چین شریک راهبردی ایران است، نه متحد نظامی / چرا نباید انتظار حمایت به سبک آمریکا از پکن داشت؟
یک کارشناس مسائل چین با تشریح ابعاد روابط تهران و پکن، تأکید کرد که سیاست خارجی چین بر پایه «مشارکت بدون تعهد» است و نباید انتظار داشت این کشور همانند آمریکا از متحدان خود حمایت نظامی مستقیم کند. به گفته وی، میزان حمایت چین از ایران تابع جایگاه ایران در زنجیره ارزش و منافع راهبردی پکن است.

به گزارش تجارت امروز؛ روابط ایران و چین همواره یکی از مهمترین موضوعات سیاست خارجی ایران بوده است. با افزایش تنشهای منطقهای و تشدید رقابت قدرتهای بزرگ، این پرسش بیش از گذشته مطرح میشود که چین تا چه اندازه حاضر است در کنار ایران بایستد و آیا میتوان از پکن انتظار حمایتهایی مشابه آنچه آمریکا از متحدان خود انجام میدهد، داشت؟
از سوی دیگر، آمریکا همواره چین و ایران را به نقض حقوق بشر متهم میکند؛ موضوعی که همزمان با افزایش انتقادها از عملکرد نهادهای مهاجرتی آمریکا، به یکی از محورهای اصلی رقابت سیاسی میان قدرتهای جهانی تبدیل شده است.
در گفتوگوی محمد حسین واحدی با فاطمه قنواتی، این موضوعات از منظر سیاست خارجی چین و مناسبات تهران پکن بررسی شده است.
آمریکا همواره چین و ایران را به نقض حقوق بشر متهم میکند، اما منتقدان معتقدند خود این کشور نیز در حوزه حقوق بشر با چالشهای جدی روبهروست. این تناقض را چگونه ارزیابی میکنید؟
این موضوع یکی از مهمترین انتقادهایی است که طی سالهای اخیر نسبت به سیاست خارجی آمریکا مطرح شده است. واشنگتن در گزارشهای سالانه خود، چین، ایران و بسیاری از کشورهای دیگر را به نقض حقوق بشر متهم میکند، اما در داخل آمریکا نیز گزارشهای متعددی درباره عملکرد نهادهای امنیتی و مهاجرتی منتشر شده است.
برای نمونه، عملکرد اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) همواره با انتقاد نهادهای حقوق بشری همراه بوده است. گزارشهایی درباره استفاده از زور، بازداشتهای گسترده، شرایط نامناسب برخی مراکز نگهداری مهاجران، مرگ تعدادی از بازداشتشدگان و برخورد با پناهجویان منتشر شده که واکنش سازمانهای بینالمللی را نیز به دنبال داشته است.
منتقدان معتقدند آمریکا در حالی دیگر کشورها را با استانداردهای سختگیرانه ارزیابی میکند که نسبت به برخی مشکلات داخلی خود رویکردی متفاوت دارد. همچنین از نگاه بسیاری از تحلیلگران، حقوق بشر در سیاست خارجی آمریکا علاوه بر جنبههای انسانی، ابعاد سیاسی و ژئوپلیتیکی نیز پیدا کرده و گاهی به ابزاری برای اعمال فشار بر رقبا تبدیل میشود.
از سوی دیگر، چین نیز نگاه متفاوتی به مفهوم حقوق بشر دارد و معتقد است علاوه بر حقوق مدنی و سیاسی، حقوقی مانند توسعه اقتصادی، امنیت، رفاه و معیشت نیز بخشی از حقوق بشر محسوب میشوند؛ موضوعی که از نگاه پکن در ارزیابیهای غرب کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
با توجه به تحولات منطقه، چین چه جایگاهی برای ایران در سیاست خارجی خود قائل است؟
برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید نقش و جایگاهی را که چین برای خود در نظام بینالملل تعریف کرده، بشناسیم و سپس بررسی کنیم که ایران تا چه اندازه در این راهبرد جای میگیرد.
روابط چین با کشورهای غرب آسیا عمدتاً در قالب «مشارکت جامع راهبردی» تعریف میشود. این مشارکت سه بعد اصلی دارد؛ سیاسی، اقتصادی و امنیتی.
در حوزه سیاسی، چین بیش از هر چیز از ظرفیت نهادهای چندجانبه استفاده میکند. همکاری با اتحادیه عرب، شورای همکاری خلیج فارس، نشست همکاری اقتصادی چین و کشورهای عربی و سازمان همکاری اسلامی در همین چارچوب قابل تحلیل است.
همین رویکرد سبب میشود که گاهی در بیانیههای مشترک چین با کشورهای عربی، موضوعاتی مطرح شود که در داخل ایران واکنشهایی را به همراه داشته باشد؛ زیرا پکن تلاش میکند همزمان روابط خود را با تمامی بازیگران منطقه حفظ کند.
جایگاه اقتصادی ایران در راهبرد چین چگونه است؟
سه موضوع در این زمینه اهمیت دارد.
نخست انرژی است. در دهه ۱۳۸۰ و اوایل دهه ۱۳۹۰، ایران بخش قابل توجهی از نفت مورد نیاز چین را تأمین میکرد؛ اما با اجرای سیاست تنوعبخشی به منابع انرژی، سهم ایران به میزان قابل توجهی کاهش یافته است.
به همین دلیل این تصور که اقتصاد چین به نفت ایران وابسته است، با واقعیتهای آماری امروز همخوانی ندارد.
دومین محور، طرح کمربند و جاده است. چین در این پروژه به دنبال سرمایهگذاری مشترک، توسعه زیرساختها و اتصال اقتصادی کشورهای مختلف است. با توجه به محدودیتهای سرمایهگذاری و تحریمها، ایران هنوز نتوانسته سهم قابل توجهی از این زنجیره ارزش را به خود اختصاص دهد.
محور سوم نیز فناوری است. چین در سالهای اخیر سرمایهگذاریهای گستردهای در صنایع دانشبنیان، هوش مصنوعی، نیمههادیها و فناوریهای پیشرفته انجام داده است؛ حوزهای که تاکنون همکاری ایران و چین در آن محدود بوده است.
بنابراین تا زمانی که ایران نتواند جایگاه اقتصادی پررنگتری در زنجیره ارزش چین پیدا کند، نباید انتظار داشت پکن در منازعات منطقهای به شکل گسترده وارد عمل شود.
برخی انتظار دارند چین همانند آمریکا از ایران حمایت کند. آیا این انتظار واقعبینانه است؟
به هیچ وجه.
اصلاً نباید مدل سیاست خارجی آمریکا را با چین مقایسه کرد.
حتی در روابط چین و روسیه که یکی از نزدیکترین شرکای راهبردی پکن محسوب میشود، چین هیچگاه وارد حمایت نظامی مستقیم در جنگ اوکراین نشد.
چینیها خودشان این مدل را «مشارکت بر پایه عدم تعهد» مینامند.
بنابراین اگر کسی انتظار داشته باشد چین همانند آمریکا برای ایران وارد جنگ شود یا حمایت نظامی آشکار انجام دهد، دچار خطای محاسباتی شده است.
با وجود این محدودیتها، چین طی ماههای اخیر چه حمایتهایی از ایران انجام داده است؟
حمایتهای چین را میتوان در سه بخش بررسی کرد.
نخست حوزه دیپلماتیک است. پکن در موضوعات مرتبط با پرونده هستهای ایران، از جمله در همکاری با روسیه، تلاش کرده از تشدید فشارهای بینالمللی جلوگیری کند و بارها بر حلوفصل سیاسی اختلافات تأکید کرده است. همچنین مقامات چینی در جریان درگیریهای اخیر منطقه، نقض حاکمیت ملی ایران را محکوم کردند.
بخش دوم، همکاریهای فنی و دفاعی است. سیاست سنتی چین ورود مستقیم به جنگها نیست، اما در برخی حوزههای فناوری، زیرساختی و دفاعی همکاریهایی با ایران داشته است. در رسانههای بینالمللی نیز گزارشهایی درباره احتمال گسترش همکاریهای دفاعی میان تهران و پکن منتشر شده، هرچند بخش قابل توجهی از این گزارشها هنوز به صورت رسمی تأیید نشدهاند.
سومین حوزه نیز رسانه است. رسانههای رسمی چین مانند شینهوا، CCTV و CGTN در پوشش تحولات منطقه، رویکردی انتقادی نسبت به آمریکا و اسرائیل داشتهاند و تلاش کردهاند روایت متفاوتی از تحولات ارائه دهند.
سخن پایانی
در مجموع باید توجه داشت که روابط ایران و چین بر پایه منافع متقابل تعریف شده است، نه اتحاد نظامی. هرچه سهم ایران در اقتصاد، فناوری و زنجیره ارزش چین افزایش یابد، ظرفیت همکاریهای راهبردی دو کشور نیز بیشتر خواهد شد. اما انتظار حمایتهایی مشابه الگوی روابط آمریکا با متحدانش، با واقعیت سیاست خارجی چین سازگار نیست.
انتهای مطلب






