رکود تورمی چیست؟ علل، پیامدها و راهکارهای مقابله
رکود تورمی زمانی است که قیمتها بالا میرود اما اقتصاد رشد نمیکند و مردم فشار مالی بیشتری را تجربه میکنند.

رکود تورمی چیست؟ تصور کنید قیمتها روزبهروز بالا میرود اما همزمان اقتصاد خوابیده و فرصتهای شغلی کم شدهاند؛ این ترکیب عجیب و چالشبرانگیز، همان چیزی است که به آن «رکود تورمی» میگویند. رکود تورمی وضعیتی است که اقتصاد را در تله تورم بالا و رشد کم گرفتار میکند و زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار میدهد. در این مطلب از تجارت امروز با دلایل به وجود آمدن رکود تورمی، پیامدهای آن و راهکارهایی که میتوان برای مقابله با آن به کار برد، آشنا میشویم تا بتوانیم تصویر روشنی از این چالش اقتصادی مهم داشته باشیم.
رکود تورمی چیست و چگونه بهوجود میآید؟

به زبان ساده و به گفته دیوید ویلکاکس، اقتصاددان ارشد موسسه پترسون و موسسه اقتصاد بلومبرگ: «رکود تورمی، بهطور کلی اقتصاد کلانی را توصیف میکند که خیلی عملکرد خوبی ندارد». اگر بخواهیم علت این عملکرد بد را ریشهیابی کنیم، در ابتدا به تورم مداومی میرسیم که نهتنها باعث رشد اقتصادی نمیشود، بلکه سرعت رشد اقتصادی را کاهش میدهد و این رشد کُند در نهایت باعث افزایش بیکاری میشود. لازم بهذکر است، در مقاله «آشنایی با تورم» میتوانید اطلاعات کافی در ارتباط با پدیده تورم را بهدست آورید.
در ادامه تعریف مفهوم رکود تورمی باید معنای رکود اقتصادی را بررسی کنیم. در این خصوص میتوان گفت اقتصاد راکد یعنی تولید ناخالص داخلی(GDP) رو به کاهش است یا رشد بسیار کندی دارد. نتیجه این رکود اقتصادی، افزایش بیکاری است؛ چرا که بنگاههای اقتصادی بهمنظور صرفهجویی، اقدام به تعدیل نیروهای خود میکنند. این کار در نهایت، قدرت خرید مصرفکنندگان را کاهش میدهد که همین مساله مجدداً منجر به کُندتر شدن رشد اقتصادی میشود.
در چنین شرایطی انتظارات مردم و مصرفکنندهها نسبت به آینده و بهدنبال آن رفتار اقتصادی که اتخاذ میکنند نیز نقش تعیینکنندهای دارد. هنگامی که انتظارات تورمی در اقتصادی بالا برود، بدین معنی است که مصرفکنندگان انتظار تورم بالاتری را در آینده داشته باشند. با چنین انتظاراتی، رفتار مصرفکنندگان هم باعث بهوجود آمدن آن تورم خواهد شد.
ریشه شکلگیری رکود تورمی

آمریکا پس از جنگ جهانی دوم و از سال ۱۹۵۸ تا ۱۹۷۳، یک دوره رونق اقتصادی فزاینده را تجربه کرد. تولید ناخالص سالانه کشورهای غربی در این دوره بهطور متوسط سالانه ۵ درصد رشد داشت که همین مساله باعث افزایش آهسته و مداوم قیمتها در این کشورها شد. سیاستهای پولی بانک مرکزی آمریکا در دوران رونق یعنی اواخر دهههای ۵۰ و ۶۰، مبتنی بر کاهش بیکاری به هر قیمتی بود.
دولت در این دوره بهشدت به رابطه معکوس بین بیکاری و تورم معتقد بود و به همین دلیل، سعی داشت با بالا بردن تقاضای محصولات و خدمات، موجب کاهش بیکاری شود. در این نقطه، بالا بردن تورم، تنها راه برقراری تعادل بود؛ اما بانک مرکزی با اشتباه خود، اقدام به چاپ پول برای افزایش تقاضا کرد که در نهایت این امر موجب بالا رفتن سطح قیمتها شد. در نظر داشته باشید مجموعه اقداماتی که بانک مرکزی برای دستیابی به اهدافی از جمله کنترل نرخ تورم انجام میدهد، با عنوان سیاست پولی شناخته میشود.
از اینجا بود که کارگران توقع داشتند دستمزدهای آنان نیز متناسب با تورم افزایش پیدا کند که البته کارفرمایان نیز تا حدی دستمزدها را افزایش دادند. از نقطهای به بعد، سرعت رشد تورم از افزایش دستمزدها بیشتر شد و کارگران دیگر تمایلی به شغلهای کم درآمد نداشتند؛ بنابراین میزان بیکاری حتی با افزایش تورم نیز افزایش یافت و اقتصاد دچار شرایط پیچیده و ناشناختهای به نام رکود تورمی شد.
میتوان گفت وقوع این وضعیت بهطور کامل هم غیرقابل پیشبینی نبود و میلتون فریدمن، یکی از اولین افرادی بود که رکود تورمی دهه ۷۰ میلادی را پیشبینی کرد. فریدمن، متوجه قدرت بانک مرکزی در کاهش و افزایش تورم شده بود و پی برده بود تورم زمانی اتفاق میافتد که بانک مرکزی پول زیادی را وارد گردش اقتصاد کند. او معتقد بود «پول بیش از حد، نادر شدن کالاها را در پی دارد.»
چرا رکود تورمی اتفاق میافتد؟

فرضیات مختلفی درباره علت بهوجود آمدن رکود تورمی در یک اقتصاد وجود دارد؛ اما هنوز کسی علت دقیق و واحدی برای آن ارائه نداده است؛. عده ای علت این پدیده را شوکهای عرضه (supply shocks) میدانند و عدهای دیگر عرضه زیاد پول را علت اتفاق افتادن چنین وضعیتی معرفی میکنند. جالب است بدانید حتی افرادی، تخصیص امکانات زیاد رفاهی به مردم که باعث بیانگیزه شدن آنها برای کار کردن میشود را علت این امر میدانند. در هر صورت، راه رویارویی با رکود تورمی نیز مانند علت بهوجود آمدن آن کاملا مشخص نیست؛ اما اگر این شرایط را ریسکی برای منابع مالیمان در نظر بگیریم، باید به دنبال کاهش این ریسک از راههای مرسوم برای کاهش ریسک استفاده کنیم.
راههای مقابله با رکود تورمی
یکی از شناخته شدهترین راهکارهای مقابله با رکود تورمی تنوع بخشیدن به گزینههای سرمایهگذاری است. برای مثال اگر شما نسبت به دریافت کد بورسی آنلاین اقدام کردهاید و قصد دارید در بورس سرمایهگذاری کنید، بهتر است برای تنوع بخشیدن به پورتفوی سرمایهگذاری خود، از خدمات سبدگردانی در بورس استفاده کنید.
در فرایند سبدگردانی، مدیریت سرمایهتان را به کارشناسانی میسپارید که بهصورت اختصاصی برای شما سرمایهگذاری میکنند. شرکت سبدگردان با تشکیل سبدی از انواع داراییها شامل اوراق، صندوق سرمایه گذاری و سهام شرکتهای فعال در صنایع مختلف، ریسک سرمایهگذاریتان را کاهش میدهد.
در صورتی که بهدنبال گزینه سرمایهگذاری بدون ریسک هستید و تمایل دارید در شرایط رکود تورمی ارزش پول خود را حفظ کنید، میتوانید از صندوق با درآمد ثابت استفاده کنید تا از سود ثابت و روزشمار، بدون ریسک و با نقدشوندگی بالا که این صندوقها به شما ارائه میدهند، بهرهمند شوید. در هر صورت، بیکار بودن پول شما و صرفا پسانداز آن در چنین شرایطی آخرین گزینهای است که باید به آن فکر کنید؛ چرا که در این صورت، با توجه به تورم مداوم و فزاینده، ارزش پول شما به مرور کاهش مییابد.
تفاوت رکود تورمی (stagflation) و رکود اقتصادی (recession)
تفاوت اصلی بین رکود تورمی و رکود اقتصادی در تولید و تورم است:
- در رکود تورمی، تولید ثابت میماند یا کاهش مییابد، در حالی که در رکود اقتصادی، تولید بهشدت افت میکند.
- این نوع رکود همراه با افزایش تورم است، اما رکود اقتصادی معمولاً تورم را کاهش داده و باعث افت قیمت کالاها و خدمات میشود.
- رکود اقتصادی نسبت به رکود تورمی رایج تر است.
- ابزارهای اقتصاد کلان در مقابله با رکود اقتصادی معمولاً کارآمد هستند، اما در برابر رکود تورمی اثربخشی کمتری دارند.
سوالات متداول
در ادامه به برخی از سوالات پر تکرار شما عزیزان پاسخ می دهیم:
۱. منظور از رکود تورمی چیست؟
رکود تورمی (Stagflation) به وضعیتی در اقتصاد گفته میشود که در آن، رکود اقتصادی (کاهش یا توقف رشد اقتصادی) با تورم بالا (افزایش قیمتها) به طور همزمان رخ میدهد.
۲. دلایل ایجاد رکود تورمی چیست؟
۱. شوکهای عرضه. ۲. سیاستهای پولی ناکارآمد. ۳. افزایش هزینههای تولید. ۴. سیاستهای مالی نادرست.
۳. چه راهکارهایی برای مقابله با رکود تورمی وجود دارد؟
۱. سیاستهای پولی محتاطانه. ۲. افزایش بهرهوری. ۳. اصلاحات ساختاری در بازار کار. ۴. کاهش وابستگی به واردات.






