بین المللاخباراقتصاد کلان

 تاب‌آوری اقتصادی ایران در برابر محاصره آمریکا

پس از گذشت بیش از ۵۰ روز از بسته شدن تنگه هرمز و حدود ۲۵ روز از آغاز محاصره دریایی آمریکا، پاسخ به پرسش «کدام طرف تاب‌آوری اقتصادی بیشتری دارد» پیچیده‌تر از آن است که تحلیل‌های اولیه نشان می‌داد. داده‌های مستقل حاکی از آن است که هر دو طرف هزینه‌های سنگینی متحمل می‌شوند، اما مکانیسم‌های فشار و افق‌های زمانی متفاوتی دارند.

امیر محمدی برای تجارت امروز نوشت؛ ایران در کوتاه‌مدت تا میان‌مدت (۳ تا ۹ ماه) تاب‌آوری بیشتری نشان می‌دهد، اما آمریکا و اقتصاد جهانی در بلندمدت منابع و ابزارهای بیشتری برای مدیریت بحران دارند. کلید این نتیجه‌گیری، چهار عامل است: (۱) تداوم خروج نفتکش‌های ایرانی از محاصره، (۲) تغییر نظام پرداخت نفتی به یوان و روبل و دور زدن کامل سوییفت، (۳) تجربه ۴۵ ساله ایران در مدیریت تحریم‌ها و نهادینه شدن مکانیسم‌های بقا در سطح جامعه، و (۴) در مقابل، آسیب‌پذیری شدید نظام سیاسی آمریکا در برابر فشار قیمت بنزین و انتخابات میاندوره‌ای نوامبر ۲۰۲۶.

تاب‌آوری ایران: چهار ستون بقا

سال‌ها تحریم اقتصادی آستانه تحمل حاکمیت را بالا برده و سال‌ها تورم و رکود توامان مردم را سخت‌تر کرده است. ما به خوبی بلدیم در شرایط سخت چگونه رفتار و مدیریت رویداد را انجام دهیم. اما در ادامه به تفصیل برایتان می‌گویم که صادرات نفت ایران توقف ناپذیر است.

تداوم صادرات نفت؛ محاصره نشت‌ناپذیر نیست

برخلاف ادعای مقامات آمریکایی مبنی بر عدم خروج نفت از بنادر ایران، داده‌های شرکت‌های ردیابی مستقل تصویر متفاوتی را نشان می‌دهد.

بر اساس گزارش خبرگزاری گلف‌نیوز در ۲۷ آوریل ۲۰۲۶، ردیاب‌های نفتکش گزارش داده‌اند که تهران حداقل ۴.۶ میلیون بشکه نفت خام به ارزش نزدیک به ۴۰۰ میلیون دلار را در روزهای اخیر در پایانه‌های صادراتی خود بارگیری کرده است و حدود چهار میلیون بشکه دیگر نیز به نظر می‌رسد از خط محاصره عبور کرده است. سرویس ردیابی TankerTrackers.com نیز در تاریخ ۲۷ آوریل گزارش داد که حداقل دو نفتکش حامل حدود چهار میلیون بشکه نفت خام ایران در ۲۴ آوریل از تنگه خارج شده و به سمت آسیا حرکت کرده‌اند.

آمار ۱۸ آوریل نیز نشان می‌دهد که سه نفتکش ایرانی با مجموع حامل حدود پنج میلیون بشکه نفت پس از بارگیری در جزیره خارگ، از تنگه هرمز عبور کرده‌اند. اولین حرکت نفتکش‌های بارگیری‌شده از ۱۰ آوریل تا آن تاریخ. همچنین در ۲۴ ساعت منتهی به ۱۶ آوریل، حداقل ۱۱ فروند کشتی از تنگه هرمز عبور کرده‌اند و ایران حدود ۹ میلیون بشکه نفت خام از ذخایر شناور خود در دریای عمان صادر کرده است.

تخمین تحلیلی: صادرات نفت ایران نسبت به دوره پیش از جنگ (حدود ۱.۷ میلیون بشکه در روز) کاهش شدیدی داشته – احتمالاً بین ۶۰ تا ۸۰ درصد – اما به صفر نرسیده است. ادامه این جریان، حتی با شدت کاهش‌یافته، افق زمانی توقف تولید نفت ایران را حداقل دو تا سه برابر برآوردهای اولیه (که ۲ تا ۳ هفته پیش‌بینی می‌شد) افزایش می‌دهد.

