اسنپ بک ماشه ای است که به سمت اروپا کشیده می شود
مکانیسم ماشه یا همان اسنپ بک اهرمی بود برای فشار گروه 1+5 برای کنترل ایران؛ اما این روزها مشخص نیست اسلحهای که ماشه آن کشیده می شود به سمت ایران است یا اروپا!

امیر محمدی در یادداشتی اختصاصی برای تجارت امروز؛ با تغییرات جهان بعد از قرارداد موسوم به اقدام مشترک برجام در سال ۲۰۱۵ و پس از حملات اسرائیل به ایران و دفاع مسحکم جمهوری اسلامی از کشور غرب باز هم با همان داستان تکراری شروع به رجزخوانی کرد. سه کشور اروپایی انگلیس، فرانسه و آلمان با لحنی تهدیدآمیز صحبت از فعالسازی مکانیسم ماشه میکنند و این مهم بدون توجه به آن است که ماجرا کمی فرق کرده است. دیگر بحث فقط بر سر نقض تعهدات یا پیغامهای سیاسی نیست و اروپا در حال ورود به میدانی خطرناک است؛ تصمیمی که میتواند اوضاع را از کنترل خارج کند و همه چیز را به سمت یک بحران واقعی سوق دهد. ماشه یا اسنپ بک ممکن است روی جمجمه اروپا شلیک شود.
اروپاییها در شرایطی سخت گیر کردهاند. اگر بخواهند ماشه را بکشند باید آماده باشند که پلهای پشت سرشان با ایران را خراب کنند. چنین کاری میتواند واکنشهایی را از سوی تهران در پی داشته باشد که بعدها خودشان هم آرزو کنند کاش آن نامه را هیچوقت نفرستاده بودند. شاید خروج ایران از NPT فقط شروع ماجرا باشد.
اما از طرف دیگر اگر عقبنشینی کنند، یعنی پایان همه چیز برای آنها؛ یعنی پذیرفتند که توان اثربخش کردن حرفهایشان را ندارند. این کار بیشتر شبیه به اعتراف به ناتوانی است.
اگر اروپا تصور کرده که ایران با چند تهدید عقبنشینی میکند، احتمالاً شناخت درستی از طرف مقابل ندارد. مکانیسم ماشه اگر فعال شود، به احتمال قوی موجب میشود ایران محدودیتهایی را که تا حالا به دلایل سیاسی و نه فنی رعایت میکرده کنار بگذارد. توسعه برد موشکها افزایش همکاریهای نظامی با قدرتهای شرقی و حتی انتقال فناوری به متحدان منطقهای میتواند در دستور کار قرار گیرد.
اروپا خودش را در تیررس تصمیمهایی قرار میدهد که شاید سالها طول بکشد بتواند از تبعاتش بیرون بیاید.
با اسنپ بک در ظاهر فشار اقتصادی بر ایران بیشتر خواهد شد اما اگر دقیقتر نگاه کنیم بخشی از این فشار با مسیرهای غیررسمی و روابط رو به گسترش با چین و روسیه خنثی میشود جایی که ایران بیش از پیش به دنبال حذف دلار از چرخه اقتصادی خود می رود و کنترل روی آن سختتر از قبل خواهد شد.
در مقابل، اروپاییها بازار پرظرفیت ایران، منابع انرژی ارزان و حتی نیروی انسانی مستعد را از دست میدهند. همهچیز در نهایت به یک معادله ساده ختم میشود: زیان دوطرفه، اما با کفه سنگینتر در سمت اروپا.
اگر مکانیسم ماشه فعال شود، دیگر نمیتوان از اروپا به عنوان یک میانجی مستقل در پرونده ایران نام برد. نهفقط برای تهران، بلکه برای بسیاری دیگر در منطقه. اروپا از بازیگر بیطرف به یکی از اضلاع فشار تبدیل خواهد شد. این تغییر تصویر بیش از آنکه فقط نمادین باشد میتواند عواقب سیاسی بلندمدتی برای نقش اروپا در خاورمیانه داشته باشد.
اروپا در آستانه انتخابی است که شاید بیشتر از آنچه امروز به نظر میرسد هزینه داشته باشد. فعالسازی ماشه نه صلح میآورد، نه مذاکره را پیش میبرد و نه جایگاه اروپا را تثبیت میکند. در عوض یک میدان رقابت پرریسک را باز میکند که ممکن است تا سالها سایهاش بر روابط ایران و غرب باقی بماند.
انتهای مطلب






