
به گزارش تجارت امروز؛ محمدحسین واحدی ارشد اندیشه سیاسی و خانم دکتر هان جیان وی استاد دانشگاه دانشگاه مطالعات بینالمللی شانگهای در یادداشتی مشترک نوشتند:
جنگ ایران و اسرائیل به شیوهای آغاز شد که هم ایران و هم جهان را شوکه کرد. ایران در میانه مذاکرات بود که به نظر میرسید بمبی زیر میز مذاکره منفجر شده است. به نظر میرسد که در پشت این مذاکرات، انگیزههای پنهانی وجود داشته که صرفاً نمایشی برای فریب بوده است. دولت ترامپ همواره سختترین موضع را در سیاست خارجی خود نسبت به ایران حفظ کرده است. پس از ترور سردار سلیمانی، ایران تلاش کرد تا از بازگشت دولت ترامپ به قدرت جلوگیری کند. اما پس از ترور ترامپ—که برخی تحلیلگران آن را نمایشی میدانند—حامیان او افزایش یافتند و ایالات متحده بار دیگر به دست جمهوریخواهان سختگیر و پرو-اسرائیل افتاد.
ترامپ همیشه درباره یک نظم جدید در خاورمیانه صحبت کرده است، نظمی که منافع و موقعیت ایران را به خطر میاندازد. در این نظم جدید، ترامپ حتی قصد دارد حکومت ایران را سرنگون کند. موفقیت او در این زمینه برایش بسیار چالشبرانگیز خواهد بود، زیرا تخریب حکومت ایران به منابع و تلاشهای قابل توجهی از سوی ایالات متحده نیاز دارد. به عنوان مثال، در عملیات چکش نیمهشب، که تأسیسات هستهای ایران را هدف قرار داده بود، ۴۰۰۰ سرباز آمریکایی در این تهاجم مشارکت داشتند. تصور کنید برای نابودی کامل حکومت ایران به چه تعداد نیرو نیاز خواهد بود.
با توجه به شرایط دشوار و محدودیتهای سیستمهای دفاعی خود، ایالات متحده تلاش میکند تا با فعالسازی مکانیزم بازگشت سریع، ایران را تضعیف کند، مردم را به شورش در داخل ایران تحریک کند و در نهایت از اسرائیل بخواهد که حملات نظامی به منابع مالی و نظامی ایران انجام دهد. باور بر این است که به دلیل تحریمهای شدید، ایران نخواهد توانست زیرساختهای خود را در صورت حمله نظامی بازسازی کند.
ایالات متحده همچنان به تشدید تحریمها علیه ایران ادامه میدهد و به نفتکشهایی که به سمت چین میروند و همچنین به شرکتها و بندرهای چینی حمله میکند تا مهمترین شریان حیاتی ایران را قطع کند. در حال حاضر، ایران با بحرانهای شدید اقتصادی و معیشتی مواجه است، با تورم داخلی به طور مداوم بالا و افزایش قابل توجه هزینههای زندگی برای شهروندانش. شهرهای بزرگ ایران نیز با کمبود آب و قطع برق دست و پنجه نرم میکنند. در عین حال، ارتش ایران به شدت نسبت به حملات نظامی احتمالی از سوی ایالات متحده و اسرائیل هوشیار است. این وضعیت، موقعیت سیاسی ایران را در لحظهای بسیار بحرانی قرار داده است.
با این حال، ایران همزمان به دنبال دستیابی به پیشرفتهایی از طریق تلاشهای دیپلماتیک خود است. این کشور همچنان به تقویت هماهنگی استراتژیک با چین و روسیه ادامه میدهد و همچنین روابط خود را با کشورهای همسایه بهبود میبخشد. روابط ایران با کشورهای عرب خلیج فارس، مانند عربستان سعودی، همچنان در حال بهبود است، به ویژه با توجه به اینکه اسرائیل فاجعه در غزه را ادامه میدهد و وحدت بیشتری در میان جهان اسلام ایجاد میکند. پس از حمله اسرائیل به دوحه، کشورهای عربی نسبت به تعهدات امنیتی ایالات متحده بدبینتر شدهاند که به تحولی در نظم خاورمیانه منجر شده است. ملل منطقه به طور فزایندهای به دیپلماسی چندجانبه و سیاستهای مستقل برای حفاظت از امنیت ملی خود تکیه میکنند و دیگر ایران را به عنوان تهدید اصلی منطقهای نمیدانند. این مسأله به نوعی انزوای منطقهای ایران را کاهش داده است. ایران باید از فرصتی که از کاهش اعتبار و نفوذ ایالات متحده در خاورمیانه به وجود آمده، بهرهبرداری کند و به تقویت روابط خود با کشورهای همسایه ادامه دهد تا به یک پیشرفت در سطح منطقه دست یابد. به طور کلی، ایران ابتدا باید به بحرانهای شدید اقتصادی و معیشتی خود رسیدگی کند تا دستاوردهای دیپلماتیک را به منافع عینی تبدیل کند.
انتهای مطلب