تغییر نظام پرداخت؛ پایان انحصار دلار

دومین عامل کلیدی تاب‌آوری ایران، خروج کامل از نظام مالی دلاری و جایگزینی آن با یوان و روبل است. چین که بزرگ‌ترین خریدار نفت دریایی ایران است، قیمت خرید نفت ایران را در حساب‌های تحت کنترل” در بانک‌های کوچک چینی نگهداری می‌کند که از تجارت دلاری جدا شده‌اند.

علاوه بر این، چین سیستم CIPS (Cross-Border Interbank Payment System) خود را توسعه داده است که پرداخت‌ها را با یوان تسویه می‌کند. در مارس ۲۰۲۶، همزمان با شعله‌ور شدن جنگ، CIPS رکورد میانگین حجم روزانه ۹۲۱ میلیارد یوان (۱۳۵ میلیارد دلار) را ثبت کرد. جهشی حدود ۵۰ درصدی نسبت به ماه قبل. این سیستم عملاً جایگزین سوییفت شده و امکان ادامه تجارت نفتی ایران با چین را بدون دخالت نظام مالی غرب فراهم کرده است.

تأثیر بر تاب‌آوری: ایران بدون نیاز به دریافت دلار، مستقیماً با یوان می‌تواند کالاهای اساسی (مواد غذایی، دارو، ماشین‌آلات) را از چین وارد کند. طبق گزارش مرکز تحقیقات آتلانتیک در ۱۰ آوریل، حجم معاملات یوانی ایران در ماه مارس به ۱۲.۵ میلیارد یوان (حدود ۱.۸ میلیارد دلار) رسیده است. رقمی که بخش قابل توجهی از نیازهای وارداتی ایران را پوشش می‌دهد. این تغییر ساختاری برخلاف تحریم‌های پیشین که ایران را از دریافت پول نفت خود محروم می‌کرد، امکان ادامه مدیریت اقتصاد را فراهم آورده است.

اقتصاد مقاومتی و تجربه تاریخی؛ مکانیسم‌های بقای نهادینه‌شده

سومین عامل، نه یک رویداد جدید، بلکه یک ویژگی ساختاری جامعه ایران است: ۴۵ سال تجربه مدیریت تحریم، تورم مزمن، کمبودهای دوره‌ای و جنگ. این تجربه سه لایه مکانیسم‌بقا ایجاد کرده است: در سطح خانوار (ذخیره کالاهای اساسی، تغییر الگوی مصرف، شبکه‌های غیررسمی ارز و کالا)، در سطح دولت (مدیریت یارانه‌ها، کنترل بازار، استفاده از ذخایر استراتژیک وارداتی)، و در سطح اقتصاد کلان  (اقتصاد پنهان، نهادهای مالی موازی، وابستگی متقابل با شرکای غیرغربی).

مشاهدات میدانی در ایران – از جمله گزارش کاربران – نشان می‌دهد که با وجود گرانی شدید، **کالاهای اساسی نایاب نشده‌اند.** این وضعیت، اگرچه از نظر معیشتی بسیار دشوار است، اما با سناریوی «قحطی و فروپاشی کامل زنجیره تأمین» که برخی تحلیل‌های اولیه پیش‌بینی می‌کردند، فاصله دارد.

 فشار داخلی؛ آستانه تحمل بالا اما نه نامحدود

نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که نارضایتی در ایران از وضعیت اقتصادی به شدت در حال افزایش است. بر اساس گزارش‌های مؤسسه گالوپ که در ۲۴ آوریل منتشر شد، ۸۲ درصد پاسخ‌دهندگان ایرانی وضعیت اقتصادی را «بسیار بد» ارزیابی کرده‌اند – بالاترین رقم ثبت‌شده در تاریخ معاصر ایران.

با این حال، نکته تعیین‌کننده این است که در نظام سیاسی ایران، برخلاف آمریکا، مکانیسم تبدیل فشار اقتصادی به تغییر سیاست مانند صندوق رأی بسیار کند عمل می‌کند. حوادث پیش آمد کرده در گذشته به مردم نشان داده است که خیابان نقطه‌ای است که دشمن از آن شکست می‌خورد. در کنار این موضوع حافظه تاریخی دنیا نشان می‌دهد که ایرانیان هیچ گاه در مقابل متجاوز سر تعظیم فرو نیاورند. بنابراین، «آستانه تحمل» جامعه ایران هرچند ناعادلانه و نابرابر به طور سیستماتیک بالاتر از جوامع غربی است.

 آسیب‌پذیری‌های آمریکا بسیار بیشتر از ایران

وضعیت در بازارهای جهانی و فشار بر اقتصاد دنیا به خاطر جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه میهن عزیزمان ایران ترامپ را تحت فشارهای زیادی قرار داده تا جنگ را پایان دهد. از سوی دیگر ایران نیز تحت فشارهایی است اما نه به شدت ایالات متحده ولی در حال حاضر افزایش قیمت برخی اقلام نشان دهنده شروع این فشارهای اقتصادی است.

قیمت بنزین و فشار بر بودجه خانوار

در طرف مقابل، آمریکا با یک شوک کاملاً متفاوت مواجه است. مزیت اقتصادی آمریکا (جی‌دی‌پی ۳۰ تریلیون دلاری، رشد ۲.۵ درصدی در سه‌ماهه اول) در برابر واقعیت ساده اما ویرانگر انتخاباتی کمرنگ می‌شود: **قیمت بنزین به بالاترین سطح از ۲۰۲۲ رسیده است.**

میانگین قیمت بنزین در آمریکا در روز ۱ مه به ۴.۳۰ دلار در هر گالن رسید – در مقایسه با ۲.۹۸ دلار پیش از شروع جنگ در فوریه ۲۰۲۶، یعنی افزایشی ۴۴ درصدی. تا ۵ مه، قیمت به ۴.۴۵ دلار افزایش یافت و در کالیفرنیا از ۶ دلار عبور کرد. خزانه‌دار آمریکا اسکات بسنت در همین تاریخ وعده داد که «کمک در راه است» اما قیمت همچنان به ۴.۴۶ دلار افزایش یافته بود.

کارشناسان هشدار می‌دهند که در صورت باز نشدن تنگه هرمز تا چند هفته آینده، قیمت بنزین از ۵ دلار عبور خواهد کرد. رقمی که پیش‌بینی می‌شود به طور قابل توجهی هزینه‌های مصرف‌کننده را افزایش دهد و فشار را بر سیاست‌گذاران دوچندان کند. یک اقتصاددان در تاریخ ۵ مه هشدار داد که قیمت ۵.۱۰ دلار یا بالاتر به معنای کاهش ۲ تا ۳ درصدی سفرهای جاده‌ای و تأثیر مستقیم بر صنعت رستوران‌داری خواهد بود.

فشار سیاسی؛ سقوط محبوبیت و انتخابات میاندوره‌ای

قیمت بنزین در آمریکا فقط یک شاخص اقتصادی نیست – **مستقیماً به صندوق رأی گره خورده است.** نظرسنجی مشترک **واشنگتن پست، ای‌بی‌سی نیوز و ایپسوس** در تاریخ ۲۸ آوریل نشان داد که **حمایت از نحوه مدیریت جنگ ایران توسط ترامپ فقط ۳۳ درصد است و مخالفت ۶۶ درصد**. بر اساس نظرسنجی دیگری، مخالفت با سیاست ایران‌ترامپ به **۶۶ درصد** رسیده و حمایت به **۳۳ درصد** کاهش یافته است، در حالی که محبوبیت کلی اقتصادی ترامپ ۷ درصد و در حوزه تورم ۵ درصد کاهش نشان می‌دهد.

حتی خود ترامپ نیز در تاریخ ۴ مه این اعداد را «جعل شده» خوانده و گفته «اصلاً از جنگ خوشم نمی‌آید». اما صرف‌نظر از صحت آمار، روند نزولی محبوبیت و نزدیکی انتخابات میاندوره‌ای (نوامبر ۲۰۲۶)، **تنها شش ماه با رای‌گیری فاصله دارد**، فشار فزاینده‌ای بر کاخ سفید ایجاد کرده است.

یک مقام ارشد وزارت خزانه‌داری آمریکا که خواست نامش فاش نشود، به رویترز گفت: «اگر قیمت بنزین تا ژوئن بالای ۴.۵۰ دلار بماند، جمهوری‌خواهان برای حفظ کنگره در موقعیت بسیار دشواری قرار خواهند گرفت.»

تداوم فشار بر بازارهای جهانی

بسته شدن تنگه هرمز و محاصره ایران نه تنها بر بنزین، بلکه بر کل اقتصاد جهانی تأثیر گذاشته است. قیمت نفت برنت از فوریه تا اوایل مه ۲۰۲۶ از حدود ۷۲ دلار به بالای ۱۱۰ دلار در هر بشکه رسیده است.

بانک جهانی در گزارش چشم‌انداز بازار کالا در ۲۸ آوریل پیش‌بینی کرد که در صورت ادامه جنگ، قیمت نفت برنت می‌تواند در سال ۲۰۲۶ به ۱۱۵ دلار در هر بشکه برسد که نسبت به پیش‌بینی قبلی آن بانک ۲۶ دلار افزایش داشته است. طبق سناریوی خوش‌بینانه فرض می‌شود اختلالات عرضه در ماه می پایان یابد و ترافیک تنگه هرمز تا پایان سال به سطح پیش از جنگ بازگردد. اما در صورت وخامت اوضاع یا طولانی شدن اختلالات، میانگین قیمت برنت در ۲۰۲۶ می‌تواند بین ۹۵ تا ۱۱۵ دلار باشد.

تحلیل مقایسه‌ای: دو بازی متفاوت

مؤلفه کلیدی ایران آمریکا
مکانیسم اصلی فشار قطع درآمد ارزی، تورم، کمبود کالا قیمت بنزین، فشار بر بودجه خانواده، افزایش نرخ بهره
وضعیت فعلی فشار تورم ~۷۰٪، کاهش ۶۰-۸۰٪ صادرات نفت، ذخایر ارزی در حال کاهش بنزین ۴.۴۵ دلار (+۴۴٪)، محبوبیت ترامپ ~۳۳٪
قدرت مانور دولت بالا؛ سرکوب داخلی، کنترل اطلاعات، یارانه هدفمند پایین؛ انتخابات آزاد، رسانه‌های مستقل، رأی‌دهندگان نوسانی
کانال‌های جایگزین تأمین مالی فروش نفت به یوان به چین؛ معاملات پایاپای با روسیه؛ ذخایر ارزی نزد چین~۱۸۰ میلیارد یوان ذخایر استراتژیک نفت (آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه توسط IEA)؛ افزایش تولید شیل
محدودیت اصلی رهبری سقوط کامل ارزش پول در صورت تداوم بحران انتخابات میاندوره‌ای نوامبر ۲۰۲۶ (۶ ماه دیگر)
افق زمانی بحرانی ۳ تا ۶ ماه (پر شدن کامل ذخایر استراتژیک، کاهش شدید توان واردات) ۲ تا ۳ ماه (عبور قیمت بنزین از ۵ دلار و تأثیر بر رأی‌دهندگان تابستان)

یافته‌های کلیدی و نتیجه‌گیری نهایی

بر اساس تمام داده‌های بررسی‌شده و با در نظر گرفتن مصالحه میان داده‌های متناقض محاصره، چهار یافته مهم به دست می‌آید:

 صادرات نفت ایران متوقف نشده است

ادعای مقامات آمریکایی مبنی بر «خروج هیچ نفتکش بارگیریشده از بنادر ایران» در تضاد با داده‌های چندین ردیاب مستقل و بین‌المللی نفتکش هاست. برآوردهای محافظه‌کارانه نشان می‌دهد صادرات نفت ایران در هفته‌های اخیر حداقل چند میلیون بشکه بوده است. این به معنای ادامه جریان درآمد ارزی، هرچند بسیار کاهش‌یافته، است.

نظام پرداخت یوانی یک تغییر ساختاری است

تغییر نظام پرداخت نفت ایران از دلار به یوان از طریق سیستم CIPS، برخلاف تحریم‌های پیشین که ایران را از دریافت پول نفت خود محروم می‌کرد، به ایران امکان می‌دهد بدون نیاز به دلار، مستقیماً کالاهای اساسی مورد نیاز خود را از چین تأمین کند. این تغییر ساختاری یکی از مهم‌ترین عوامل افزایش تاب‌آوری ایران در مقایسه با دوره‌های پیشین تحریم است.

 آستانه تحمل ایران بالاتر از برآوردهای اولیه است

تجربه ۴۵ ساله ایران در مدیریت تحریم‌ها، تورم مزمن و کمبودهای دوره‌ای، مکانیسم‌های بقایی در سطح جامعه ایجاد کرده است که تحلیل‌های صرفاً کمّی آن را نادیده می‌گیرند. مشاهده میدانی در ایران نشان می‌دهد که با وجود افزایش شدید قیمت‌ها، کالاهای اساسی به طور کامل نایاب نشده‌اند. این وضعیت، تاب‌آوری جامعه را بالاتر از برآوردهای اولیه قرار می‌دهد.

 فشار سیاسی در آمریکا بسیار سریع‌تر عمل می‌کند

در حالی که ایران تواناییتحمل فشار و حمایت داخلی به دلیل شرایط جنگی را دارد، آمریکا یک نظام انتخاباتی با انتخابات میاندوره‌ای تنها شش ماه دیگر و افزایش قیمت بنزین که مستقیماً بر رأی‌دهندگان تأثیر می‌گذارد. مکانیسم تبدیل فشار اقتصادی به تغییر سیاست در آمریکا بسیار سریع و مستقیم است – چیزی که ایران از آن بی‌بهره است.

 پیش‌بینی نهایی و توصیه‌های تحلیلی

با ترکیب تمام عوامل فوق، پاسخ به سؤال اصلی به شرح زیر است:

در کوتاه‌مدت (۳ تا ۶ ماه): تاب‌آوری ایران بیشتر است. دلایل: تداوم جریان صادرات نفت (حتی با شدت کاهش‌یافته)، تغییر نظام پرداخت به یوان و دور زدن سوییفت، مکانیسم‌های بقای نهادینه‌شده در جامعه، و فقدان مکانیسم فوری برای تبدیل فشار اقتصادی به تغییر سیاست در نظام سیاسی ایران. در مقابل، آمریکا با قیمت بنزین ۴.۵ دلار و نزدیک به آستانه روانی ۵ دلار – که به طور مستقیم بر رأی‌دهندگان تأثیر می‌گذارد – در موقعیت شکننده‌تری قرار دارد.

در میان‌مدت تا بلندمدت (۹ ماه و بیشتر): آمریکا و اقتصاد جهانی منابع بیشتری برای مدیریت بحران دارند. دلایل: توانایی آمریکا در افزایش تولید نفت شیل، آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت (۴۰۰ میلیون بشکه)، انعطاف‌پذیری بیشتر اقتصاد آمریکا، و قدرت نظامی برای بازگشایی اجباری تنگه در صورت لزوم (هرچند با هزینه‌های سنگین). اما باید توجه داشت که پیروزی نهایی هیچ‌کدام از طرفین قطعی نیست – این یک بازی فرسایشی است که هر دو طرف را هزینه‌های سنگینی متحمل می‌کند.

سناریوی محتمل: مذاکرات غیرمستقیم بین ایران و آمریکا در اواخر این ماه آغاز می‌شود، با محوریت:
– کاهش تدریجی محاصره ایران در ازای توقف بسته شدن تنگه هرمز و پذیرش محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای ایران (مشابه برجام اما با شروط سخت‌گیرانه‌تر).
– به رسمیت شناختن ضمنی حق ایران برای صادرات نفت به چین و روسیه با نظام پرداخت یوان/روبل، بدون دخالت در نظام مالی غرب.
– توقف حملات هوایی متقابل و بازگشت به وضعیت «نه جنگ، نه صلح» که تا پیش از ماه فوریه میلادی حاکم بود.

نتیجه نهایی: داده‌های مستقل بررسی‌شده و تحلیل تطبیقی نشان می‌دهد که عبارت «هیچ‌کدام پیروز نمی‌شوند، اما یک طرف زودتر به میز مذاکره بازمی‌گردد» به واقعیت نزدیک‌تر است. احتمال اینکه آمریکا به دلیل فشار داخلی و انتخابات زودتر از ایران به دنبال راه‌حل دیپلماتیک باشد، بیشتر از احتمال تسلیم اقتصادی ایران در کوتاه‌مدت است.

انتهای مطلب

امتیاز بدهید

تلگرام تجارت امروز

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا