای ایران از یک مسئله ژئوپلیتیک فراتر رفته و به یک مسئله مستقیم ارزی تبدیل شده است.

تحریم‌ها؛ ضریب اثر شوک ارزی

مشکل درآمد ارزی ایران تنها به کاهش احتمالی صادرات محدود نمی‌شود. حتی در شرایط عادی نیز تحریم‌ها هزینه و ریسک تجارت نفت را بالا برده‌اند.

حمل‌ونقل، بیمه، انتقال پول، تسویه حساب و دسترسی به منابع حاصل از فروش، همگی تحت تأثیر محدودیت‌های تحریمی قرار دارند.

در نتیجه، هر اختلال جدید در صادرات می‌تواند اثری فراتر از کاهش تعداد بشکه‌های فروخته‌شده داشته باشد.

هرمز شوک را ایجاد می‌کند، اما تحریم‌ها می‌توانند ماندگاری آن را بیشتر کنند.

این مسئله یکی از دلایلی است که بازار ارز نسبت به اخبار مربوط به نفت و کشتیرانی واکنشی بسیار سریع نشان می‌دهد.

بانک مرکزی؛ بازار در حال آزمودن سقف توان مداخله

بانک مرکزی تلاش کرده با افزایش عرضه ارز از سرعت افت ریال بکاهد و از برنامه عرضه تا ۲ میلیارد دلار نیز خبر داده است. هم‌زمان گزارش‌هایی از ورود بانک‌های دولتی به فرآیند فروش ارز برای حمایت از ریال منتشر شده است.

با این حال، قیمت دلار همچنان در محدوده رکوردی باقی مانده است.

این اتفاق به یک پرسش مهم منجر می‌شود: بانک مرکزی توان پایین آوردن دلار را دارد یا توان تغییر روند دلار را؟ این دو با یکدیگر تفاوت دارند.

بانک مرکزی ممکن است بتواند با عرضه سنگین، قیمت را برای چند ساعت یا حتی چند روز کاهش دهد. اما اگر بازار همچنان معتقد باشد که عرضه ارز در آینده محدود خواهد شد، کاهش قیمت می‌تواند به فرصتی برای خرید تبدیل شود.

در مقابل، اگر عرضه مستمر باشد و هم‌زمان یک سیگنال سیاسی مثبت نیز وارد بازار شود، می‌تواند محاسبات معامله‌گران را تغییر دهد.

بنابراین آزمون اصلی بانک مرکزی، نه یک کاهش مقطعی، بلکه توانایی آن برای ایجاد اطمینان نسبت به سمت عرضه ارز در هفته‌های آینده است.

آیا دلار واقعاً حبابی شده است؟

بخشی از رشد اخیر بدون تردید ناشی از نااطمینانی و انتظارات است؛ اما این به معنای آن نیست که کل قیمت فعلی دلار را می‌توان حباب دانست.

اقتصاد ایران هم‌زمان با چند متغیر منفی برای ریال مواجه است: تورم بالا، رشد قابل توجه نقدینگی، محدودیت‌های ارزی، تحریم و ریسک سیاسی.

بنابراین افزایش تقاضا برای دلار فقط رفتار سفته‌بازان نیست.

در شرایط تورمی، خانوار و بنگاه نیز برای حفظ ارزش دارایی خود به سمت دارایی‌های سخت مانند ارز و طلا متمایل می‌شوند. این نوع تقاضا را باید تقاضای پوشش ریسک دانست؛ تقاضایی که برخلاف سفته‌بازی کوتاه‌مدت، با یک خبر مثبت به‌سرعت از بین نمی‌رود.

در نتیجه، حتی اگر بخشی از رشد اخیر تخلیه شود، مادامی که تورم و نااطمینانی پابرجا باشد، فشار تقاضا برای دارایی‌های جایگزین ریال نیز باقی خواهد ماند.

تورم و نقدینگی؛ پشتوانه داخلی رشد دلار

تورم شهریورماه تصویری از همین فشار را نشان می‌دهد. بر اساس داده‌های منتشرشده، تورم سالانه به ۷۳.۶ درصد و تورم نقطه‌به‌نقطه به ۸۹.۸ درصد رسیده و تورم ماهانه نیز ۴.۲ درصد بوده است.

در چنین شرایطی، نگهداری نقدینگی ریالی برای خانوارها و بنگاه‌ها با ریسک بالاتری همراه است و طبیعی است که بخشی از منابع به سمت دارایی‌هایی برود که از نظر فعالان بازار، پوشش بهتری در برابر تورم دارند.

در کنار آن، رشد نقدینگی نیز فشار دیگری ایجاد می‌کند. طبق اظهارات رئیس‌کل بانک مرکزی، رشد نقدینگی در پنج ماه نخست سال نسبت به پایان سال گذشته ۱۹ درصد بوده و رشد نقطه‌به‌نقطه نقدینگی در مردادماه حدود ۵۴.۳ درصد اعلام شده است.

این ارقام به‌تنهایی قیمت مشخصی برای دلار تعیین نمی‌کنند، اما یک واقعیت را توضیح می‌دهند:

وقتی حجم ریال با سرعت بالا افزایش می‌یابد و هم‌زمان دسترسی به دارایی خارجی محدود است، هر شوک سیاسی می‌تواند اثر بزرگ‌تری بر بازار ارز بگذارد.

به همین دلیل است که بحران هرمز در اقتصاد ایران فقط یک بحران امنیتی نیست؛ در اقتصادی با تورم و رشد نقدینگی بالا، چنین شوکی می‌تواند مستقیماً به بازار ارز منتقل شود.

 شکاف نرخ‌ها؛ یک مشکل قدیمی با اثر جدید

عامل دیگری که نباید از آن غافل شد، فاصله میان نرخ بازار آزاد و نرخ‌های رسمی و تجاری است.

در ۱۳ مهر، نرخ آزاد دلار حدود ۲۶۸.۸ هزار تومان و نرخ ثبت‌شده برای بازار تجاری حدود ۱۷۵.۸ هزار تومان گزارش شده است.

چنین شکافی تنها یک اختلاف عددی نیست. فاصله قابل توجه میان نرخ‌ها می‌تواند رفتار فعالان اقتصادی را تغییر دهد، انگیزه آربیتراژ ایجاد کند و بخشی از تقاضا را به سمت بازار آزاد سوق دهد.

تا زمانی که این شکاف بزرگ پابرجا باشد، مدیریت بازار ارز برای سیاست‌گذار پیچیده‌تر خواهد بود.

 ۲۷۰ هزار تومان؛ سقف تاریخی یا کف جدید؟

رفتار بازار در ۱۲ مهر هنوز پاسخ روشنی به این سؤال نداده است.

دلار تا ۲۷۲ هزار تومان بالا رفت، اما در پایان روز به ۲۶۸.۳ هزار تومان بازگشت. این عقب‌نشینی نشان می‌دهد که در محدوده ۲۷۰ هزار تومان هنوز عرضه و فروشنده وجود دارد و بازار موفق به تثبیت قدرتمند بالای این سطح نشده است.

اما از طرف دیگر، این افت نیز آن‌قدر عمیق نبوده که بتوان آن را نشانه تغییر روند دانست.

در نتیجه، ۲۷۰ هزار تومان اکنون بیش از یک عدد روانی، به یک آزمون تکنیکی و انتظاری برای بازار تبدیل شده است.

ماندگاری دلار بالای این محدوده می‌تواند به تدریج این تصور را تقویت کند که ۲۷۰ هزار تومان از سقف به کف جدید بازار تبدیل شده است. در مقابل، بازگشت معنادار قیمت به زیر محدوده ۲۶۵ هزار تومان و تثبیت در آن ناحیه می‌تواند نشانه تخلیه بخشی از جهش اخیر باشد.

این سطوح البته پیش‌بینی قطعی قیمت نیستند؛ بلکه نقاطی برای سنجش رفتار بازار در کوتاه‌مدت‌اند.

سه سناریو پیش روی دلار

سناریوی نخست؛ گشایش سیاسی

اگر در مذاکرات تهران و واشنگتن پیشرفت معناداری ایجاد شود و احتمال بازگشایی هرمز و بازگشت صادرات نفت افزایش یابد، احتمالاً نخستین واکنش بازار ارز، کاهش تقاضای احتیاطی خواهد بود.

در این حالت حتی پیش از آنکه ارز جدیدی واقعاً وارد اقتصاد شود، بخشی از حق بیمه سیاسی موجود در قیمت دلار حذف خواهد شد.

این مهم‌ترین مسیر برای اصلاح نرخ ارز است.

 سناریوی دوم؛ ادامه بلاتکلیفی

در این سناریو نه توافق مهمی شکل می‌گیرد و نه بحران به‌طور جدی تشدید می‌شود.

بانک مرکزی به عرضه ارز ادامه می‌دهد، اما تورم، رشد نقدینگی و نگرانی درباره درآمدهای نفتی همچنان پابرجاست.

نتیجه می‌تواند بازاری با نوسان شدید در سطوح بالا باشد؛ بازاری که در آن دلار الزاماً هر روز رکورد جدیدی نمی‌زند، اما تمایل صعودی خود را نیز از دست نمی‌دهد.

سناریوی سوم؛ تشدید بحران

در بدترین حالت، شکست مذاکرات، افزایش ناامنی در هرمز یا تشدید حملات به کشتی‌ها می‌تواند هم‌زمان دو فشار را به بازار ارز وارد کند: کاهش چشم‌انداز عرضه ارز و افزایش تقاضا برای پناهگاه‌های امن.

این همان ترکیبی است که بیشترین فشار را بر ریال وارد می‌کند.

در چنین شرایطی، حتی افزایش عرضه بانک مرکزی نیز ممکن است بیشتر نقش خریدن زمان را داشته باشد تا تغییر دادن روند.

انتهای مطلب

امتیاز بدهید

تلگرام تجارت امروز

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا